| از غیبت، تهمت، قضاوت نسنجیده در مورد افراد یا حوادث، حسادت، كینه، دروغ، جر و بحث كردن با دیگران و رنجاندن آنها به شدت پرهیز كنید. زیرا با انجام دادن این گونه اعمال به دور خودتان تراكمی از نیروهای منفی جمع آوری میكنید و كسی كه از این مقدار زیاد نیروهای منفی عذاب میكشد، خودتان هستید. زمانی كه به دیگران خوبی و كمك میكنید، تجمعی از نیروهای مثبت را به دور خودتان فراهم میآورید و این نیروهای مثبت باعث آرامش و شادی شما میشوند. هنگامی كه وضو میگیرید، الكتریستههای ساكن را به سطح بدن میآورید. آب رسانا است و شما امواج آرام بخش را تولید میكنید. با كشیدن مسح سر، این امواج را به كورتكس مغز انتقال میدهید و باعث میشوید كه ناحیهٔ شلوغ ذهن آرام گیرد. با مسح پا، انتقال امواج آرام بخش را در اندامهای پایینی سرعت میبخشید. منطقهای كه در روی كره زمین، بیشترین مقدار این امواج را داراست، كعبه است. زمانی كه شما نماز میخوانید و در جهت خانهٔ خدا قرار میگیرید و ۷ قسمت بدن با زمین تماس پیدا میكند، امواجی را دریافت میكنید كه باعث آرامش شما میشوند. برای افزایش نیروهای مثبت خود میتوانید در یك وان حمام، پر از آب و نمك به مدت ۲۰ دقیقه قرار بگیرید، در بطریهای رنگی آب خوراكی بریزید و به مدت ۲ ساعت در معرض نور خورشید قرار دهید، سپس آنها را در یخچال بگذارید و از آن بنوشید. خورشید منبع سرشاری از انرژی مثبت است. بدون كفش و جوراب روی چمن راه بروید. زیرا كه طبیعت منبع پر انرژی نیروهای مثبت است. از دیگر راههای افزایش نیروهای مثبت و درونی قدردانی از خداوند به دلیل نعمتهای بی كرانش میباشد. خداوند فرموده است: نعمتها را شكر و سپاس گویید تا آنها را برای شما زیاد كنم. شكرگزاری به شما احساس بودن و داشتن میدهد، و این احساس خود به افزایش آرامش و نشاط منجر میشود. چون شما به خاطر آن چه كه دارید شكر میكنید، نعمتهای معنوی از قبیل شادی، سلامتی، صداقت و آرامش درونی به شما عطا شده است. امروز را صرف شادی بخشیدن به خود و دوستانتان كنید. فردا غذای سالمی بخورید. روز بعد با خودتان صادق باشید.اگر موضوعی شما را ناراحت كرد، به موضوعِ دوست داشتنی فكر كنید. روز بعد را در تفكر آرام سپری كنید. شما با سپاسگزاری میتوانید روحتان را پاك و نیروهای آن را در جهت مثبت و صعودی افزایش دهید و این مسئله باعث باز شدن درهای بیشماری از نیروهای مثبت از كائنات به روی شما میشود. |
|
|
درون بدن فاش میسازند. به عنوان مثال آیا میدانید که خندیدن پس از خوردن هر وعده غذایی چه تاثیری روی
بدن دارد؟ یا
اینکه آیا میدانید سفید شدن زود هنگام موها نشانه چه فرآیندی در بدنتان
است.
بدن انسان در تمام طول عمر به شیوهای هوشمندانه و منحصر به فرد علائم و نشانههای زیرکانه و هشدار دهنده
را بروز میدهد اما اکثر افراد به دلیل ناآگاهی از این روابط و علائم، پیغامهای حیاتی بدن را نادیده میگیرند که
حاصل آن به خطر افتادن سلامتی است
ادامه مطلب
آیورودا (Ayurveda) توصیهها و راهکارهائی برای رفع خستگی عمومی ارائه میدهد. فشارها و تنشهای فیزیکی یا روانی معمول و همچنین کمبود خواب میتواند موجب خستگی اشخاص شود. در حقیقت پیشگیری از چنین مواردی مستلزم خویشتننگری است.
گاهی اوقات مفهوم آن فشار نیاوردن بیش از حد بر تن وروان است و گاهی تحرک یا انجام بعضی از کارهای فیزیکی به منظور افزایش سطح انرژی بدن است. خستگی میتواند به علل مهم دیگری مثل کمخونی، آتش (حرارت هضمکننده خفیف) و ضعف جگر پدیدار شود. اگر خستگی به علت کمخونی باشد، خوردن غذاهای آهندار و خونساز از قبیل آب انار، آب انگور، آب هویج یا چغندر میتواند در رفع آن مؤثر واقع شود. تنفس از سمت راست بینی (سوریا پرانایاما (Surya pranayama) ) نیز بسیار مفید است. چراکه این نوع تنفس موجب تحریک جگر میشود که نقش مهمی را در خونسازی دارد. برای خستگیهائی که ناشی از فشارهای فیزیکی است، نوشیدن آب پرتقال تازه با اندکی نمک سنگی به سرعت انرژی را افزایش میدهد. همچنین اضافه کردن ۱۰ قطره آب لیمو به آن به خنک شدن بدن بسیار کمک میکند. وقتی طبع آگنی (Agni) آتش (حرارت هضمکننده) خفیف است، عمل هضم کند صورت میگیرد و سطح انرژی کاهش مییابد. یک روش برای تحریک طبع آگنی خرد کردن یا رنده کردن یک دانه زنجبیل کوچک و تازه به اضافه چند قطره آب لیمو و کمی نمک و جویدن آن قبل از وعدههای غذائی است. همچنین بهتر است از مصرف نوشیدنیهای سرد و یخی پرهیز کنید، چون عمل آگنی را خنثی میکند و مانع هضم مؤثر غذا میشود. در عوض، به هنگام غذا خوردن جرعههای آب گرم بنوشید.
واسنت لد، مدیر و مؤسس انستیتوی آیورودا واقع در البکرک، نیومکزیکو
منبع: اینترنت
نوشته: وانست لد
مترجم: فهیمه امیدظهور
ویراستار: طارق اسدینژاد
| انسانهایی که در این جهان زندگی میکنند و تا
جایی که میتوانند زحمت میکشند، برای تحقق خواستهها و آرزوهای گوناگونشان
فعال و در جنب و جوش هستند. شاید بزرگترین آرزوی هر شخصی این باشد که به
همه آرزوهایش برسد. اگر بخواهید که رویاهایتان را واقعیت بخشید و به آرزوهایتان برسید، میتوانید، ولی شرطهایی مهم و تعیینکننده دارد. مهمترین کار، شناسایی این آرزوست. خیلی اوقات، افراد خواستهای چندی دارند که از صمیم قلب در آرزوی دستیابی به این اهدافند، ولی آن را درست نمیشناسند و از چند و چون و ماهیت این آرزو، آگاهی کافی ندارند. چه بسا که دسترسی به این هدف و برآورده شدن این خواسته، هیچ تاثیر مثبتی در زندگیشان نگذارد. همه خواستهها و آرزوهایتان را به خاطر بیاورید، ولی در اینجا به کاغذ و قلم نیازی نیست. فقط بنشینید، چشمهایتان را ببندید و خودتان را در همان شرایط دلخواهی که در آرزویش هستید، «ببینید». خوب دقت کنید. منظورم این نیست که تصور کنید و خیال کنید که به آرزوهایتان رسیدهاید. نه، در اینجا باید رویایتان را زندگی کنید. خودتان را ببیند که در همان موقعیت دلخواه زندگی میکنید و همیشه در آرزویش هستید، با افرادی که دوست دارید و با آن میزان ثروت، تحصیلات و یا هر معیاری که تکمیل آن، خواسته و آرزوی بزرگ شماست. همه این رویا را در ذهنتان زندگی کنید. رسم این رویای زنده و زندگی کردنی، مفید و لازمست، ولی یک عرصه مبهم و تار، کمکی نخواهد کرد. اگر دیدید که با زندگی در این دنیای دلخواه باز هم نتوانستهاید زوایای کوچکش را پیدا کنید، معلوم میشود که راجع به این خواستهها و موقعیت ایدهآل، اطلاعات درستی ندارید. این نارسایی اطلاعات، از دو جهت ممکن است به زندگی شما آسیب بزند. وقتی که در همان نگاه اول زندگی پیش رویتان را جذاب و شگفتانگیز ببینید و اطلاعات و دانستههای کافی هم در اختیارتان نباشد، با خوشحالی در راه کسب چیزهایی قدم خواهید گذارد که از مضرات و آسیبهای احتمالیش آگاه نیستید و این به شناخت ناکافی فرد از خودش برمیگردد و جستن همان نقاط قوت و ضعف که همیشه از آنها، صحبت میشوند. برعکس قضیه هم اینست که شما در نگاه اول، رویای محبوب خود را دشوار و دردسر مییابید و با کمیمکث، تصمیم میگیرید از دستیابی و دنبال کردن آن منصرف شوید. این میتواند به معنای از دست رفتن یک فرصت خوب برای پیشرفت در زندگی شما باشد. نشناختن نقاط قوتی که میتوانند از عهده حل این دشواریها برآیند، میتواند یک گزینه خوب در زندگی را از دستتان بگیرد. وقتی که توانستید تابلویی روشن، شفاف و تا جای ممکن چند وجهی از رویایتان خلق کنید، میتوانید راجع به شروع راه یا صرف نظر کردن از این آرزو، تصمیم درستی بگیرید. ولی اگر شروع کردید، خاطرتان باشد که همواره تمامی تواناییها و ناتواناییهایتان را پیش چشم داشته و در توصیف یکی اغراق و بزرگنمایی نکنید. این تصویر زنده و پویایی که از رویایتان ایجاد نمودهاید را همیشه پیش چشم حفظ کنید. پی گرفتن این راه و نیل به یک موقعیت دلخواه، گام به گام و مرحله به مرحله جلو خواهید رفت و اگر بخواهید به ناگهان پرشی بلند انجام دهید، با توقفی طولانی روبهرو خواهید شد. صبور باشید و با نگاهی رو به هدف تلاش کنید. یکی دیگر از فاکتورهای کلیدی و تعیینکننده موفقیت شما،عشق و علاقهایست که به آرزویتان دارید. با مردمان منفیباف و ناامیدی که از رکورد و سستی و رخوت دم میزنند، معاشرت نکنید. گاه، این اشخاص با حرفهای دلسردکننده، سعی در توقف ماشین پویای دیگران دارند. این آرزو، آرزوی شماست و شمایید که بیش از هر کس دیگری برای تحقق آن زحمت میکشید و بیش از هر کس دیگری از تحقق آن لذت خواهید برد. اشتباه کردن به هیچ وجه حادثه فاجعهآمیزی نیست. وقتی اشتباه کردید، تنها چیزی که شما را به رویایتان نزدیکتر میکند، برخاستنی حساب شده و با تدبیرست. با این تفاسیر، شما هم دست به کار شوید. گوشههای ذهن و روحتان را جستجو کنید، آرزوهایی از یاد رفته را خواهید یافت که منتظر شمایند. |
| روشنائی جان، علاوه بر حفظ تندرستی مستلزم
برخورداری از انرژی بسیار است. سطح انرژی پائین میتواند به مشکلاتی نظیر
ناکامی و کلافگی و ملال و رخوت و بیحالی و افسردگی و احساس بیهودگی
بینجامد. هر یک از این مشکلات بهتنهائی کافی است تا مانع پیشرفت معنوی
شود. بکوشید اوضاع و شرایط یا افرادی را که انرژی وجودتان را میمکند بشناسید و کنار بگذارید. به مآخذ سر و صدا ـ مثلاً رادیو و تلویزیون و پخش صوت و ویدئو و ترافیک و گردهمائیهای پرازدحام ـ بنگرید. این صداها و سایر صداهائی را که مخل سکوت و آرامش است از زندگیتان حذف کنید، تا ببینید چگونه سطح انرژیتان ناگهان بالا میرود. آیا احساس میکنید وقتی بعضی از افراد شما را ترک میکنند، احساس بیقراری و عدم تعادل میکنید؟ شاید در ظاهر، شخصی که با او وقت میگذرانید کاملاً خوشایند بهنظر برسد. ولی وقتی میرود بهنحوی احساس فرسودگی میکنید. طوریکه انگار نیروی وجودتان را نیز همراه خود برده است. تا حد امکان، از اینگونه افراد بپرهیزید. اگر به خود اجازه بدهید که بیش از اندازه خسته و فرسوده یا گرسنه بشوید یا زیاد در معرض نور آفتاب یا باد قرار بگیرید، انرژی وجودتان از بین میرود. همچنین از این در و آن در گفتن و گپ زدنهای غیرضروری و مشاجرات و ستیزههای شخصی و این به اصطلاح گزارشهای خبری، جملگی از مکندههای انرژی بهشمار میروند. گاه میبینید بدون هیچ دلیل خاص، کاملاً انرژی خود را از دست دادهاید. در چنین مواقعی توجه کنید که به چه کار یا چه گفتار یا چه اندیشهئی سرگرم بودهاید، یا چه خورده و چه آشامیدهاید؛ تا بتوانید تا حد امکان نه تنها آنچه را که بهطور نامحسوس نیز نیروی وجودتان را میمکد، از زندگیتان حذف کنید. |
هر کس اگر بتواند در طول زندگی اش با اطرافیان خود رابطه ای براساس صداقت و یکرنگی ایجاد کند آن وقت است که می تواند زندگی خوبی را برای خود رقم زند. یکرنگی بیانگر آغازی زیبا و سرشار از انرژی است.
باید بدانیم که اگر نتوانیم این احساس را در خود به وجود آوریم اولین کسی که در زندگی ضربه خواهد خورد خودمان خواهیم بود، زیرا همواره در میان نگرانی ها دست و پا خواهیم زد و باور نخواهیم کرد که در آسایش می توان زیست.برای ایجاد لحظاتی در آرامش از همان آغاز زندگی مشترک و یا دوستی به دیگران دروغ نگفته و پنهانکاری نکنید و با آنها با راستی و درستی رفتار کرده و روش خوبی را در پیش بگیرید.
تنها در این صورت است که در آینده نه تنها در مورد ارتباط خودتان با همسرتان نگرانی نخواهید داشت، بلکه نگران تربیت فرزندانتان نیز نخواهید بود زیرا آنها بزرگترین نکته را در زندگی شاهد بوده و از شما فرا گرفته اند.
میدانید چرا؟ چون خجالتی بود! در زندگینامهاش نوشتهاند كه او سالها به خاطر صدای زنانهاش خجالت میكشید در میان جمع، صحبت كند. آن نوجوان خجالتی، خوشبختانه بازیگر تئاتر نشد و شد: توماس ادیسون! همان ادیسونی كه زندگی امروز را بدون اختراعات او حتی نمیشود تصور كرد... كودكان، نوجوانان و جوانانی كه امروز خجالتی هستند، در هیچ محضری امضا نكردهاند و به هیچ كسی تعهد ندادهاند كه فردا و پسفردای روزگار هم خجالتی و كمرو باشند.
ادامه مطلب
نیرویی از آن توست باور نکردنی
و توانایی به کارهایی که تصورشان هم مشکل است
تنها مانع دیوار بلند ذهن توست
پس به ناتوان بودن میندیش
باور کن که می توانی
شکست تنها يک چيز را ثابت مي کند: اينکه اراده و
قصدمان براي پيروزي کافي نبوده است.
-----------------------------------
خداوند براي دشواريهاي زندگي سه راه قرار داده است:
خنده، خواب و اميد
----------------------------------
انسان آن قدرها كه به نظر مي آيد،
كوچك و حقير نيست.
او تمامي آسمان و كائنات را در خويشتن دارد؛
او همه ي هستي را در خويش پيچيده است.
آري، او در ظاهر شبنمي بيش نيست،
اما در دل، اقيانوسي بي كرانه را پنهان كرده است.
علم، به همين ظاهر محدود پرداخته است؛ ظاهر شبنم.
آنهايي كه به ژرفاي هستي آدمي فرو رفته اند،
با شگفتي دريافته اند كه
هر چه بيشتر در اين بي كرانه غرق شوند،
او را بي كرانه تر مي يابند.
هنگامي كه به هسته ي مركزي وجود آدمي مي رسي،
در مي يابي كه او با هستي يگانه است.
او همه ي جها ن است.
اين است تجربه ي ذات الوهي در انسان
به درون خويش سفر كن.
به ژرفاي خود برو.
خدا در توست.
كشفش كن.
***************
آيا تا به حال به اين موضوع فكر كرده ايد كه اين خود ما هستيم كه از طريق بسياري از اعمالي كه انجام مي دهيم يا انديشه هايي كه مي كنيم و حرف هايي كه بر زبان مي آوريم ، مجازاتها و تنبيهات خود را تعيين و مشخص مي كنيم. يعني اگر تفكرات و انديشه هاي ما مثبت باشند ما انرژي مثبت موجود در پيرامونمان را به خود جذب مي كنيم و اگر تفكرات و انديشه اي ما منفي باشند ، به تناسب انرژي منفي موجود در ژيرامونمان را جذب مي كنيم.راستي انرژي مثبت چيست؟انرژي مثبت اساساً همان چيزي است كه در ذهن خود تصوري درست از آن داريم؛ يعني همان نور- خوبي - محبت- عشق- انفاق- صبر-احسان به همنوع - اميدواري و...
و به همان اندازه انرژي منفي همان چيزي است كه در ذهن خود تصويري درست از آن نداريم؛ تاريكي و ظلمت ونفرت(كه مهمترين سلاح براي شيطان به شمار مي رود) بد جنسي ،شرارت، رذالت ،بي صبري، خود خواهي ،تعصب، نا اميدي و ياس و اندوه .
اين دو انرژي مثبت و منفي در مخالفت از همديگر فعاليت مي كنند و ضد يكديگر و زماني ما بتوانيم اين انرژي ها را در درونمان،آرام سازيم و بر آنها تسلط يابيم بي درنگ خدمتگذار ما مي شوند. هر چيز مثبت ، مثبت خود را جذب مي كند و هر چيز منفي ، منفي خود را . نور در جستجوي نور است و ظلمت شيفته ظلمت پس چنانچه ما كاملاً مثبت يا كاملاً منفي بشويم كم كم به سراغ اشخاصی مي رويم و جذب مي شويم كه مانند خود ما هستند. اما نبايد فراموش كرد كه ما خود مثبت و يا منفي را انتخاب مي كنيم . صرفاً با تفكر انديشه هاي مثبت و بيان مطالب خوب و مثبت قادر مي شويم انرژي مثبت را به خود جذب كنيم . زيرا انسان با بيان مطالبي ، قادر است ميدان انرژي اطراف بدنش را تحت تأثير قرار دهد . زيرا قدرتي عظيم در افكار و انديشه هاي ما نهفته است و اين خود ما هستيم كه محيط اطرافمان را با افكاري كه در ذهن داريم ، مي آفرينيم .
روح قدرتي عظيم براي كنترل ذهن دارد و ذهن نيز بر جسم تسلط دارد و زمانيكه ذهن و فكر ما منفي باشد ، انرژي منفي اطراف را جذب كرده و باعث ضعف تدريجي سيستم دفاعي بدن شده و كالبد فيزيكي ياراي مقاومت و مصونيت از بيماريها و امراض را ندارد و اين زماني پيش از پيش صادق است كه افكار ما (منفي) بر حول محور وجود خودمان بچرخد و به نيازها و مشكلات ديگران اهميتي ندهد . حال آنكه اگر به فكر خدمت به ديگران باشد مي تواند امراض خود را شفا دهد . با پرورش نيروي ايمان كه مانند كشت گياهان است و داشتن اين تصور كه اگر خوبي كنيم ، خوبي دريافت مي كنيم و اگر بدي كنيم ، بدي دريافت مي كنيم و اينكه با داشتن تفكر مثبت و بيان جملات و واژه هايي هر چند ساده كه قادرند يكي از دو نوع انرژي مثبت و يا منفي را جذب كنند ، باورمان نمي شود كه اين خود ما هستيم كه مي توانيم راهرويي پيچ در پيچ از نااميدي و اندوه خود بيافزاييم . به همان اندازه ما مي توانيم جاده اي عريض و پهن و دلپذير از تحقق يافتن تمام آرزوها و اميدهايمان و سعادت و نيكبختي مان ، پديد بياوريم.
حقيقت اين است كه انديشه هاي ما ، از قدرتي خارق العاده برخوردارند.
من یک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هیچگاه به خاطر دروغهایم مرا تنبیه نکرد. میتوانسته، اما رسوایم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد!
هرچه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد اما من هرگز حرف خدا را باور نکردم. وعدههایش را شنیدم اما نپذیرفتم. چشمها و گوشهایم را بستم تا خدا را نبینم و صدایش را نشنوم. من از خـــدا گریختم بیخبر از آنکه او با من و در من بود!
میخواستم کاخ آرزوهایم را آن طور که دلم میخواست بسازم نه آنگونه که خدا میخواهد. به همین دلیل اغلب ساختههایم ویران شد و زیر خروارها بلا و مصیبت ماندم. از همه کس کمک خواستم اما هیچ کس فریادم را نشنید و یاریم نکرد.
با شرمندگی فریاد زدم: خدایا اگر مرا نجات دهی، اگر ویرانههای زندگیام را آباد کنی با تو پیمان میبندم هرچه بگویی همان را انجام دهم!
در آن زمان خدا تنها کسی بود که حرفهایم را باور کرد و مرا پذیرفت. نمیدانم چگونه اما در کمترین مدت خدا نجاتم داد.
ـ گفتم: خدای عزیز بگو چه کنم تا محبت و لطف بیحد تو را جبران کنم؟
ـ گفت: هیچ. فقط عشقم را بپذیر و مرا باور کن و بدان در همه حال در کنار تو هستم.
ـ گفتم: خدایا عشقت را پذیرفتم و از این لحظه عاشقت هستم.
سپس بیآنکه نظر خدا را بپرسم به ساختن کاخ رویایی زندگیم ادامه دادم. اوایل کار هر آنچه از او میخواستم فراهم میشد. اما از درون خوشحال نبودم!
نمیشد هم عاشق خدا شوم و هم به نظرات او بیتوجه!
با آنچه او میگفت من به آرزوهای بزرگی که داشتم نمیرسیدم.
پس او را فراموش کردم تا راحتتر به آن چیزهایی که میخواهم برسم!
برای ساختن کاخ رویاییم از رهگذران کمک میخواستم.
آنان که خدا را میفهمیدند سری از تاسف تکان میدادند و رد میشدند و آنها که جز سنگهای طــلایی قصـــرم چیزی نمیدیدند به کمکم آمدند تا آنها نیز بهرهای ببرند که همانها در آخر کار از پشت خنجرها زدند و رفتند! همانگونه از من گریختند که من از صدای خدا و وجدانم!
ناامید از همه جا دوباره خدا را خواندم. کنارم حاضر بود!
ـ گفتم: دیدی با من چه کردند؟ آنان را به جزای اعمالشان برسان ...
ـ گفت: تو خودت آنها را به زندگیت فراخواندی!
از کسانی کمک خواستی که محتاجتر از هر کسی به کمک بودند.
ـ گفتم: مرا عفو کن. من تو را فراموش کردم و به غیر تو روی آوردم. اگر دستم بگیری و بلندم کنی هرچه بگویی همان کنم.
بازهم خدا تنها کسی بود که حرفها و سوگندهایم را باور کرد.
نمیدانم چگونه اما متوجه شدم که دوباره روی پای خود ایستادهام.
ـ گفتم: خدایا چه کنم؟
ـ گفت: هیچ. فقط عشقم را بپذیر و مرا باور کن و بدان که همیشه در کنارت هستم.
ـ گفتم: چرا اصرار داری تو را باور کنم و عشقت را بپذیرم؟
ـ گفت: اگر مرا باور کنی خودت را باور کردی. اگر عشقم را بپذیری وجودت آکنده از عشق میشود. آن وقت به آن لذت عظیمی که در جستوجوی آنی، میرسی و دیگر نیازی نیست که خود را برای ساختن کاخ رویاهایت به زحمت بیاندازی! دیگر چیزی نیست که تو نیازمند آن باشی و به خاطرآن از من روی گردانی. وقتی مرا باور کردی حرفها و وعدههایم را باور خواهی کرد!
وقتی عاشقم شدی و باورم کردی به آنچه میگویم عمل میکنی، زیرا درستی آنها را باور داری و سعادت خود را در آنها میبینی!
بدان که من عشق مطلق، آرامش مطلق و نور مطلق هستم و از هر چیزی بینیاز!
| افرادی که اعتمادبهنفس ضعیفی دارند به طور
مداوم، با خود افکار منفی را مرور میکنند. درحالی که با جایگزینی مثبتنگری به جای افکار منفی میتوان از اعتمادبه نفس بیشتری برخوردار شد و موفقیتهای بسیار بیشتری را در زندگی رقم زد. شاید این مورد برای شما هم پیشآمده باشد که متوجه شدهاید صحبتکردن در یک موقعیت اجتماعی، برای شما تشویش بوجودمیآورد. در حالی که وقتی در برابر یک گروه یا در یک جایگاه حرفهای، صحبت میکنید که درواقع، نسبت به اطلاعات و دانش خود در آن زمینه مطمئن هستید، ابدا با این مشکل، روبرو نمیشوید. به عبارتی، زمانی که در برابر جمعیت یا گروهی قرارمیگیرید که احساس میکنید میخواهید راهی برای تاثیرگذاری بر دیگران انتخاب و خود را به لحاظ اجتماعی طرح کنید، دچار بیشترین تشویش میشوید. هیچ به این مسئله فکرکردهاید که ممکن است این مشکل به دوران کودکیتان مربوط شود. برخورد پدر و مادرتان باشما در این دوران چگونه بود؟ آیا همواره از طرف هردو یا یکی از آنها به طور اساسی و حتی به صورت روزانه مورد نکوهش قرارنمیگرفتید؟ روانکاوان معتقد به تاثیرگذاری عمیق دوران کودکی در شکلگیری شخصیت فرد در این باره میگویند: قطعا این مشکل ریشه در مسایلی دارد که در دوران کودکی پیشآمده است و تکرار آن باعث ایجاد ثبات در این زمینه در فکر و روان فرد شدهاست. بنابراین، ما باید بپذیریم نکوهشهای پدر و مادر در زندگی بزرگسالی کودک، تاثیر و نمود قابل توجهی خواهدداشت. اگرچه چگونگی این تاثیر و آثار آن برای ما کاملا مشخص نباشد و به بررسی خاص نیاز دارد. بیتردید، اولین گام برای درمان هر مشکل روانی، شناخت مقولاتی است که در ایجاد آن موثر بودهاند. بعد از مرحله شناخت و آگاهی است که باید راههایی را برای تغییر نگرش و رفتارمان در نظربگیریم. ▪ آیا با مثبتنگری، مثبتسخنگفتن و تاکیدات مثبت؛ میتوان اعتمادبهنفس لازم را برای ایجاد این تغییرات، در خود بوجودآورد؟ پاسخ این سوال مثبت است. این روشها به ما کمک میکند به یک وضعیت مطمئن و پایدار ذهنی دستیابیم که در واقع اساس این تغییرات محسوب میشود. متاسفانه ما معمولا خود را تخریب میکنیم که در نهایت باعث سختتر و پیچیدهترشدن مشکلاتمان میشود. این روند به طور اتوماتیک اتفاقمیافتد. یک مثال ساده از این نوع تخریب میتواند این تاکید باشد: من برآشفته و مضحک هستم. بنابراین با کسب آگاهی بیشتر نسبت به آنچه انجاممیدهیم، ما میتوانیم با انتخاب راههایی سودمند، در رفتارمان تغییر ایجادکنیم. قطعا نکوهش دائمی بچهها، یک روش سودمند تربیتی محسوب نمیشود. بلکه پدر و مادرانی که معمولا بچههایشان را مورد تشویق قرار میدهند، در واقع به موفقشدن آنها کمکمیکنند. بیتردید هر دو روش، نکوهش و تحسین، در رفتار افراد تاثیرگذار است. اما بهترین روش تربیتی، بر تحسین رفتار خوب و چشمپوشی از رفتار نادرست، مبتنی است. از این رو، اگر کسی دوران کودکی خوبی نداشته است، خود باید تلاشکرده و به خودش کمککند و شرایطی فراهم سازد که با اعتمادبهنفس کافی و با مجموعه گفتار و رفتار مثبتنگرانه برآنچه میخواهد اتفاق بیفتد، تاکیدکند. هرگز نکوهشهای پدر یا مادرتان را باخود تکرار نکنید. درست است این مسئله در ذهن شما هست، اما شما نیازی به تکرار آن ندارید. بنابراین، ایجاد تاکیدات جدیدی که بتواند شما را در دستیابی به اهدافتان کمک کند، بسیار مهم است. شما باید این تاکیدات را چندبار در روز تکرار کنید تا بلاخره به نتیجه برسند. معمولا ایجاد مثبتنگری، خود به حذف منفینگری در کلیه سطوح زندگی میانجامد. این تاکیدات میتواند اینگونه باشد: - من خوشحال هستم، امروز من خوشحال هستم . امروز من واقعا خوشحال هستم. - من واقعا مورد توجه هستم و همه مرا دوست دارند. - من به طور حیرتآوری در زندگی اجتماعیام موفق هستم. |
براساس پژوهشهای انجام شده دریافتهایم که در شرایط افسردگی شدید تأثیر
شناخت درمانی اگر بیشتر از دارو درمانی نباشد، کمتر از آن نیست. افراد به
شدت افسردهای که مدت سه ماه از روشهای شرح داده شده استفاده کردهاند،
سلامت روانشان را باز یافته و علایم افسردگی در آنها تخفیف یافته است.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
....
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
مثلا تصور کنید که فردی با اعتماد به نفس هستید و بعد احساس حاصل از با اعتماد به نفس بودن را تجربه کنید.
یا اگر روز بدی داشتهاید تصور کنید که امروز روز خوبی داشتهاید و همه چیز همانطور که باید پیش رفته؛ اکنون احساس حاصل از داشتن چنین روز خوبی را در خود تجربه کنید.
اگر درگیر امتحانات و درسها هستید، تصور کنید که اگر بهاندازه کافی مطالعه کرده بودید و اکنون کاملا آماده امتحان بودید چه احساسی داشتید؟ این احساس را نیز تجربه کنید.
احساس انرژی دارد و انرژی یعنی توانایی انجام کار.
احساس مثبت شما به شما انرژی میدهد و طبق قانون جذب و قانون ذهن این احساس انرژی قدرت مندی است که موضوع فکر و تصور شما را به زندگی شما جذب میکند.
احساس مثبت، وقایع مثبت را جذب زندگی میکند و احساس منفی وقایع منفی را به زندگی میکشاند.
پس هرگاه با موقعیت دشواری روبرو هستید، از آخر تصور کنید. یعنی پیش از انجام کار تصور کنید که اگر کار انجام شده باشد، چه احساسی خواهید داشت. سپس آن احساس را در خود نگاه دارید و به سمت انجام کار پیش بروید.
این موفقیت شما را بیشتر تضمین میکند تا تشویش و نگرانی و اضطراب.
| - عبارت تأکیدی: ”همهٔ نعمتهای جهان برای من
است“ را به خود بگوئید. مهم نیست که اول به آن معتقد نباشید. بگذارید تصورات منفی شما از بین بروند، منفیبافی مانع کامیابی شما خواهد شد. - اگر به دنبال نعمت و کامیابی بگردید، آن را در همه جا پیدا میکنید. نعمتهای جهان را تجربه کنید. از هر چیز به قدر وفور در جهان وجود دارد. یک گوجهفرنگی را باز کنید و بینید چند دانه در آن وجود دارد. در هر لحظه چند تخم میوه بهوجود میآید؟ جهان، طبیعتاً حاصلخیز است (این ما هستیم که تعادل را بر هم و کمیابی را دامن میزنیم.) هرقدر بیشتر به دنبال نعمتهای خداوند بگردید، به همان اندازه، آنها را بهدست میآورید. |
ادامه مطلب
۲. در محافل، مسافرت و یا مکانهای تفریحی چنانچه در جمع شما یک پزشک، حسابدار و یا وکیل نیز حضور داشت، توصیه میشود از آنها سئوالات حرفهای و تخصصی نپرسید.
۳. اگر کارمندی در محل کار خود خدمات ویژهای برای شما مهیا ساخت، یادداشت تشکرآمیزی برای رئیس وی ارسال دارید.
ادامه مطلب
| روشنائی جان، علاوه بر حفظ تندرستی مستلزم
برخورداری از انرژی بسیار است. سطح انرژی پائین میتواند به مشکلاتی نظیر
ناکامی و کلافگی و ملال و رخوت و بیحالی و افسردگی و احساس بیهودگی
بینجامد. هر یک از این مشکلات بهتنهائی کافی است تا مانع پیشرفت معنوی
شود. بکوشید اوضاع و شرایط یا افرادی را که انرژی وجودتان را میمکند بشناسید و کنار بگذارید. به مآخذ سر و صدا ـ مثلاً رادیو و تلویزیون و پخش صوت و ویدئو و ترافیک و گردهمائیهای پرازدحام ـ بنگرید. این صداها و سایر صداهائی را که مخل سکوت و آرامش است از زندگیتان حذف کنید، تا ببینید چگونه سطح انرژیتان ناگهان بالا میرود. آیا احساس میکنید وقتی بعضی از افراد شما را ترک میکنند، احساس بیقراری و عدم تعادل میکنید؟ شاید در ظاهر، شخصی که با او وقت میگذرانید کاملاً خوشایند بهنظر برسد. ولی وقتی میرود بهنحوی احساس فرسودگی میکنید. طوریکه انگار نیروی وجودتان را نیز همراه خود برده است. تا حد امکان، از اینگونه افراد بپرهیزید. اگر به خود اجازه بدهید که بیش از اندازه خسته و فرسوده یا گرسنه بشوید یا زیاد در معرض نور آفتاب یا باد قرار بگیرید، انرژی وجودتان از بین میرود. همچنین از این در و آن در گفتن و گپ زدنهای غیرضروری و مشاجرات و ستیزههای شخصی و این به اصطلاح گزارشهای خبری، جملگی از مکندههای انرژی بهشمار میروند. گاه میبینید بدون هیچ دلیل خاص، کاملاً انرژی خود را از دست دادهاید. در چنین مواقعی توجه کنید که به چه کار یا چه گفتار یا چه اندیشهئی سرگرم بودهاید، یا چه خورده و چه آشامیدهاید؛ تا بتوانید تا حد امکان نه تنها آنچه را که بهطور نامحسوس نیز نیروی وجودتان را میمکد، از زندگیتان حذف کنید. |
در ابتدا داشتن اندیشههای مثبت و قاطع شروع خوب یاست اما کامل و کافی نیست زیرا اندیشههای مثبت بدون نظم و هماهنگی، آغاز یک توهم است و تنها با وجود نظم و هماهنگی است که میتوانند نتایج معجزهآسائی را بهوجود آورند.
نکته مهم دیگر اینکه شما باید بیاموزید که چگونه با یأس و ناامیدی مبارزه کنید. ناامیدی، آرزوها را به یاد میدهد و حالت و رفتارهای مثبت را به منفی تبدیل میسازد. عمدهترین عملکرد یک حالت منفی، از بین بردن نظم و هماهنگی درونی است. و همانطور که میدانید وقتی نظم نباشد، هدفهای دلخواه نیز وجود نخواهد داشت.
در کل انسانها بر دو دستهاند:
۱) افرادی که بر یاس و ناامیدی خود غلبه میکنند.
۲) اشخاصی که در حسرت غلبه کردن بر ناامیدیهای خویشتن بهسر میبرند.
شما میتوانید چیزهائی که موجب ناراحتی و یأس شما میشود را بهصورتی درآورید که موجب ایجاد شور و هیجان و شادی در شما شود، کار چندان سختی نیست فقط باید همیشه دو جمله را دقیقاً به یاد داشته باشید:
۱) از مسائل کوچک و جزئی ناراحت و نگران نشوید.
۲) تمام مسائل زندگی کوچک و جزئی هستند.
معمولاً همهٔ افراد موفق میدانند که موفقیت در آن سوی ناامیدی نهفته است اما متأسفانه افراد ناموفق به آن سوی دیگر ناامیدی نمیرسند و اغلب از دستیابی به اهدافشان باز میمانند در واقع بهوسیله ناامیدی متوقف میشوند. این افراد اجازه میدهند که ناامیدی، آنها را از انجام عملکردهائی باز دارد که برای حمایت از آنان در دستیابی به آرزوهایشان ضروری است. شما باید با مهار کردن ناامیدی از این موقع بگذرید، از هر شکستی درس بیاموزید و همچنان به حرکت خویش بهسوی موفقیت ادامه دهید (شک دارم افراد موفقی را بیابید که این شکستها را تجربه نکرده باشند). پس با روحیه شاد و دید مثبت وارد عمل شوید و با خود بگویید: هیچ نیروئی نمیتواند مرا از رسیدن به اهدافم باز دارد، من حتماً موفق خواهم شد.
| همه روزهای هفته آینده، در آغاز روز پنج یا ده
دقیقه را به خندیدن بگذرانید. اینکار را در خلوتگاه یا پشت میز آشپزخانه
یا در هر جا که برایتان موثرتر است انجام بدهید. اگرچه کار آسانی نیست.
زیرا در فرهنگ ما زیاد خندیدن ترویج نشده است. اما اگر زیاد بخندید، از
بینشهای زائیده از آن حیرت خواهید کرد. شاید نخست ادای خندیدن را در آورید. شاید ناگزیر تا انتهای این فرایند بهطور تصنعی بخندید. اشکالی ندارد. وانمود کنید که بازیگر هستید و نقشتان را اجرا میکنید. اگر بایستید یا لبه صندلی بنشینید، آسانتر میشود. پس از چند دقیقه نخست، عضلات شکمتان کمی درد میگیرد. نگران نشوید. به خندیدن ادامه دهید. پس از خاتمه خندیدن، آرام بنشینید تا جسم و جانتان ثمراتش را دریافت و جذب کند. آنگاه روزتان را آغاز کنید. انجام این کار همراه با یک نفر دیگر که به این کار علاقمند باشد، بسیار سودمند است. در میان خندیدن، زیر گریه نزنید. بعداً درباره مسأله گریستن نیز بهطور جداگانه گفتگو خواهیم کرد. در پایان هفته ـ یا حتی شاید زودتر ـ میبینید که میتوانید از همه چیز بخندید. این انتخابی قدرتمند است که به هنگام پرداختن به امور دشوارتر کمکتان میکند. بههنگام طی راهتان، وقتی با اوضاع و شرایطی به ظاهر دشوار مواجه میشوید، استفاده از این ابزار را از یاد نبرید. زندگیتان را دگرگون خواهید ساخت. همچنین چندی از وقتتان را با افرادی صرف کنید که شما را به خنده میاندازند. به تماشای فیلمهای خندهدار بنشینید. کتابهای خندهدار بخوانید. خندیدن به روح و جان خوراک میرساند. |
ادامه مطلب
خواهید دید که علاوه بر زیبائی حیاتبخش طبیعت، تعالی بخشیدن به محیط زندگی شخصتان نیز در سفر درونیتان تأثیری بسزا دارد. مراد این نیست که بهپا خزید و یک شیء زیبا بخرید. کاملاً بعکس، منظور خلاصشدن از انبوه چیزهائی است که چون تبدیل به یکی دیگر از اشیاء شده، اهمیت خود را از دست داده است. فقط یک گلدان زیبا بر روی طاقچه، بسیار زیباتر از زمانی است که چون میان جمعی از اشیاء احاطه شده، زیبائیاش بهچشم نمیآید.
زیبائی میتواند بهمعنای ایجاد فضاهای خالی باشد. دوست هنردوستی دارم که سالها آثار سایر هنرمندان و یادبودهای سفرهایش بهدور دنیا را جمع کرده است. خانهاش بیشتر به موزه میماند. و اگر آدم بخواهد همه نقاشیهائی را که به دیوار زده، یا همه مجسمههایش را تماشا کند، باید به اندازه یک سفر برای اینکار وقت بگذارد.
اخیراً دوستم تصمیم گرفت که خودش را از همه آنها برهاند. یک روز به دور و بر خانهاش نگریست و متوجه شد که دیگر نمیداند به چه فکر میکند. چون ذهنش از اشیاء انباشته بود. این اشیاء نه تنها جا میگرفتند، نه فقط میبایست نگران شکستن یا صدمهدیدن آنها باشد، نه تنها مدام میبایست آنها را برق میانداخت و گردگیری و بیمه میکرد، در زندگیش جائی و فرصتی برای پرداختن به درون خودش باقی نگذاشته بود. با رها کردن همه اشیائی که روزگاری میاندیشید نمیتواند بدون آنها سر کند، فضائی زیبا و آرامبخش آفرید.
بهدقت به همه اشیائی که احاطهتان کردهاند ـ خواه در خانه و خواه در محل کار ـ در نظر افکنید. گاه سالیان سال ـ دست کم در سطحی هشیار ـ پی نمیبریم که بعضی از جنبههای محیطمان چندان دلپذیر نیست.
زمانی را صرف کنید تا مکانهائی را که بیشتر وقتمان را در آنجا میگذرانید، تا حد امکان برای روح و جانتان الهامبخش و زیبا و رهاننده سازید.
برای رسیدن به وضعیت روحی بهتر در زندگی شناختن افکار و اندیشه هایی که در ضعف یا نشاط دخیل هستند از اهمیت بالایی برخوردار است.
به طور مثال اگر در یک مسابقه ورزشی افکارمان بر متجلی کردن استعدادهای خود و احترام و ارزش قائل شدن به این توانایی خداداد باشد خود را تقویت کرده و به خود قدرت بخشیده ایم ولی اگر فکرمان این باشد که هر طوری است باید بر حریف غلبه کنیم و به هر قیمتی باید برنده شویم باعث رقابت و سلطه جویی می شود و کل ساختمان بدنمان ضعیف می شود. افکار ما باعث تقویت و تضعیف برخی از عضلات ماهیچه های مهم بدن می شود. قلب ماهیچه ای است که بر اثر اندیشه های ما قوی یا ضعیف می شود حتی کلیه ها، جگر، ریه، روده با ماهیچه هایی احاطه شده اند که تحت تاثیر افکارمان است.
انسان هایی هستند که از زندگی خود ناراضی هستند. همیشه و در هر موقعیت که آنها را ببینید فقط ابراز نارضایتی می کنند. این رفتار آنها خسته کننده و کسالت آور است. اگر از آنها بپرسید: آیا تا به حال به این فکر کرده اید که بهتر از این هم می توان زندگی کرد، به شما خواهند گفت: سعی کرده ام ولی نمی شود. آیا شما هم از این دسته انسان ها هستید. آیا شما هم فقط ناراضی هستید و آیا شما هم فکر می کنید امکان تغییر وجود ندارد؟ اگر از این دسته آدم ها هستید؟ بدانید که هم خود را زجر می دهید و هم اطرافیانتان را در رنج مستمر قرار داده اید.
با بکار بردن راهکارهایی می توانید زندگی خود را بهتر کنید، از جمله این راهکارها این است که مشکلات خود را خوب ببینیم، راه حل ها را یاد بگیریم و تلاش کنیم موضوعاتی که موجب رنج می شود شناسایی کنیم. به طور مثال اگر به نظر پدر یا مادرتان فرزند خوبی نیستید، سعی نکنید برای آنها دلیل بیاورید و آنها را قانع کنید که اشتباه می کنند، بلکه یاد بگیرید چگونه می توان فرزند خوبی بود. در گام دوم هرگز فکر نکنید فقط درک شما درست است. ادراک شما فقط نتیجه آموخته ها و گذشته شماست. شایدغلط یاد گرفته باشید و رفتارهایی را انجام دهید که به خاطرآنها به شما احترام بگذارند; نه این که مجبور باشید به خاطر انجام آنها همواره عذرخواهی کنید. همیشه در پی این باشید که چگونه می توان زندگی را مدیریت کرد. مثلا اگر علاقه دارید که اطرافیان به شما احترام بگذارند، باید روشی را انتخاب کنید که منجر به این هدف شود و اگر روشی را برای رسیدن به یک هدف، بارها و بارها تجربه کرده اید ولی به هدف نرسیده اید، حتما روش خود را تغییر دهید. مثلا اگر برای این که به شما احترام بگذارند، آنها را تحقیر کرده اید، روش خود را تغییر دهید.
مشورت با متخصصین گامی دیگر برای انتخاب روش هایی بهتر است و هیچ انسانی وقت آن را ندارد که برای انتخاب یک روش زندگی، همه راه ها را تجربه کند.
قدرت خود را برای چشم پوشی و گذشت نسبت به مسایل افزایش دهید. بسیاری از مسائل اصلا ارزش ندارند که وقت شما را بگیرند. مسلما اطرافیان و دوستان شما آنقدر خوبی دارند که شما بتوانید به راحتی از بدی های آنها صرف نظر کنید.
اشتیاق و علاقه خود را به زندگی بهتر، نشان دهید. پرانرژی باشیدو با افرادی ارتباط برقرار کنید که موفقیت شما را می خواهند. آنها شما را به سوی موفقیت هل خواهند داد.
و در گام آخر باید گفت که همیشه برای نفر اول بودن حرکت کنید، بهترین شوهر، بهترین زن، بهترین پدر، بهترین مادر، بهترین دوست.
مطمئن باشید پس از این، زندگی خیلی زیباتر خواهد شد.
اما صبر کنید! متوقف شوید و یک نفس عمیق بکشید.
تنها چند ثانیه طلایی برای خود خلق کنید.
چند راهکار وجود دارد تا دوباره احساس شادی را به وجودتان بازگردانید.
▪ به دوستی که فرصت ملاقاتش را ندارید، یک ایمیل بزنید.
▪ به عزیزترین فرد زندگیتان تنها یک پیامک بزنید. با این مضمون: «دوستت دارم»
ببینید چه احساس قشنگی وجود تان را فرا می گیرد.
▪ برای یک ثانیه به یاد نعمت هایی که در زندگی دارید بیفتید و خدا را به خاطر آنها شکر کنید. ما معمولاً به خودمان فرصتی برای پرداختن به این چیز های کوچک نمی دهیم، اما می دانید مسأله چیست زندگی کوتاه است، خیلی کوتاه. آنقدر که به سادگی در زمان هایی که مشغول هستید از لابه لای انگشتان شما سر می خورد و از دست می رود.
همیشه صورت حساب هایی برای پرداخت، شکم هایی برای سیرکردن، لباس هایی برای شستن و شیشه هایی برای تمیز کردن هست و ممکن است کسی هرگز به شما یادآوری نکند که فرصت برای گوش سپردن به خود، خندیدن و عشق ورزیدن چقدر کم است. از شما می خواهم تنها از همین لحظه استفاده کنید و به خاطر بسپارید شما مردی بی نظیر و بی جایگزین در کل کائنات هستید.
مانند شما، نه در دنیا بوده و نه در آینده خواهد بود. به شاهکاری که قرار است با دستان شما و با وجودتان در دنیا خلق شود فکر کنید. شما اشتباهی به دنیا نیامده اید. کاری برای انجام دادن وجود دارد. کاری برای خود و برای دنیا.
خودتان را دست کم نگیرید! تحت هیچ شرایطی.
۱) برای همدیگر وقت صرف می کنیم.
۲) به همه می گویم که دوستش دارم.
۳) برای قدردانی از محبت هایش ، نامه محبت آمیزی برایش می نویسم.
۴) در جمع از او تعریف می کنم.
۵) وقتی غمگین است سعی می کنم ناراحتی اش را بفهمم و او را درک کنم.
۶) همیشه در اتفاقات خوب و مهم زندگی او را سهیم می کنم قبل از اینکه دیگران چیزی بدانند.
۷) در همه مراحل زندگی باهم برنامه ریزی می کنیم.
۸) همواره مراقبش هستم و به نیازهایش توجه خاصی نشان می دهم.
۹) آرامش را در همه حال حفظ می کنم.
۱۰) باورهایم را نسبت به او همواره حفظ می کنم.
۱۱) پس از به پایان رسیدن روزهای پرتحرک ، شب ها همه چیز را برایش تعریف می کنم.
۱۲) اولین کسی هستم که تولدش را تبریک می گویم.
۱۳) به کارهایی که برایم انجام می دهد توجه می کنم و قدردان محبت های او هستم.
۱۴) ازدواجمان را از موهبت های الهی می دانم.
۱۵) برای سلامتی اش صدقه می دهم.
۱۶) در یک مکان یادداشتی محبت آمیز برایش پنهان می کنم و او را راهنمایی می کنم تا پیدایش کند.
۱۷) سعی می کنم که همیشه سرزنده و شوخ طبع باشم.
اگر لحظه های طلایی کتاب زندگی ما کمرنگ و خلاصه باشد نمی توانیم باور کنیم که خوب زندگی کرده ایم، اما اگر روزها، ماه ها و سال های عمر ما از این لحظه ها انباشته شوند، آن وقت می توانیم به بودن و حضور زیبایی که داشته ایم، افتخار کنیم.زیبا زیستن، شاید هنری باشد که کمتر کسی آن را داشته باشد، خوب بودن، مهربانی، همدلی و ... همه نیروهایی هستند که در به وجود آوردن لحظات طلایی سهم مؤثری دارند.
| خانمی پشت میز كارش نشسته است. او مدیر ارشد
شركت بسیار بزرگی است. روی میز از نامه، قرارداد و كاغذهای مربوط به كارش
پر شده است. دو چراغ چشمك زن روی تلفن، حاكی از آنست كه دو نفر منتظر
صحبت با او هستند. دو نفر ارباب رجوع هم روی مبلهای اتاقش نشسته و چای
مینوشند و منتظرند كه او سرش را از روی نامهها بلند كند تا با او صحبت
كنند. تا نیم ساعت دیگر جلسهٔ مهمی هم دارد. بعد از آن باید با مدیر عامل
شركت راجع به موضوعی صحبت كنند و... فشار ناشی از این همه كار و گرفتاری اغلب ما را كلافه میكند. شاید بگویید: «نه برای من یكی خیلی زیاد است.» اما برای این خانم زیاد نیست او از كارش لذت میبرد. اجازه نمیدهد تصورات باطل روی كارش تأثیر منفی بگذارد، به جای آن به موفقیتهایی كه امروز نصیبش خواهد شد فكر میكند، مؤدبانه با ارباب و رجوعها حرف میزند، صحبتهایشان را به دقت گوش میدهد. تلفنها را جواب میدهد. این كارها سخت و طاقت فرسا نیست اتفاقی معمولی برای كسانی است كه از كارشان لذت میبرند و مستقیم و مؤثر به سوی هدفهایشان پیش میروند. این خانم تصورات خود را در راهی مثبت به كار میگیرد، میپذیرد كه این حق اوست كه احساس رضایت و موفقیت كند. بسیاری از انسانها ذهن خود را با افكار مأیوس كننده و ملالانگیز پر كرده و احساس خشنودی و خوشبختی را آنقدر زیر فشار میگذارند تا اثری از آن باقی نماند، نگران اتفاقات ناگوار و فاجعههایی هستند كه هرگز صورت خارجی به خود نمیگیرد و یا به ندرت اتفاق میافتد. احساس رضایت از كارشان را تحمل نمیكنند. نه از كارشان لذت میبرند و نه از بازی و تفریحشان خشنود میشوند. انسان میتواند به استناد دلیل و منطق حركت كند و غذای بیمزه بخورد. امّا خداوند به ما شوخ طبعی، روی خوش و خنده اعطا كرده تا مأموریت دو روزهٔ عمر را با روح و با نشاط بگذرانیم. میتوانید لذت را احساس كنید. میتوانید زیر دوش آب سرد بروید و بخندید و بالا و پایین بپرید. میتوانید شادابی را در عمق وجود خویش احساس كنید. مسئله این است كه برای خودتان چه بخواهید. زندگی باید قرین شادی باشد. اما برداشتهای زندگی امروز از زندگی، اغلب عكس این موقعیت را نشان میدهد. مفهومی منفی با تصویر ذهنی زشت. زندگی باید رسم خوشایندی داشته باشد مردم باید با خود و دیگران مهربان باشند. شادی و شادكامی باید چشم و قلب و جزیی از وجود ما باشد. خوشیهای دنیا متعلق به ماست. با فراموش كردن اشتباهات گذشته میتوانید به زندگی شاد برسید. اگر احساس كنید كه حق دارید از زندگی لذت ببرید، میتوانید در كار و زندگی طعم خوش شادی و خوشبختی را بچشید. با سرزنش خویش، لذت و شادمانی را از خودتان دریغ میكنید. زندگی خلاق تصمیم گرفتن برای شادمان بودن است. پیروزیِ نیروهای مثبت فكر و تصور بر نیروهای منفی تفكر و تصور است. با تقویت روزانه تصویر ذهنی خویش، برای زندگی خلاق آماده میشوید، خود را شایسته خوشیهای زندگی میدانید و از آن به سود خود استفاده میكنید. |
آیا با تو رفتار بدی شده است؟ دیگران را ببخش و ببین که با چه سرعتی از آن فکر منفی و مخرب خلاص میشوی.
آیا میخواهی امروز را به روزی واقعاً عالی تبدیل کنی؟ پس سعی کن امروز به پیشرفت دیگران کمک کنی.
تو برای بخشندگی به پول زیاد، وقت اضافی یا مهارت بالا نیاز نداری. برای بخشش صادقانه در هر موقعیت و در تمام روز فرصت وجود دارد.
با گذشت و بخشش، زندگی به سطح بالاتری از زیبائی صعود خواهد کرد. هر لحظه زندگی با بخشش، یک لحظه زندگی با شادی واقعی و بادوام خواهد بود.
این موهبت را به خودت عطا کن و از ارزش واقعی آن شگفتزده شو.
▪ حقیقت، ما را توانگر نمیسازد، ولی آزاد بار میآورد.
▪ کسی که میخواهد رازی را حفظ کند، باید این واقعیت را که رازی دارد، کتمان کند.
▪ خداوند، آزادی را آفرید و بشر، زندگی را
▪ بالاتر از همه چیز، این است که با خودمان صادق باشیم.
▪ نخستین نشانهٔ فساد، ترک صداقت است.
▪ فراموش نکنید که شرکتهای خوبی که بد شدهاند، آنهائی هستند که برای مدتی دراز، واقعیت فرسودگی راهبرد خود را انکار کردهاند.
▪ سخت کوشیدن برای بهتر کردن کارآئی یک راهبرد کهنه و ناتوان، سرانجام بیهوده خواهد بود.
▪ بیاموزید که متفاوت ببینید، آنگاه متفاوت را مییابید.
▪ آنان که با شمشیر زندگی میکنند، بهدست کسانی که تفنگ در دست دارند، از پای درمیآیند.
▪ بصیرت و درونبینی فرد، از راه فرآیند برنامهریزی هدایت شده پدید نمیآید، بلکه از درون آیندهای از اتفاقها، آرزوها، کنجکاویها، بلندپروازیها و نیازها برمیخیزد.
▪ اگر میخواهید ارتباطی مؤثر برقرار کنید، از درک صحیح آغاز کنید. وقتی ما با نیت درک دیگران و نه با نیت پاسخ به آنان، به سخنانشان گوش میکنیم، پایه و اساس ارتباطی راستین را بنا مینهیم. وقتی طرف مقابل حس میکند که شما قبل از هر چیز مایل هستید او را درک کنید، خود را فردی ارزشمند و معتبر احساس میکند، در نتیجه از موضع دفاعی خارج میشود و درونیترین فکرها و احساسهای خود را از پرده برون میافکند.
▪ گوش کردن مؤثر، یعنی گوش کردن سرشار از همدلی، یعنی گوش کردن با نیت درک کردن. در گوش کردن همدلانه، تنها از گوشهای خود استفاده نمیکنید، بلکه از قلب و جسمتان نیز مدد میجوئید.
| روزهائی هست که زندگی سخت و طاقتفرسا میشود.
روزهائی هست که احساس میکنی دیگر توان پیشروی نداری و باید تسلیم شوی. در
این روزهای سخت فقط یک چیز میتواند تو را به آیندهای روشن برساند و آن
چیزی نیست جزء ذخیره امیدی که برای خود نگاه داشتهای! آیا میدانی انسانها چه وقت تسلیم شرایط میشوند و خود را میبازند؟! جواب بسیار ساده است! وقتی ذخیره امیدشان به پایان برسد و دیگر نتوانند در تاریکی زندگی خود روزنهای روشن را پیدا کنند. هر چه خزانه امید شما به زندگی پرتر و غنیتر باشد، موفقیت شما برای غلبه بر مشکلات زندگی حتمیتر است. زندگی فراز و نشیبهای فراوانی دارد و هر انسانی فراخور سرنوشتی که دارد باید با مشکلات و سختیهای بسیاری دست و پنجه نرم کند. میزان مقاومت و ایستادگی هر انسانی بستگی مستقیم به میزان امیدی دارد که برایش باقی مانده است. بههمین خاطر انسان باید بهطور دائم و لحظه به لحظه به ذخیره امید خودش سرکشی کند و هر وقت فرصتی بهدست آورد مخزن امید خود را پر کند. اما سئوال این است که چگونه میتوان ذخیره امید را زیاد کرد و جای خالی امیدهای مصرف شده را پر کرد؟! و پاسخ این سئوال یک جمله است: ”امید را انتخاب کن!“ ما انسانها، همگی حق انتخاب داریم. در هر لحظه زندگی میتوانیم ناامیدی و بیتفاوتی و افسردگی را برگزینیم یا اینکه امید را انتخاب کنیم. انتخاب امید راهحلی آسان و ساده برای حل مشکلات جدی زندگی است. ما با انتخابهای خود و با تصمیماتی که هر روز میگیریم شکل جهان خود را عوض میکنیم و در مسیر ساختن جهانی بهتر، اولین گام، امید داشتن است. هر چند امید داشتن گام اول است اما هرگز نباید فراموش کرد که یک قدم اساسی و بحرانی است. قدمی که به ما انرژی لازم برای پیشروی و حرکت به جلو را میدهد و ما را به راه میاندازد. پس بیائید از امروز تا آخرین لحظه عمر خودمان بهصورت پایدار و مستمر در هر لحظه از زندگی خودمان در هر شرایطی که هستیم همواره امید را انتخاب کنیم. اگر دانشآموزی معمولی در مدرسهای عادی هستی امیدوار باش که تا بالاترین درجات علمی صعود کنی و کاربردیترین و مفیدترین دانشها را فرا بگیری. اگر زنی خانهدار هستی در سختترین شرایط زندگی از بین میلیونها گزینه یأس و افسردگی، امید به آیندهای روشن را برگزین و بهطور مستمر در گوش اهل خانه، آیندهای روشن و باشکوه را نوید ببخش. مهم نیست که بقیه براساس شرایط فعلی به تو چه میگویند. مهم این است که تسلیم نشوی و در سختترین شرایط امیدوارانهترین مسیر را انتخاب کنی. اگر عزیزی گرانقدر را به هر دلیلی از دست دادهای و بعد از او دیگر شوق و نشاطی برای ادامه زندگی در خود نمیبینی، باز نباید تسلیم شرایط شوی و بیتفاوتی و بیحرکتی را پیشه کنی! بلکه باید به جستوجوی دلیلی امیدبخش برای ادامه زندگی برخیزی و با انتخاب مسیری امیدآفرین زندگی جدید و روشنی را برای خود رقم زنی. کانالهای امیدبخش و شوقآفرین تلویزیون را نگاه کن. با جوانان و انسانهای پرشور و نشاط نشست و برخاست کن. داستانها و مطالب شوقآفرین را بخوان. دوستان پرامید را برگزین. در مجامعی حاضر شو که از روشنائی و امید در آنها سخن رانده میشود و به محض اینکه دیدی شرایط سخت زندگی، تو را در گوشهای بهدام انداخته و تحت فشار قرار داده است، بلافاصله شرایط را به نفع خود تغییر ده و مسیری امیدبخش و شوقآفرین را برای خود برگزین. خواهی دید مادامیکه ذخیره امید خود را با انتخاب لحظه به لحظه اتفاقات امیدبخش در زندگی خودت پر میکنی، یأس و افسردگی هرگز جرأت نزدیک شدن به زندگی تو را پیدا نخواهند کرد. |
|
ـ آموخته ام :که مرد بزرگ به خود سخت می گیرد و مرد کوچک به دیگران ـ آموخته ام : که دانش خود را به دیگران آموزش دهم و دانش دیگران را بیاموزم بنابراین علم خود را انفاق کرده ام و آنچه را نمی دانم آموخته ام ـ آموخته ام : پیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم. آموخته ام : همیشه فردی خوش بین باقی بمانم. چرا که زندگی و موهبتهای آنرا دوست دارم. ـ آموخته ام : اگرچه از هر چیزی بهترینش را ندارم، ولی از هر چیز که دارم بهترین استفاده را می کنم. ـ آموخته ام : لبخند ارزانترین راهی است ک می توان با آن نگاه را وسعت بخشید. ـ آموخته ام : آنچه امروز در دست دارم، ممکن است آرزوی فرداهایم باشد. ـ آموخته ام : زندگی مثل یک نقاشی است، با این تفاوت که در آن از پاک کردن خبری نیست. ـ آموخته ام :که هیچ روزی از امروز با ارزشتر نیست. |
چنین طرز فکری خیلی بیشتر از تکرار چند جمله مثبت و یا اینکه دائماً به خودتان تلقین کنید همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت، می باشد. باید طرز فکر و نگرش خود را به طور کلی تغییر دهید و در عمیق ترین لایه های مغزی خود، انرژی مثبت را جای دهید. مثبت اندیشی موقتی آن هم تنها برای چند لحظه کوتاه، چیزی عایدتان نخواهد کرد. باید ترس های خود را کنار بگذارید و سست ارادگی و بی عقیدگی را از خود دور کنید. همانطور که پیش تر نیز بدان اشاره شد، کمی تلاش و اقدام موثر درونی در این زمینه از ملزومات قضییه به شمار می رود. آیا به راستی قصد دارید که در درون خود یک تغییر بنیادین ایجاد کنید؟ آیا قصد دارید که روش اندیشیدن خود را تغییر دهید؟ آیا دوست دارید صاحب قدرتی ذهنی شوید و با استفاده از آن تاثیر مثبتی بر روی خود، اطرافیان و محیط پیرامونتان بگذارید؟
در مکالمه های درونی فقط از عبارات مثبت استفاده کنید. از لغاتی نظیر: "من میتوانم"، "من قادر هستم"، "چنین چیزی ممکن است"، و "از عهده انجام آن بر می آیم" استفاده کنید.
● همواره شادی، قدرت و موفقیت را در وجود خود زنده نگه دارید.
از افکار منفی به شدت دوری کنید. با حفظ آرامش، ذهن خود را از منفی گرایی منحرف سازید و آنها را با افکار سازنده و شادی بخش جایگزین سازید.
در هنگام صحبت کردن با دیگران از لغاتی استفاده کنید که حس احترام، شادی و موفقیت را در آنها زنده کند.
پیش از اینکه هر یک از پروژه های خود را عملی کنید، نتیجه موفقیت بخش آن را در ذهن خود مجسم کنید، اگر این کار را با تمرکز و ایمان کامل انجام دهید، مطمئناً از نتیجه بدست آمده شگفت زده خواهید شد.
▪ سعی کنید حداقل روزی یکبار یک صفحه از اشعار امید بخش ادبی را مطالعه کنید.
▪ فیلم و سریال هایی را تماشا کنید که باعث ایجاد خوشحالی در شما می شوند.
▪ اخبار نگاه کنید و روزنامه بخوانید، اما این کار را کاملاً بیطرفانه و بدون جانبداری از فرد یا گروه خاصی انجام دهید.
▪ با افرادی معاشرت کنید که خودشان منشا نیروهای مثبت هستند.
▪ هنگام نشستن و یا راه رفتن کمر خود را راست نگه دارید، این امر توانایی های ذاتی و اعتماد به نفس شما را افزایش می دهد.
▪ پیاده روی کنید، شنا کنید و یا ورزش های دیگری انجام دهید. این امر حس مثبت گرایی را در وجود شما زنده نگه می دارد.
▪ فقط مثبت فکر کنید و در افکار خود تنها نتایج مثبت را مورد محاسبه قرار دهید. اگر در حال حاضر زندگی بر وفق مراد شما نیست، مطمئن باشید که با مثبت اندیشی میتوانید همه چیز را تغییر دهید.
جیمز آلن
شما با کلام خود میتوانید روند حوادث را تغییر دهید آیا هیچوقت به این موضوع فکر کردهاید که ارادهٔ شما، تولید کننده افکارتان است نه اتفاقات روزمره. افکار و تصاویر ذهنی خود را کنترل کنید و اراده خود را بر آنها تحمیل کنید. هرگز اجازه ندهید فردی یا موضوعی افکار شما را دستخوش نوسان کند یا تصویر ذهنی نامطلوبی برای شما بسازد. بهجای تصاویر درهم و منفی، تصاویری زیبا از ذهنتان بسازید آنگاه خواهید دید که ذهن شما چه پیشگوی قابلی است.
● آینده را تصاویر ذهنی انسان میسازد.
وقتی به چیزی فکر میکنید، در واقع برایش کارت دعوت میفرستید. آیا هرگز برایتان پیش آمده که به دوستی که مدتها از او بیخبر بودهاید فکر کنید و او ناگهان پس از سالها، به شما تلفن بزند؟ آیا میدانید این اتفاق چگونه رخ میدهد؟ فکر شما امواجی تولید میکند که باعث جذب ذهن و فکر دوست شما میشود و او با شما تماس میگیرد. در مورد آینده نیز همین قانون صدق میکند. وقتی شما شرایطی را برای آینده در نظر میگیرید و به آن فکر میکنید امکان وقوع آن را به طرز چشمگیری قطعی میکنید.
● تصاویر ذهنی شما، بهسوی شما باز میگردند
زندگی مانند آینهای است که همیشه تصویر ذهن خودتان را منعکس میکند. افراد مثبت، مهربان، شاد و باگذشت،دنیا را مانند خودشان شاد و دلنشین میبینند و افراد منفی، غمگین، ناراضی و کینهجو تصاویر سخت و تاریکی در آن خواهند دید.
● همیشه انتظار بهترین رویدادها را داشته باشید
امیدوار باشید (امید، همان ایمان است) امید یکی از زیباترین وجوه ذهن شماست و ناامیدی بدترین جنبه آن است. هنگامیکه از رویدادی ناامید میشوید در واقع درهای ارتباط خود را با خداوند میبندید، در حالیکه وقتی به آینده امیدوارید و دعا میکنید، رحمت خداوند را بهسوی خود میکشید.
● اگر میخواهید در این آینه کروی، آنچه بهسویتان میآید زیبا و شادی بخش باشد، همانطور بیندیشید
اگر انتظارات منفی و بدبینانه داشته باشید به طرف بدبختی و اتفاقات نامطلوب خواهید رفت ولی اگر انتظار بهترینها را داشته باشید و ذهن خود را مملو از تصاویر و اتفاقات مثبت و زیبا از آینده نمائید برای شما همان اتفاق مثبت رخ خواهد داد.
● ناامیدی دیواری است محکم، که پشت آن یک پرتگاه است
امید جادهای است روشن که به مقصود نهایی، منتهی میشود.
دربارهٔ آینده صحبت کنید. سعی کنید در استفاده از کلمات، آنهائی را انتخاب کنید که در آن علامتی از تحقق آرزوهای شما وجود داشته باشد. سعی کنید قالبهای فکری نادرست کلمات منفی را درون خود ویران کنید و هنگام سخن گفتن از قدرت نفوذ کلام خود، نهایت بهره را ببرید. با کلمات امیدوار کننده، در خود شور و شوق ایجاد کنید. شما هم حتماً در اطراف خود به افرادی برخورد کردهاید که معروف به منفیبافی هستند؟ آیا هرگز دقت کردهاید که همین افراد تا چه میزان (نسبت به دیگران) بیشتر دچار بد شانسی و بد بیاری میشوند؟ فکر میکنید علت چیست؟ مسلماً علت این امر، منفیبافی درونی خود آنهاست. در گذشته وقتی قصد انجام کاری را داشتند میگفتند: نفوس بد نزنید یا نفوس خوب بزنید. این اصطلاح نیر دقیقاً به همین اصل باز میگردد که شما با کلام خود میتوانید روند حوادث را تغییر دهید.
.: Weblog Themes By Pichak :.

