چطور به روابط نامشروع ˝ نه ˝ بگویید ؟!

شاید یکی از پررنگ ترین دغدغه های دخترانی که به نیت ازدواج با کسی آشنا می شوند، این باشد که...
حد و مرز روابط را چطور تعیین کنند؟

وقتی طرف مقابلشان تو زرد از آب در می آید و درخواست نامشروعی از آنها دارد، چطور مقاومت کنند و رابطه را به پایان ببرند؟

چه کنند که طرف مقابل را قانع کنند و در مقابل دام هایی که برایشان پهن شده چه جوابی بدهند؟


تحقیقات نشان داده که بسیاری از افراد، به این خاطر خویشتن داری را از دست می دهند که نمی توانند در برابر فشار روانی تقاضا برای ارتباط جنسی از طرف مقابل مقاومت کنند و با جدیت و صراحت نه بگویند. در این مواقع به احتمال زیاد طرف مقابل شما با زبان چرب و نرم حرف هایی می زند که ممکن است شما را به فکر فرو برد اما اگر از قبل برای هر کدام از این حرف ها جوابی آماده داشته باشید، می توانید به راحتی از دام ها فرار کنید.


می گوید: لمس کردن یکدیگر باعث رشد انسان هاست.

بگو: تو باید رشد کنی و اطلاعاتت را بیشتر کنی. من آن قدر پخته هستم که بدانم این کار، آرامش من و برنامه هایم (برای آینده) را خراب می کند.

می گوید: رفتار تو مثل یک بچه کوچک است...

بگو: اتفاقا رفتار من مثل آدم های باتجربه است. به اطرافت نگاه کن ببین ارتباط بدون مسئولیت پذیری و بدون برنامه چقدر جوان ها را بدبخت کرده است.

می گوید: تو کنجکاو نیستی. فکر می کنی به یک بار تجربه کردن نمی ارزد.

بگو: من درباره خیلی چیزها کنجکاو هستم؛ اما معنایش این نیست که بخواهم خودم قربانی بشوم، یا موش آزمایشگاهی باشم. هرچه باشد، امکان صدمه دیدن من هست؛ پس نمی ارزد.

می گوید: همه این کار را می کنند.

بگو: اولا خیلی ها خویشتن دار هستند، ثانیا بیشتر کسانی که تو می گویی، سرانجام سرشکسته و متأسف می شوند و ثالثا من همه نیستم و می دانم که چه کاری برای من صحیح است.

می گوید: برای اینکه دوستت داشته باشند، باید بیشتر جلو بروی.

بگو: من نمی خواهم برای دوست داشته شدن، اجازه بدهم کسی از من سوءاستفاده کند.

می گوید: ولی من دوستت دارم.

بگو: پس به تصمیم من احترام بگذار و احساسات مرا پایمال نکن.

می گوید: به من نشان بده که چقدر دوستم داری.

بگو: من با خویشتن داری و انتظار کشیدن تا روز ازدواج به تو نشان می دهم که چقدر دوستت دارم.

می گوید: کسی که چیزی نمی فهمد.

بگو: خودم و خدای خودم که این را می فهمیم.

می گوید: تو مرا علاقمند و حالا نباید این طور رهایم کنی؛ وگرنه رفتارت در حق من بی انصافی و غیرانسانی است. چطور وجدانت چنین اجازه ای می دهد؟

بگو: من هیجانات نابجای تو نیستم و نمی توانم به قیمت راضی شدن تو، خودم را به گناه و عذاب وجدان و سرزنش بیندازم و خلاف آنچه که به صلاح زندگیم هست عمل کنم. تو باید خودت را کنترل کنی.

می گوید: اگر قبول نکنی، دیگرانی هستند که با اشتیاق می پذیرند.

بگو: برایت متأسفم که مرا به خاطر این چیزها دوست داشتی؛ خوشحال می شوم که به سراغ دیگران بروی.

نکاتی‌که پس از ازدواج، زنان باید رعایت کنند!

زنان و شوهران خوشبخت، داغ دعوا را در دل دیگران به‌جای می‌گذارند و زمانی‌که با یکدیگر سر مسأله‌ی خاصی دچار اختلاف می‌شوند، در حضور دیگران با یکدیگر جنگ و نزاع نمی‌کنند اماراه‌کارهایی برای استحکام بیش‌تر خانواده را در ادامه مطلب بخوانید.
 
ادامه نوشته

20 نشانه که همسرتان به شما خیانت می کند !!

اگر این نشانه‌ها به مدت کافی ادامه پیدا کرده‌اند و چیزهایی حس می‌کنید که بوی خیانت می‌دهد، احتمالاً زمانش رسیده دیگر کارت قرمز را به او نشان دهید!
 
ادامه نوشته

نازایی و عفونت های تناسلی زنان

یکی از مسایل نازایی مربوط به خانم ها عفونت است. عفونت ها می توانند قسمت های مختلف دستگاه ژنیتال داخلی یا خارجی زن را درگیر کنند.
دستگاه تناسلی زنان به دو قسمت داخلی و خارجی تقسیم می شود.
بخش های خارجی نظیر واژن و دهانه رحم بیشتر در معرض آلودگی هستند. عفونت این مناطق تاثیر زیادی بر روی زایایی زن ایجاد نمی کند و به درمان های ساده پاسخ می دهند.
دستگاه تناسلی داخلی شامل رحم، لوله های رحمی و تخمدان ها است. اساساً نوع باکتری و میکروبی که این قسمت ها را آلوده می کند با نوع آلودگی ژنیتال خارجی متفاوت است. راه آلودگی به این میکروب ها نیز متنوع است نظیر تماس جنسی آلوده، خون و….
مهمترین عارضه این عفونت ها امکان بسته شدن و آسیب لوله های رحمی است. زیرا وجود لوله های رحمی برای انتقال تخمک و باروری آن توسط اسپرم ضروری است.
عفونت لوله های رحمی حدوداً ۱۰ درصد نازایی ها را تشکیل می دهد.
علایم این عفونت ها بر خلاف عفونت های دستگاه تناسلی خارجی دیر بروز می کند. ممکن است در موارد خفیف تا متوسط هیچ علامتی از نظر بالینی نداشته باشند.
بنابراین پیشنهاد می شود خانم ها هر ۶ ماه تا یک سال برای کنترل سلامتی نزد متخصصین زنان مراجعه کنند. گاهی عفونت های داخلی به صورت حاد، ناگهانی و شدید به صورت تب، ترشحات واژینال و.
.. ظاهر می شود که اگر تشخیص داده نشوند در سال های بعد یعنی هنگام مراجعه خانم برای درمان نازایی با گرفتن عکس رنگی سابقه یک عفونت در سال های قبل مشاهده می شود که باعث بسته شدن لوله ها می شود و در بعضی موارد بدون ایجاد علایم بالینی عوارض بدی بر جا می گذارد.»
اجسام خارجی نظیر آی.یو.دی (IUD) تامپون ها و… عواملی هستند که بدن را مستعد عفونت می کنند. البته در صورت کنترل های مرتب درصد ابتلا کاهش پیدا می کند. بیماری های عفونی نیز از طریق خون با منشأهای مختلف می توانند مشکلاتی را ایجاد کنند. از این قبیل عفونت ها می توان سل را نام برد که در کشور ما در موارد نادری مشاهده می شود. ولی در افراد مهاجری که از سایر کشورها آمده اند موارد بیشتری دیده شده است. ویروس HIV نقشی در نازایی ندارد.
اما به دلیل سرکوب شدن سیستم ایمنی در این بیماری، در نتیجه مستعد شدن بیمار به عفونت های مختلف می تواند به طور غیرمستقیم باعث نازایی شود.»
عفونت های سیستم تناسلی داخلی علایمی را به دنبال دارد ، دردهای زیرشکم معمولاً شایع است، دردکمر، ترشحات واژینال و در صورت همراه شدن با عفونت ژنیتال خارجی سوزش، خارش هم دیده می شود.
گاهی اوقات نیز بی نظمی هایی در پریود دیده می شود. عفونت رحمی با ایجاد خراش ها و زخم باعث ایجاد خونریزی ها و لکه هایی وسط سیکل ماهانه می شود. در مراحل حاد بیماری تب وجود دارد ولی در مواقع مزمن دیده نمی شود.
● پیشگیری از بروز عفونت های تناسلی
در صورت استفاده از عوامل مستعدکننده عفونت نظیر آی. یو. دی (IUD) باید به طور مرتب تحت نظر پزشک باشند و در صورت مشاهده عارضه ای خاص زودتر از موعد مقرر نزد پزشک مراجعه کرده و از تماس های جنسی آلوده پرهیز کنند. در صورت مشاهده علایم عفونت به موقع نزد پزشک مراجعه کنند. علاوه بر آن تمامی خانم ها کنترل های شش ماهه تا یک ساله نزد پزشک متخصص زنان داشته باشند. مسیله مهم در این زمینه آموزش به جوانان است. آگاهی بهترین راه پیشگیری است.
● درمان
بنا بر اظهارات متخصص زنان در بسیاری از موارد برای این گونه عفونت ها درمان خاصی وجود دارد. نازایی مطلق در اثر عفونت ها با توجه به پیشرفت تکنیک های باروری دیده نمی شود. در کل این عفونت ها باروری خود به خودی را کاهش می دهند اما نازایی مطلق وجود ندارد.

ازدواج مرحله زیبایی از زندگی

رای هر مرد و زنی ازدواج به منزله آغاز دوباره زندگی است. هر دو افكار و آرزوهایی برای این زندگی مشترك دارند و تمایل دارند كه نقش پررنگی در این میان داشته باشند و هریك نیز به شیوه خود عمل می كنند.
خانواده و داشتن مسئولیت موهبتی الهی است و نقش زنان در اداره خانه از اهمیت قابل توجهی برخوردار است.به همین دلیل ازدواج برای یك زن مفهوم خاصی دارد. به عبارت دیگر ازدواج برای یك زن بیشتر مفهوم احساسی دارد. برای وی ازدواج به معنی استقلال و خارج شدن از محدودیت هایی است كه والدین برایش تعیین كرده بودند.
در عین حال او به لذت شیرین مادری نیز می انجامد. پس او با فرزنددار شدن شخصیت خودرا به عنوان همسر و مادر تكمیل می كند.لازم به ذكر است كه از نظر یك زن همسر به معنی امنیت، حمایت، قدرت و فردی صمیمی برای در میان گذاشتن احساسات و افكار است.
بدین ترتیب شوهر كسی است كه با او می توان هر آنچه را با دیگران حتی والدین و خواهر و برادر نمی توان تقسیم كرد در میان گذاشت و به معنی واقعی كلمه شریك شد.
از طرف دیگر شوهر كسی است كه پدر فرزندان اوست. پس نقش او در هماهنگ ساختن این نقش ها بسیار است. به عبارت دیگر اكثر این نقش ها برای زن از نقطه نظر احساسی حائز اهمیت است.
بنابراین چنانچه زن متوجه شود كه همسرش مسائل و احساسات خود را با فرد دیگری در میان می گذارد احساس خوبی نخواهد داشت، زیرا از نظر زن همسر یعنی همه چیز او و وی خواهان صمیمیت و صداقت با همسرش می باشد و در بسیاری موارد یك حس وابستگی نیز در او شكل خواهد گرفت.
اما اگر شوهر از این امر طبیعی آگاه نباشد و سعی نكند به همسرش اطمینان خاطر دهد كه زندگی مشتركشان در اولویت است مشكلاتی برای زن ایجاد خواهد شد كه برخی از آنها عبارتند از:
▪ زن اعتماد و وابستگی خود را از دست می دهد.
البته شاید این احساس آشكار نباشد اما شدت آن به طور قطع كاهش می یابد. زن در افكار و روحیات خود دچار استرس و تنش شده و به تدریج به انواع بیماری های جسمی و روحی هر چند خفیف دچار می شود.
▪ احساس امنیت خاطر او از بین می رود
با توجه به اینكه اشاره ای داشتیم به اینكه از نظر زن شوهرش به معنی امنیت است وقتی او وابسته به شوهر باشد اما احساس راحتی و آرامش خاطر نكند از نظر امنیت به ویژه امنیت مالی نیز احساس ناامنی خواهد كرد.
▪ احساس خواهد كرد شریك احساسی خود را از دست داده است
هر چقدر هم زن به والدین-خواهر و برادر ودوستان و آشنایان نزدیك باشد وقتی احساس كند شوهرش از نظر روحی نزدیك به او نیست احساساتی از قبیل خشم- تأسف و نارضایتی بر او مسلط شده و به روحیه او حمله می كنند.
▪ احساس اعتماد به نفس در او تضعیف می شود
حتی اگر بسیاری از افراد به او احترام بگذارند از آنجایی كه وقتی همسرش دور و بر اوست احساس اعتماد به نفس بیشتری می كند با عدم این حضور نیز این احساس دچار ضعف می شود پس احساس می كند نیاز به تأیید و تحسین را از جانب افراد دیگری دریافت كند كه همین امر موجب بسیاری از دلسردی ها و دلزدگی ها از زندگی مشترك خواهد شد.
▪ نگران ارتباطات خارج از منزل نیز نخواهد بود
وقتی زنی از جانب همسرش احساس حمایت نكند دیگر ارتباطات خارج از منزل نیز برایش اهمیت چندانی نخواهد داشت. به همین دلیل در بسیاری از موارد این چنینی روابط عمومی او نیز دچار مشكل خواهد شد. چرا كه دیگر انرژی و وقت كافی برای تقویت و گسترش ارتباطات با دیگران را نخواهد داشت.
یادآوری می كنیم كه زندگی مشترك به معنی شراكت واقعی همه چیز از جمله روح طرفین است و با تحقق این امر احساس شادابی در طرفین ایجاد می شود. و درغیر این صورت به تدریج رابطه تخریب خواهد شد و این موضوع برای خانم ها كه از حساسیت عاطفی بیشتری برخوردارند شدت بیشتری می یابد.
وقتی زنی احساس می كند شوهرش به اندازه كافی با او صادق و صمیمی نیست احساس جذابیت از جانب او نیز كاهش می یابد و به تدریج سعی در دوری از همسرش دارد. و از آن جایی كه افكار و احساسات انسان ها موجی تولید می كند كه دامنه آن از طرف مقابل را نیز تحت الشعاع قرار می دهد این موج به تدریج منفی شده و موجب دوری طرف مقابل از وی نیز می شود.
اما این فقط بخشی از مشكلات عاطفی میان زوجین است در صورتی كه در پی آن مشكلات اجتماعی بسیاری نیز ایجاد خواهد شد.
در چنین شرایطی چنانچه زن توانایی ترك و جدا شدن از همسر را داشته باشد این كار را خواهد كرد اما چنانچه این امكان وجود نداشته باشد به طور پیوسته در یك حالت تهاجمی و تدافعی به سر می برد كه این امر نه تنها امكان تجدید رابط و اصلاح آن را دشوار می سازد بلكه به طور غیر مستقیم بر روحیه فرزندان نیز تأثیر خواهد گذاشت.
در بسیاری از كشورها كه ازدواج ها از طریق والدین تنظیم و اداره می شود شاید امكان صمیمیت روحی پس از ازدواج تأثیر مضاعفی یابد. زیرا طرفین در آغاز زندگی مشترك امكان تأثیر روحی بر یكدیگر را پیدا می كنند. پس باید این كار با آگاهی كافی انجام شود. در غیر این صورت احساس راحتی و آرامش در خانواده ایجاد نخواهد شد.
طرفین منتظر خروج از منزل و راحتی بیشتر خواهند بود. خشونت و پرخاشگری افزایش می یابد.
احساس محبت و عشق درونی طرفین سركوب می شود. فرزندان به خوبی متوجه عدم رضایت والدین در زندگی شده و در مواردی احساس گناه می كنند كه همین امر نیز می تواند منشأ بسیاری از كجروی ها شود.
در نهایت این زوجین به ظاهر در كنار هم زندگی می كنند اما به واقع از نظر عاطفی از یكدیگر طلاق گرفته اند و عشق و گذشت نیز درچنین خانه ای جایی نخواهد داشت.پس بهتر است مراقب تأثیر رفتار و كردار خود بر همسرمان باشیم تا شاید بتوانیم با كمی محبت و توجه احساس خوشبختی و امنیت را به خانواده خود هدیه دهیم.

ازدواجها به سادگی گذشته نیست

برای تعداد کثیری از زوج‌ها، ازدواج با عبارت «تنها مرگ ما را از یکدیگر جدا می‌کند» آغاز می‌شود. اگرچه در نخستین روزهای ازدواج زن و مرد نسبت به عبارت فوق احساس تعهد دائمی می‌کنند، لیکن واقعیت امر در پاره‌ای از موارد طور دیگری است. تحقیقات کارشناسان خانواده نشان می‌دهد که حدود ۵۰ درصد از زوج‌ها، ازدواج خود را در نهایت ناموفق ارزیابی می‌کنند.بدون تردید، ازدواج یکی از باارزش‌ترین و مقدس‌ترین وقایع و فعالیت‌ها در زندگی اکثر بزرگسالان است. آمارها نشان می‌دهد که ۹۷ درصد از جمعیت بزرگسالان در طول زندگی خود حداقل یک بار ازدواج کرده‌اند. تعجب‌آور نیست که بدانیم درصد ازدواج در طول ۱۵ سال گذشته طبق آمار جهانی تقریبا ثابت مانده است. متاسفانه این وضعیت در مورد نرخ طلاق صادق نیست. تحقیقات نشان می‌دهد که آمار طلاق امروزه به مراتب بیشتر از گذشته است و کشورهایی مثل ایالات متحده آمریکا بالاترین آمار طلاق در دنیا را دارا می‌باشند. به طوری که در آمریکا میزان طلاق ۴۰ درصد مجموع ازدواج‌ها و در ایران برای جمعیت شهری ۱۲ درصد بوده است که با توجه به ارزش‌های مذهبی و سنت‌های دیرین خانوادگی و اصالت و باور به زندگی مقدس زناشویی به یقین می‌بایست آمار طلاق در ایران از روند کندتری برخوردار باشد.
ادامه نوشته

ازدواج موفق

آیـا تصمیم به ازدواج دارید؟ و یا آنکه در حـال حـاضـر متاهل مـی باشـیـد؟ شـمـا قادر به بـنیان نـهادن یک ازدواج موفق و پایدار خواهید بود. من بر اساس تجربیات پیشـیـن خـود می دانـم کـه پـایدار نگاه داشتن یک ازدواج موفق مستلزم تـلاش و کـوشـش مسـتمـر است. باید متوجه باشـیـد کـه مفهوم ازدواج چیزی فراتـر از یـک پـیـمان قـانـونی و مشروع میباشد که به واسطه آن به زن و مرد اجازه میدهد بعنوان زن وشوهر در کنار یکدیگر زندگی کنند.
● اهمیت مشاوره پیش از ازدواج
مـشاوره پیش از ازدواج را شدیدا به شما توصیه میکـنـم. شــانس ایجاد یک ازدواج موفق هنگامی که زن وشوهر قادر باشند با یکدیگر در رابطه با مـسائـل ذیـل گـفـتـگو کـرده و بـه یـک تـفـاهـم رضایت بخش و دو سویه در عرصه زندگی مشترک دست یابند، افزایش می یابد:
۱) عقاید و رسوم مذهبی و معنوی.
۲) روابط جنسی ( نگرشها و علایق جنسی )
۳) مادیات ( اهمیت آن، نحوه خرید و تدابیر سرمایه گزاری)
۴) بهداشت فردی و انتظارات و نگرشها نسبت به تناسب اندام.
۵) مدیریت خانواده ( وظایف ومسئولیت ها )
۶) پرورش و تربیت فرزندان و تعداد آنها.
۷) ورزش ها، سرگرمی ها، فعالیت های تفریحی و نحوه گذراندن تعطیلات.
۸) دید و بازدید از خوشاوندان خود و همسرتان.
۹) تعهدات اجتماعی.
۱۰) اهداف و آرزوهای فردی.
اینکه از پیشینه خانواده هـمسـرتـان آگـاهـی یـابـیـد بـسیـار ضـروری مـی بـاشـد. چـون شـخـصـیـت کنونی شما تا حد زیادی برگرفته شده و حاصل همان تجاربی است کـه در شرایط و محیط یک خانواده خاص کسب کرده اید. خـانـواده پـیـونـد دهنده فرد بـا گـذشته مـی باشد. مـا شـدیـدا مـتـاثر نگرشها، رفتار و کنشهای خانواده ای هسـتـیـم کـه در آن پرورش یافته ایم. بله درست است شما تنها با یک فرد نیست که وصلت میـکنید بلکه با طرز تربیت خانوادگی وی نیز تا آخر عمرتان سر و کار خواهید داشت.
● مفهوم تعهد در ازدواج
ازدواج خوب و مـوفـقـیـت آمـیـز وجـود دارد امـا ازدواج بـی عیب و نقص و تمام عیار میسر نمیباشد. هر ازدواج موفق و پایدار شامل متعهد گشتن بی قید و شـرط نـسـبـت بـه یک فرد نا کامل است. این انتظار که همسرتان کامـل و فـاقـد هـر گـونه عیبی باشد واهی و نا معقولانه می باشد. امروزه که جدایی ها و طلاق های شـتابـزده در کوچکترین نشانه اختلاف و مشکلات زندگی اتفاق می افتند مهم است که از خودتان سوال کنید که تعهد شما نسبت به ازدواج چیست؟ تـعـهد بـه ازدواج بـه مـفهـوم آن اسـت که زن و شوهر به یکدیگر چنین گفته باشند: مـا نسبت به زنـدگی مـشـتـرکـمان بـی اعتنا و بی اهمیت نیستیم. ما ازدواجمان را بر پایه عشق، احترام، شرافت و عـلاقـه دو سـویه و خالصانه با یکدیگر آغاز کرده ایم. ما اعتقاد داشتیم و داریم که به یکدیگر وفادار بمانیم، صـادق بـوده و دروغ نـگویـیـم و بـه یکدیگر اعتماد داشته باشیم. چـه در حـضـور یـکدیـگر چـه در غیاب یکدیگر . رعایت نکات زیر سبب تحکیم تعهد به زندگی مشترک میگردد:
ـ سازگاری معنوی
ـ سازگاری شخصیتی
ـ خود شناسی آگاهانه
توانایی در ارتباط برقرار کردن با یکدیگر (بیاموزیم که چگونه بحـرفهای همسرمان گوش دهیم و پرسشهای وی را واضح، مشخص، بـدون پـیش داوری و بدون کینه ورزی و انتقام جویی پاسخ گوییم.)
علاقه دو سویه بیکدیگر
● خصایص اثر بخش
۱) افرادی که در ازدواجشـان یـک نـظام ارزشـی مـقـتـدر را بکار می بندند، بسیار زیاد در مـحقق گشتن یک ازدواج و ارتباط موفق و صحیح به آنها کمک خواهد کرد. نـظـام ارزشی که دربـرگیـرنـده صـفـات و خـصـوصـیات: صـداقت، راستی، همـبستگی، اعتماد، احترام، عشق، گذشت، تفاهم و وفاداری به یکدیگر مـی باشد. ازدواجی که در آن زن و شـوهـر دارای انـتـظارات متـضاد و خـواسـته هـای غیر قابل انعطاف می باشند، شـانـسـی برای موفقیت وجود نخواهد داشت.
۲) مشـاجـرات و اخـتـلافـات را بـه شیوه سازنده و ثمر بخش حل و فصل کنید. که شامل تمرکز بـر دغدغه های هر دو فرد و یافتن گزینه ها و راههایی می باشـد کـه هـر دو طـرف منتفع گشته و به خواسته هایش دست یابد. تـقـریـبـا در هـر اخـتـلاف یـک نفر احساس می کند که مورد بی مهری، بی احترامی و بی توجهی قرار گرفته است. در ازدواج نباید ایـن چـنـین باشد که همواره یک فرد برنده و فرد دیگر بازنده گردد. چـون آن دیـگر مـذاکـره نبوده بلکه تحکم و سلطه گری می باشد.
۳)دوام ارتـباط زناشویی هنگامی که زن و شـوهر زمـان و مـیـدان بـیـشتـری در اخـتـیـار یکدیگر قرار میدهند تا اندکی آزاد باشند، افزایش می یابد.
۴) فراتر از هر چیز آنکه ایمان داشته باشید. ازدواج میتواند تجربه ای سودمند برای شما باشد. با کمی همت و تلاش ازدواج شما موفقیت آمیز خواهد بود.

بهداشت ازدواج

ازدواج یکی از مهم‌ترین رخدادهای زندگی هر فردی می‌باشد. تشکیل خانواده از نظر مذهبی- جامعه‌شناسی و فطری یکی از نیازهای اساسی بشر بوده و نه تنها برای زن و شوهر، بلکه برای نسل‌های بعد نیز سرنوشت‌ساز است که می‌بایست بر پایه و اساسی مستحکم بنا شود، پس ضرورت وجود کانال‌هایی برای اطلاع‌رسانی و آموزش سنجیده و متناسب با نیاز جوانان به خصوص در امر ازدواج و در حیطه‌های گوناگون از جمله بهداشت باروری، تنظیم خانواده، بیماری‌های مادرزادی و ... که زوجین در مراحل مختلف ازدواج با آن مواجه خواهند شد، احساس می‌شود در این راستا مشاوره قبل از ازدواج، از سهم بسزایی برخوردار می‌باشد.
همه موجودات زنده از آغاز تولد تا مرگ مراحلی را پشت سر می‌گذارند آدمی نیز چون سایر موجودات از این قاعده جدا نیست. آدمی موجودی است که همواره در حال تغییر و تحول است و همان‌گونه که بر آموخته‌هایش افزوده می‌شود، نیازها و توانمندی‌هایش نیز دستخوش تغییر می‌گردد. یکی از نیازهای اصلی انسان، نیاز به داشتن همسر یا جفت‌گزینی است.
در حقیقت ازدواج عبارت است از فرآیند علاقه‌مندی، کشش جسمی- جنسی- روانی و به دنبال آن، فراهم‌سازی شرایط اقتصادی، اجتماعی، علمی، شغلی، خانه‌داری و شخصی در جنس مخالف جهت ایجاد یک زندگی مشترک توأم با تفاهم، صمیمیت، پویایی، زایندگی و هدفمند. در این راستا بیشترین تأثیرات را مذهب، اعتقاد و دین دو طرف دارد. ازدواج پایه‌گذاری برای ایجاد خانواده و خانواده واحد متشکله جامعه است.
سلامت و سعادت جامعه در گرو پایه‌گذاری صحیح سنگ این بنا و مراقبت‌های جامع جسمی- روانی- اجتماعی و معنوی از آن است. به همین دلیل ازدواج بایستی بر پایه و اصول اساسی صورت پذیرد تا موجب رشد و شکوفایی زوجین گردد و بهداشت روانی خانواده و جامعه را فراهم سازد. اولین قدم در رسیدن به خوشبختی شناخت هدف ازدواج توسط دختر و پسر در آستانه ازدواج می‌باشد. از مهم‌ترین اهداف‌ ازدواج می‌توان به آرامش و سکون، تکامل و رشد معنوی، تأمین نیازهای جسمی و روانی و عاطفی زن و مرد اشاره کرد. برای رسیدن به این اهداف دختر و پسر بایستی دانش و مهارت کافی را برای تشکیل خانواده و ازدواج داشته باشند.
مشاوره قبل از ازدواج عملکردی است هماهنگ و کلی که تمام اطلاعات در زمینه‌های متعدد را یک جا به زن و مرد می‌دهد و یکی از مفید‌ترین و ضروری‌ترین مشورت‌ها در زندگی می‌باشد زیرا به انسان کمک می‌کند تا مناسب‌ترین همسر را برگزیده و دین و اعتقاد خود را نه تنها حفظ، بلکه تکمیل و مستحکم‌تر کرده و با تفاهم و همدلی بر تلاش خود بیفزاید تا در خانه احساس رضایت کرده و فرزندان سالم و صالح تربیت کند.
قالب کلی بررسی‌های طبی قبل از ازدواج در دنیا شامل گرفتن تاریخچه بیماری‌های ارثی در خانواده و فامیل، مشکلات روانی، انجام معاینات فیزیکی شامل قد و وزن و فشار خون و بررسی صفات ثانویه جنسی در مردان و زنان است. انجام آزمایشات خون شامل شمارش کامل خون، تست‌های عملکرد کلیوی و بررسی از نظر ویروس هپاتیت B، ایمنی به سرخچه، هموگلوبینوپاتی‌ها، بیماری‌های کبدی، تست‌های آزمایشگاهی برای سیفلیس، گنوکوک و گاهی تریکوموناس و کلامیدیا براساس تکنولوژی در دسترس در نقاط مختلف دنیا انجام می‌شود. گاهی رادیوگرافی قفسه سینه و سونوگرافی شکم و مشاوره و تست داوطلبانه ویروس نقص ایمنی انسانی (HIV) نیز انجام می‌شود که این اقدامات به عنوان جزئی از مشاوره قبل از ازدواج انجام می‌پذیرد.
از نظر روانشناسانه مشاوره به ساده‌سازی و تسهیل رشد شخصیت افراد کمک می‌کند و بین نقش‌های مختلف پل می‌سازد. به این صورت که به فرد کمک می‌کند تا مجموعه‌ای از رفتارهای مناسب را کسب نموده و بتواند با تقاضاها و انتظارات نقش جدید سازگار گردد.
مشاوره را می‌توان برخورد دوجانبه مشاور و مراجع دانست که در یک وضعیت حرفه‌ای و برای ایجاد تغییراتی در رفتار مراجع صورت می‌پذیرد. هدف از مشاوره کمک به مراجع است که از خود و طریقه تأثیر خویش بر محیط آگاه شود و اهداف قابل وصولی را برای آینده خود در نظر گیرد.
● فواید مشاوره ازدواج بطور کلی بقرار است:
۱) دادن آگاهی و اطلاعات همه جانبه در میان جوانان در هر رشته تحصیلی، به طوری‌که افراد خود را به اطلاعات علمی و تحقیق مشغول کرده و ظاهراً از کسب اطلاعات جدید و فراگیر خود را بی‌نیاز احساس کنند خصوصاً افرادی که از دو حیطه پزشکی و روانشناسی دور هستند.
۲) استفاده از بالاترین دانش در ابعاد روانشناسی، جامعه‌شناسی، فرهنگی و انسان‌شناسی که توسط روانشناس، روانپرستار و روانپزشک بکار گرفته می‌شود یعنی انتخاب بر اساس علم خواهد بود.
۳) وجود فرد ثالثی که هیچ نفعی جز حق مشاوره که پاسخ مثبت یا منفی آن را دریافت می‌کند ندارد، می‌تواند واقع‌بینی قضیه را بیشتر کند. فرد ثالث تخیلات و رویاهای عاشقانه و عاطفی را حذف می‌کند و به واقعیات بی‌پرده‌ای که می‌بیند، می‌پردازد.
۴) نظرات خانواده طرفین، قدرت تحمیل نخواهند داشت.
۵) تمام مراحل و متغییرها نمره می‌گیرند و بررسی می‌شوند و دیدگاه‌های روانکاوانه در مورد مشکلات شخصیتی مورد بررسی قرار می‌گیرد.
۶) احتمال دروغ گفتن پسر یا دختر کشف شده و عشق‌های دروغین آشکار می‌شود.
۷) مراحل درست و علمی ازدواج به آنها آموزش داده می‌شود.
۸) تمام بیماری‌های روانی احتمالی در دو طرف شناسائی و تشخیص داده شده و به طرف شناسانده می‌شود.
۹) بیماری‌های جسمی مخفی و نامکشوف بررسی و شناسائی می‌شود.
۱۰) تطابق شخصیتی، تطابق پزشکی، تطابق اخلاقی و عاطفی مورد بررسی قرار می‌گیرد.
۱۱) سوابق کل خانوادگی طرفین بررسی می‌شود(از نظر بیماری‌های جسمی و روحی در خانواده‌ها)
۱۲) تطابق سنی و هوش بررسی می‌شود.
۱۳) تطابق جنسی از بابت میل، رفتار و هماهنگی.
۱۴) بهبود وضعیت نسل‌های آینده و حذف عقب‌ماندگی که مانع رشد جسمی- روانی و اخلاقی هستند، حیطه‌هایی که می‌توان در آن رابطه اطلاعاتی را در قالب انجام مشاوره قبل از ازدواج به زوجین ارائه کرد شامل: روابط جنسی، بهداشت باروری، بیماری‌های مادرزادی، تنظیم خانواده، پیشگیری از سرطان‌های شایع در زنان و مردان، روابط با همسر (بهداشت روانی)، قوانین اسلامی و حقوقی می‌باشند.

ازدواج های توخالی

زندگی بالاترین نعمتی است که خداوند به ما هدیه کرده است. ازدواج یعنی زندگی مشترک زن و مرد با این هدف که در کنار هم، پهلو به پهلو قدم بردارند و رشد کنند. در زندگی زناشویی هم ضوابط و معیارهایی وجود دارد که شناختن آن لازم و ضروری است. کمتر اتفاق می‌‌افتد که دختر و پسر در آستانه ازدواج و حتی در ادامه زندگی مشترک از یکدیگر شناخت کافی به دست آورده و هدف از ازدواج را برای خود روشن کرده باشند. آنها اغلب طبق رسم و عادت عمل می‌‌کنند. ارزش‌ها، پیش‌داوری‌ها و فرهنگ اجتماعی در انتخاب آنها تاثیر دارند و بسیاری از ازدواج‌ها را در واقع دیگران ترتیب می‌‌دهند. اگرچه اصل مهم، انتخاب و تصمیم طرفین است اما محیط، اطرافیان و خانواده‌ها مستقیم و غیرمستقیم در این کار نقش دارند. در زندگی زناشویی خوشبختی وجود دارد به شرط آن‌که برای رسیدن به آن تلاش کنیم، بنابراین شناختن عوامل موثر، ارزش‌ها، ضوابط و معیارها، آگاهی از قوانین حاکم بر روابط اجتماعی، شناخت آداب و رسوم و سنت‌های هر جامعه برای رسیدن به یک ازدواج موفق و دوام خانواده کاری بسیار مهم و ضروری است.ازدواجی که با شناخت صحیح صورت گیرد، از خطر جدایی و طلاق می‌‌کاهد. هرچقدر انسان از خود و محیط زندگی‌اش بیشتر بداند، برای او امکان عمل صحیح و درست بیشتر می‌‌شود. ازدواج هم نیاز به شناخت و اطلاعات زیادی دارد که زن و مرد باید آنها را به دست بیاورند. ازدواجی موفق است که در آن ترکیبی از عقل و احساس وجود داشته باشد و نحوه انتخاب همسر، هدف از ازدواج، هماهنگی در موارد مختلف زن و مرد مشخص شود. با جاری شدن صیغه عقد، زن و مرد با تمام صفات و آرزوها، عقاید و روابط اجتماعی، خود را وارد زندگی مشترک می‌‌کنند پس باید هر دو در این صفات، آرزوها، عقاید و روابط اجتماعی به دنبال هماهنگی باشند.زن و مرد برای شروع زندگی زناشویی باید تصویر واقعی و روشنی از آینده زندگی خود داشته باشند. دوستی، صداقت، اعتماد، درک روحیه همسر و پذیرش این‌که می‌‌خواهیم با انسانی متفاوت با خود زندگی کنیم، از ضروریات دستیابی به سعادت است.
● ازدواج از دیدگاه آسیب‌شناسی اجتماعی
زمان پیدایش خانواده را باید از همان آغاز خلقت انسان دانست زیرا با آفرینش «آدم» و «حوا» در حقیقت اولین خانواده دونفره پا به عرصه ظهور گذاشت و با گذر زمان و تولید و تکثیر فرزندان، توسعه یافت.براساس پژوهش‌های جامعه‌شناسان، پایدارترین شکل خانواده مربوط به خانواده انسانی است بنابراین خانواده اولین نهاد اجتماعی است که در همه جوامع بشری وجود داشته و از دیرباز موردتوجه اندیشمندان و صاحب‌نظران علوم مختلف بوده است. تعاریف گوناگونی که از دیدگاه‌های مختلف در مورد خانواده ارائه شده، بیانگر اهمیت این نهاد مقدس اجتماعی است.اسلام از ابعاد گوناگونی به این موضوع پرداخته و لزوم آن را در جامعه از دیدگاه‌های مختلفی مورد تاکید قرار داده است. اهمیت ازدواج از دیدگاه اجتماعی، مهمترین موضوعی است که در تعالیم آسمانی اسلام به آن پرداخته شده است. ازدواج در دین اسلام از محبوب‌ترین تکالیف و شادترین وظایف خوشایند مقرر بین خالق و مخلوق است. شاید بتوان ادعا کرد هیچ واجب یا مستحبی تا این اندازه مورد رضایت خالق و مخلوق نیست و دین اسلام قدر و ارزش والایی برای آن قائل شده است.پیشوایان دین، ازدواج را ضامن بقای نسل انسان از راه مشروع می‌‌دانند و به عنوان مهمترین عامل امنیت و عفت عمومی بر آن تاکید دارند.
● افزایش هفت درصدی ازدواج
معاون امور املاک سازمان ثبت اسناد کشور گفت: در یازده ماه گذشته، تعداد ۷۶۵ هزار و ۲۴۵ فقره ازدواج در دفاتر ثبت اسناد کشور به ثبت رسیده که این آمار در مدت مشابه سال گذشته، ۷۱۳ هزار و ۳۶۰ فقره بوده است.محمدحسن بوکائیان اظهار داشت: آمار ازدواج در کشور در سال ۸۶ نسبت به سال ۸۵، هفت درصد افزایش یافته است.
● افزایش چهار درصدی طلاق
در سال گذشته ۸۳ هزار و ۳۷۹ فقره واقعه طلاق در کشور ثبت شده که این آمار در سال ۸۵، هشتاد هزار و ۱۹۹ فقره بوده که حدود چهار درصد افزایش یافته است.معاون دفتر امور آسیب‌دیدگان سازمان بهزیستی کشور با تحلیل آمار طلاق در کشور بین سال‌های ۷۱ تا ۹ ماهه ابتدای سال ۸۶ گفت: آمار طلاق بین این سال‌ها دارای فراز و نشیب بوده به طوری که در سال ۷۱ هشت درصد و از سال ۷۲ تا ۷۵ دارای سیر صعودی بسیار آرامی بوده و پس از آن به مدت پنج سال (۷۶ تا ۷۹) این روند تقریبا ثابت بوده است.دکتر رضایی می‌‌افزاید: آمار طلاق از سال ۸۰ به بعد با شتاب بیشتری نسبت به سال‌های گذشته دارای سیر صعودی بوده است.به گفته وی؛ آمار طلاق در سال ۸۰، ۴/۹ درصد، سال ۸۱، ۳/۱۰ درصد، سال ۸۲، ۶/۱۰ درصد، سال ۸۳، ۵/۱۰ درصد ، سال ۸۴، ۷/۱۰ درصد، سال ۸۵، ۱/۱۲ درصد و در ۹ ماهه ابتدای سال ۸۶، ۲/۱۱ درصد بوده است.معاون دفتر امور آسیب‌دیدگان سازمان بهزیستی کشور رشد صعودی طلاق در این سال‌ها را متاثر از عوامل اقتصادی و حتی حقوقی دانست و تصریح کرد: به عنوان مثال در مقاطعی دادگاه‌ها در صدور حکم طلاق، سخت‌گیری یا آسان‌گیری می‌‌کنند که همین امر در افزایش یا کاهش آمار تاثیرگذار است.وی در ادامه افزود: آمارها حاکی از آن است که از هر پنج ازدواج در تهران، یک ازدواج منجر به طلاق شده است.دکتر رضایی‌فر، تهران، کردستان، کرمانشاه و خراسان رضوی را به ترتیب با ۸/۲۰، ۷۲/۱۴، ۶۹/۱۴ و ۵/۱۳ درصد جزو استان‌هایی معرفی کرد که بالاترین آمار طلاق را دارد و استان ایلام با ۸۲/۳ درصد، سیستان و بلوچستان با ۸۷/۳ درصد، چهارمحال و بختیاری با ۱/۴ درصد و استان یزد با ۹/۴ درصد کمترین درصد طلاق در سال گذشته را به خود اختصاص داده‌اند.
● چه باید کرد؟
آموزش و پرورش، صداوسیما، دانشگاه‌ها و دستگاه‌های مختلف در مجموع باید در زمینه ازدواج و آشنا کردن جوانان با مهارت‌های خوب زیستن به فعالیت بپردازند چرا که فعالیت‌هایی که تاکنون در این زمینه انجام شده، با نقطه ایده‌آل و مطلوب فاصله بسیاری دارد. به نظر می‌‌رسد باید تمام دستگاه‌ها در این زمینه بسیج شوند چرا که راهکار آن کاهش آسیب‌ها و اطلاع‌رسانی و آموزش است. گفتنی است دولتمردان و مسئولان در جهت اجرای سند چشم‌انداز بیست ساله و تحقق اصول قانون اساسی گام‌های بسیاری برداشته‌اند که از جمله این موارد توجه به ابعاد اقتصادی خانواده، طراحی برنامه‌های پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی مثل اعتیاد، ایجاد مراکز مشاوره در دادگاه‌ها برای جلوگیری از فروپاشی کانون خانواده و توجه به زنان سرپرست خانوار، توجه به خانواده‌های نیازمند و تصویب قوانینی مثل قانون تسهیل ازدواج و... است که تعدادی از این اقدامات انجام شده و برخی نیز هنوز درگیر تدوین آئین‌نامه و ابلاغ مانده است.


ادامه نوشته

بله عروس در چت روم

۱) پرده اول; سمنو
فاطمه مکی-یک عدد پسر پای اینترنت نشسته چت می کند و بی خیال با همه حرف می زند. (همه در اینجا همان سیاهی لشگر این نمایش هستند) ناگهان دختری وارد چت روم می شود و پسر کمی دلش یک جوری می شود. با دختر حرف می زند. از asl و اسم و محل زندگی شروع می کند...
من رویا از تهران و سنم هم نمی گم...مگه نمی دونی نباید از یک خانم سنش را پرسید...! و کم کم این دختر با بقیه برایش متفاوت می شود و قضیه کمی احساسی می شود. (از این به بعد آهنگ تایتانیک پس زمینه نمایش است.)
- چه غذایی را دوست داری؟
- بیف استر..
- وا..مگه همچین غذایی هم هست!
- همون بیف استراناگف است!! ولی می دونی ما بس که خوردیم با اسم کوچیک صدایش می کنیم!! از شکل کهای مسنجری که برایش می فرستد حالی به حالی می شود و... کار به جاهای باریکتر می کشد و تلفن رد و بدل می کنند. پای تلفن با شنیدن صدای هم حسابی دلباخته هم می شوند. صدایی شبیه صدای بوق تریلی می گوید: چقدر صدای تو قشنگه!!و صدایی شبیه صدای مرغ می گوید: صدای تو که بهتره!!و دهان جفتشان مثل سمنو شیرین می شود!!
۲) پرده دوم; سیب
قرار ملاقات می گذارند. هم دیگر را می بینند. هفته ای یک بار گردشی در جاهای خوش آب و هوای تهران و پارکهایی مثل پارک جمشیدیه!پسر هنوز خودش را برای دختر می گیرد و دختر ادای آدمهای کاملا عاشق را در می آورد.:« تو چه خوب باشی و چه بد، من همین جوری دوستت دارم!» یکی از نظراتی که پسر می دهد این است که:« من اگر جای شهردار بودم حتما این پارک را تنها برای دختر ها و پسرها می ساختم و اصلا اجازه نمی دادم کسی تنها وارد شود!!»و دختر هم حرفهای پسر را تایید می کند!! (صدای به هم خوردن حال یک عابر پیاده...) پسر تمام سعی اش را می کند که مثل آرنولد یا تام کروز خودش را نشان بدهد. مثلا در یک صحنه کاملا ساختگی جلوی ماشین می پرد که مثلا دختر خانم خدایی نکرده زیر ماشین نرود!! و دختر هم مثل نجات یافتگان قلمبه قلمبه قلب بالای سرش می ترکاند!! و گاهی خودش را با سوفیالورن عوضی می گیرد!!و بعد از این قضایا به این نتیجه می رسند که نمی توانند این همه دوری را تحمل کنند و باید با هم ازدواج کنند (البته بعد از چند دفعه بیرون رفتن نمی دانم....) و قضیه به خواستگاری و مراسم سنتی می کشد.و خلاصه دختر و پسر به عقد هم در می آیند و همه چیز به خوبی و خوشی..... های نویسنده پنج پرده دیگر مانده..
ا...فکر کردم فیلم هندی است...ببخشید....پس ادامه می دهیم!
۳) پرده سوم; سماق
کم کم کمی کارشان حالت رسمی پیدا می کند. مدام با هم بیرون می روند و از تمام پارکهای تهران و حومه!! خاطره می سازند. اسم این مرحله را گذاشتیم سماق چون مثل سماق روی کباب خوشمزه است..!!حرفهای عشقی و رفتارهای رمانتیکانه از مراحل لاینفک این مرحله است. مدام سعی می کنند به هم ثابت کنند که «تو همونی هستی که من می خواستم.»
۴) پرده چهارم; سکه
پسر کمی به فکر فرو می رود. او باید شغلی دست و پا کند و شاید هم برای همسرش (همان دختر) هم کاری بجوید چون « زندگی که شوخی بردار نیست ننه جون!!»از این به بعد نامش سکه است. چون پسر بدو کار بدو....کجا به هم برسند خدا عالم است... دختر کمی از وضعیت نابسامان اقتصادی ناراضی است و زبان به غر غر می گشاید و پسر هم کلافه می شود.
۵) پرده پنجم; سیر
این پرده کمی وسایل احتیاج دارد...ترجیحا لوازمی که راحت خرد شوند!! سر همان مسائل مادی یا دیگر مسائل مهم از جمله طرز راه رفتن و مدل مو و.....دعوا آغاز می شود.
-تو از اول منو نمی فهمیدی....
- ا...نه بابا...تو خیلی می فهمی!!
- یعنی می گی من نفهمم!!؟
- آره می گم...می خوام بدون چه کار می توونی بکنی...و از اینجا همان وسایل مذکور وارد گود می شوند و بر سر عاشقان اینترتی خرد می گردند!(در برخی نسخ ریز ریز هم می شوند!) البته لازم به ذکر است که دعوا مثل سیر ترشی است کمش مزه زندگی است زیادش باعث اذیت می شود و دل را می زند....
۶) پرده ششم; سرکه
حالت قهر بعد از دعوا هم کمش خوب است و زیادش دل را می زند و گلو را می سوزاند...
...آه...(پسر سرش را تا جایی که بتواند روی روزنامه خم می کند.)
....-(دختر هم به طرز خیلی تابلویی تلویزیون گوش می دهد و محل نمیگ ذارد.)ان شاالله هیچ کس زیاد از سرکه نخورد...آمین...بگو آمین..ا..ا....بگو آمین... خدا از دهنت بشنود.
۷) پرده هفتم; سبزه
کنار سفره هفت سین نشسته اند. پارسال این موقع هیچ کدام همدیگر را نمی شناختند ولی امسال کاملا همدیگر را می شناسند چه شناختنی!! کم کم برای هم جا می افتند و به هم عادت می کنند... عادتی عاشقانه... (در ضمن بالاخره با هم آشتی می کنند.) از این جا به بعد تمام زندگی شان سبزه است....مثل سبزه رشد می کنند و بارور می شوند و می شکفند...
۸) پرده آخر; سراب...
البته اینطور تظاهر می کنند. چون اون دختر و پسر قبلی که تو پله های دادگاه داشتند با هم دعوا می کردند، یا همین نرگس خودمون دختر سوپرمارکتی سرکوچه که پای همین چت و چت روم روزی سه تا دوست پیدا می کند و با چهار تا قهر می کند هم از این حرفها زیاد می زد. آخرش هم با یکی از همونا از طریق اینترنت آشنا(!) شدند و مثلا رفتند خانه بخت. اما یادتان باشد که "مثلا" رفتند خانه بخت...چرا که این خانه بخت، مثل همان خانه عنکبوت است که با یک نسیم...راستی گفتم دادگاه، این را هم بگویم که یکی از همین زوج های جوان عاشق، چهارماه در دادگاه خانواده می دوید که ثابت کند، همسرش بعد از ازدواج بوسیله چت، با چند نفر دیگر دوست شده و به آنها قول ازدواج داده است...دنیاست دیگر، چرخش دارد و...

ازدواج با هدف های انحرافی

●هدف های ازدواج:
خداوند متعال در آیه ۲۱ سوره روم می فرماید:
و یكی از نشانه های لطف الهی آن است كه برای شما آدمیان از جنس خودتان همسرانی آفرید كه در كنار او آرامش یابید، باهم انس بگیرید و میان شما رأفت و مهربانی قرار داد، در این امر نشانه هایی است برای آنان كه تفكر می كنند.
با توجه به آیه كریمه فوق، هدف از ازدواج آرامش، انس و رأفت و مهربانی دو جنس مرد و زن است. در جهان بینی اسلام، هدف های ازدواج و تشكیل خانواده، متعدد ذكر شده كه اهم آنها به شرح زیراست:
۱- پاسخ به ندای غریزه و فطرت؛
۲- ایجاد كانون آرامش برای دو همسر؛
۳- داشتن فرزند و تربیت كودكان و نوجوانانی صالح، سالم و نیكوكار؛
۴- حفظ عفت و پاكدامنی؛
۵- دوستی، محبت و عشق؛
۶- اجرای سنت رسول (ص)؛
۷- تأمین سلامت جسم و روان و برقراری تعادل در وجود آدمی؛
۸- كمك به تعادل و رشد یكدیگر.
با توجه به موارد فوق می توان گفت در زناشویی ، هدف ارضای نیازهای روانی، جسمانی و آرامش و فراهم ساختن امكانات رشد و تعالی مرد و زن می باشد. زناشویی باید براساس محبت، همكاری، همدردی، تفاهم، گذشت و فداكاری متقابل زن و شوهر استوار باشد. بنابراین عدول از هدف های فوق زندگی را به طرف نابسامانی و جدایی سوق خواهد داد.
بسیاری از افراد، ازدواج را برای هدف هایی غیر از اهداف زناشویی انجام می دهند و در نتیجه پس از حصول به هدف خود و یا قبل از آن، ازدواج دچار نابسامانی و تزلزل می شود و زندگی را دچار سختی و گرفتاری می نماید.
●مشاوره ازدواج در رابطه با هدف های انحرافی
ابتدا مشاور باید بررسی نماید كه هدف های واقعی ازدواج، مورد نظر مراجع هست یا خیر. چنانچه مراجع در انتخاب همسر تحت تأثیر عامل یا عوامل خاص، قرار گرفته است، مشاور باید او را به هدف های ازدواج در ارتباط با ارضای نیازهای روانی و جسمانی و داشتن یك زندگی خوشایند و لذتبخش و با ثبات توجه دهد و نتیجه گزینش فعلی او را در رابطه با هدف های حقیقی ازدواج بسنجد. در این رابطه مهم آن است كه با استفاده از روش غیرمستقیم ، عواطفی كه مراجع را منصرف ساخته ، تخفیف یابد و او شخصاً در جهت انتخاب مناسب بینش حاصل نماید. بدیهی است برای حصول به این هدف ، مشاور باید وقت بیشتری بگذارد و از فنون و روش های مختلف استفاده كند تا بتواند در تغییر مسیر مراجع تأثیر بگذارد.
فنون و روش هایی كه در این مورد می تواند مورد استفاده قرار گیرد به شرح زیر است:
▪ دختران كم سن و سال (در سنین دبیرستان) غالباً بدون توجه به كلیه عوامل مؤثر در ازدواج و تنها تحت تأثیر یك یا چند عامل مورد علاقه خود به پسر یا مردی خاص اظهار علاقه می كنند. در چنین مواردی مشاور باید علاوه بر آن كه مراجع را به كلیه عوامل مؤثر در ازدواج توجه می دهد ، او را از مخاطرات همسر گزینی با تكیه بر یك خصوصیت آگاه سازد. باید از پدر و مادر او كمك بگیرد و ضمن مشاوره با مراجع ، والدینش را قبل از وقوع حوادث در جریان قرار دهد.
▪پدران و مادرانی كه روی عقاید خاص، دختران و پسران خود را مجبور به انتخاب همسر می كنند، باید مورد مشاوره قرار گیرند. به این گونه پدران و مادران باید مفهوم ازدواج و هدف های آن تفهیم گردد و ضمن طرح موارد مشابه و نتایج شوم حاصله، به آنان بصیرت داده شود، تا از فشار بر جوانان ( كه تنها همسر پیشنهادی آنان را قبول كنند) دست بردارند.
▪ پدری می خواهد برای پسرش همسری انتخاب كند كه مطیع محض او باشد( به جای همسر كلفت بگیرد). قوم و قبیله ای كه نظرشان در ازدواج، صلح و آشتی است یا كسانی كه به خاطر ثروت ازدواج می كنند، بهتر است برای رسیدن به هدف خود وسیله دیگری را برگزینند. مشاور با روش های مختلف باید به این قبیل افراد، اهمیت امر زناشویی را تفهیم كند و راه هایی كه می تواند هدف آنان را تأمین كند نشان دهد.
▪دختران یا پسرانی كه تحت تأثیر عناوین علمی یا شغلی ، یا به خاطر زیبایی طرف مقابل بدون احتساب سایر عوامل مؤثر در ازدواج به انتخاب می پردازند ، نیاز به مشاوره دارند. عناوین علمی و شغلی ، یا زیبایی از عوامل مهم در ازدواج به شمار می رود؛ ولی مهمتر از آن نادیده گرفتن عوامل اخلاقی و فرهنگی و سن ازدواج و سایر عوامل است كه احتمال توفیق در ازدواج لذتبخش و خوشایند را كاهش می دهد. مشاور خانواده باید این گونه مراجعان را به خطرات یك بعدی نگریستن در ازدواج توجه دهد، و سعی كند اهمیت سایر عوامل مؤثر در زناشویی را نیز به آنان تفهیم نماید.
▪دختران و پسرانی كه به خاطر هنر، استعداد و نبوغ ، لباس ، ظواهر و قهرمانی فریفته ازدواج می شوند و سایر جنبه ها را نادیده می گیرند نیز باید با موارد مشابه كه زناشویی موفق نبوده ، مواجه گردند و با بحث و بررسی، آگاهی كافی در مورد عواقب نامطلوب نادیده گرفتن عوامل مهم زناشویی به آنان داده شود تا بینش لازم را به دست آورند و بتوانند تصمیم عاقلانه بگیرند.
- افرادی كه هدف آنان از ازدواج سوء استفاده است. چون ویژگی های اخلاقی و شخصیتی در طول زمان ایجاد می شود و برای اصلاح آن به زمان زیادی نیاز است، بنابراین مشاوران باید با استفاده از فنون و روش های مختلف و تشكیل جلسات متعدد مشاوره، نسبت به اصلاح رفتار این گونه افراد اقدام نمایند همچنین باید به مراجعانی كه ممكن است طعمه این افراد قرار گیرند اطلاعات لازم داده شو

به خانه برمی گردیم

«این زندگی نیست که، مرگ تدریجی یه.» این جمله را این روزها زیاد می شنویم. خیل افرادی که پشت در دادگاه های خانواده صف می کشند و تعداد آدم هایی که به کلینیک های مشاوره مراجعه می کنند و افزایش فروش انواع و اقسام کتاب های آموزش ارتباط موفق همه نشان دهنده این است که در زندگی همه ما نوعی بحران وجود دارد. بحرانی به نام بحران روابط زناشویی.

ادامه نوشته

ازدواج

در مطالعات خود متوجه یک بنیه دیگر برای ازدواج شدم که آن همان دینداری و ملازمت به دین است. البته شاید این بنیه برای ما جزء پیش فرضهای ازدواج باشد اما باید دقت بیشتری به این بنیه شود.
و اما بنیه چهارم که برای ما مسلمانان با توجه به آموزه های دینی مان بسیار مهم است وجود ملازمت فرد به دستورات دینی که نتیجه آن تقوا است، می باشد. این بنیه نه تنها در فردی که قصد ازدواج دارد باید بصورت آشکار جریان داشته باشد بلکه معیار مهمی در انتخاب همسر آینده او می باشد. ملازمت با دین و ایمان موجب می شود هر انسانی به سوی خیر و خوبی گرایش داشته باشد، به عبارت دیگر هر انسانی که همسر آینده شما باشد قطعا دارای عیوبی خواهد بود (به قول قدیمی ها، گُل بی عیب فقط خداست) که به شرط داشتن ایمان و سعی بر رعایت تقوا، قاعدتا به رفع عیوب خود می پردازد. باید توجه داشت، امیدی که برای سیر و سلوک زندگی از سر تقوا بوجود می آید باعث پایداری یک زندگی ایمانی میان زن و شوهر می شود.
در روایات از سه وجه به رابطه تدیّن و ازدواج توجه شده است: از یک سوی تقوا و خوش خلقی که ناشی از ایمان است را برای ازدواج مورد توجه قرار دادند، از سوی دیگر ازدواج را مایه کمال دین می شمرند، و از سوی دیگر دین برای شخص متاهل ارزشی قائل است که در عبادات او منعکس می شود. به عبارت دیگر دینداری موجب ازدواج است و ازدواج سبب تقویت دینداری می شود.
در روایتی از کتاب مکارم الاخلاق به نقل از تهذیب الاحکام مردی خدمت امام حسن مجتبی علیه السلام در مورد ازدواج دخترش مشورت می طلبد، «مِنْ کِتَابِ تَهْذِیبِ الْأَحْکَامِ جَاءَ رَجُلٌ إِلَی الْحَسَنِ ع یَسْتَشِیرُهُ فِی تَزْوِیجِ ابْنَتِهِ فَقَالَ زَوِّجْهَا مِنْ رَجُلٍ تَقِیٍّ فَإِنَّهُ إِنْ أَحَبَّهَا أَکْرَمَهَا وَ إِنْ أَبْغَضَهَا لَمْ یَظْلِمْهَا»(مکارم الاخلاق، ص۲۰۴) (امام فرمود او را بمردی باتقوا ده که اگر دوستش داشته باشد گرامیش میدارد و اگر او را دوست نداشته باشد به او ستم نمی کند) امام در این روایت نتیجه متقی بودن مرد را آسایش دختر می داند زیرا محبت امری نیست که با زور و اجبار بوجود بیاید، حضرت می فرماید حتی اگر محبت هم وجود نداشته باشد شخص متقی به هیچ وجه به همسرش ظلم نمی کند.
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: هر کس دخترش را به فاسقی دهد قطع رحم کرده است. (به عبارت دیگر مرد فاسق موجب پلیدی در نسل می شود و از این حیث فرزندان ناصالح برای شما می آورد) و در روایت دیگری فرمود: هر که شراب بنوشد اگر خواستگاری کرد شایسته ازدواج نیست. (که حضرت در اینجا به مصداقی از فساد استناد می کند). (مکارم الاخلاق، ص۲۰۴) و باز ایشان در روایت دیگری دینداری را در کنار امانتداری قرار داده و می فرمایند: «إِذَا أَتَاکُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دِینَهُ وَ أَمَانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا تَکُنْ فِتْنَةٌ فِی الْأَرْضِ وَ فَسادٌ کَبِیر»(النوادرللراوندی، ص۱۲) (اگر کسی به خواستگاری بیاید، که دینداری و امانتداری او موجب رضایت شماست، با او ازدواج برقرار کنید، اگر چنین نکنید، فتنه و آشفتگی، و فساد و تباهی بزرگی در جامعه به وجود می‏آید.)
در وجه دوم رابطه دین با ازدواج، ازدواج مقوّم دینداری شناخته می شود. پیامبر اکرم در مورد جوانی که اقدام به ازدواج می کند می فرماید: «مَا مِنْ شَابٍّ تَزَوَّجَ فِی حَدَاثَةِ سِنِّهِ إِلَّا عَجَّ شَیْطَانُهُ یَا وَیْلَهُ یَا وَیْلَهُ عَصَمَ مِنِّی ثُلُثَیْ دِینِهِ فَلْیَتَّقِ اللَّهَ الْعَبْدُ فِی الثُّلُثِ الْبَاقِی‏»(النوادرللراوندی، ص۱۲) (هر جوانی در اوایل جوانی خود ازدواج کند، شیطانی که در کمین اغفال او بود به ناله در می‏آید، و فریاد می‏زند: ای وای! ای وای! این جوان دو ثلث دین خود را از نفوذ من حفظ کرد. پس باید در یک سوم باقی آن تقوا داشته باشد.) و باز ایشان می فرمایند: « مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أَحْرَزَ نِصْفَ دِینِهِ فَلْیَتَّقِ اللَّهَ فِی النِّصْفِ الْبَاقِی‏»(مکارم الاخلاق، ص۱۹۶) (کسی که ازدواج کند نصف دینش را حفظ کرده پس در مابقی آن تقوای الهی داشته باشد.) به هر حال ازدواج موجب دینداری بهتر از سوی یک مسلمان می شود. آنکه از سر دینداری ازدواج کرده قطعا با یک بازنگری جدی در اعتقادات و عبادات و اخلاقیات خود سعی بر کمال دینداری داشته و با رعایت تقوا می تواند به درجات عالی دینداری برسد.
برخی روایات نیز به شخص متاهل اشاره می کند که عبادت و اعمال او از ارزش بالاتری نسبت به افراد مجرد می باشد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: « الْمُتَزَوِّجُ النَّائِمُ أَفْضَلُ عِنْدَ اللَّهِ مِنَ الصَّائِمِ الْقَائِمِ الْعَزَب» (جامع الاخبار، ص۱۰۲) (در نزد خداوند متعال شخص متاهل خواب جایگاه بهتری از روزه دار شب زنده مجرد دارد) امام صادق علیه السلام نیز می فرمایند: «رَکْعَتَانِ یُصَلِّیهِمَا مُتَزَوِّجٌ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِینَ رَکْعَةً یُصَلِّیهِمَا عَزَب‏»(مکارم الاخلاق، ص۱۹۷) ( دورکعت نماز شخص متاهل بهتر از هفتاد رکعت نماز مجرد است) اینگونه روایات بطور صریح از اجر و ثواب و منزلت شخص متاهل سخن می گوید که به رابطه ازدواج و دین مربوط می شود. البته برخی ها گرفتاری و سرشلوغی بعد از ازدواج را مانع از پرداختن بهتر و بیشتر، آنچنان که در دوران تجرد وجود داشت می دانند. باید دانست بعد از ازدواج انسان در سیر زندگی واقعی خود دچار تضادهایی می شود که رشد و کمال او در دست و پنجه نرم کردن با این تضادهاست و درحقیقت نصف دین هم از این جهت به کمال خود می رسد.
با توجه به این چهار بنیه می توانیم به مسائل دیگری هم که در ازدواج شرط می دانیم توجه کنیم همچون: سن، میزان تحصیلات، شغل، برخورداری از امکانات مادی که البته در بحثهای آینده این شرایط را با همین سه بنیه توضیح داده که با این توضیحات شرایط ازدواج و دغدغه های طرفین در انتخاب عروس یا داماد بسیاری از معیارهای ما تفاوت خواهد کرد.

ازدواج مراتب شادیتان را فراهم می کند- البته برای زمان کوتاهی

تحقیقات جدید نشان می دهند که ازدواج می تواند سطح خوشحالی مردم را بالا ببرد، اما کارشناسان به دنبال این موضوع هستند که چرا این آثار مثبت دوام نمی آورند.
دکتر ریچارد لوکاس از دانشگاه ایالت میشیگان و همکارانش بر سرجدیدترین موضوعی که مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی مطرح کرده است، درحال بحث و گفتگو هستند و به این نتیجه رسیده اند که ازدست دادن شوق اولیه در ادامه زندگی به دلیل عادت کردن به زندگی مشترک است.
محققان، ۲۴۰۰۰ نفر را طی یک دوره ۱۵ ساله مورد بررسی قرار دادند تا رابطه بین وضعیت تأهل و شادمانی مشخص شود.
آنها دریافتند که بطور متوسط بیشتر آنها به غیر از دو سال اول زندگیشان دیگر احساس رضایتی ندارند. نتایج این تحقیق نشان می دهد که نقش سازش و مدارا کردن درایجاد خوشنودی در زندگی غیر قابل انکار است.
به گفته پرفسور باب کامینز عضو دانشگاه دیکین استرالیا در جیلانگ، مفهومی که پشت این شکل از سازش قرار دارد بر اساس این عقیده است که مردم یک نظام درونی دارند که سلامتیشان را در سطح مشخصی حفظ می کند- یک " تنظیم کننده احساس" که محققان آن را هم ایستایی سلامت می نامند.
در سال ۱۹۷۰ روانشناسان برجسته امریکایی، دکتر فیلیپ بریکمن و دکتر دان کمپل نشان دادند، چه کسانی که پول بسیاری برنده شده و چه آنهایی که سختی های بسیاری را متحمل شده بودند، هر دو رضایتشان از زندگی نسبت به افراد متوسط آنچنان تفاوتی نمی کرد. آنها با مرور زمان به این اتفاقات مهم عادت می کردند.
لوکاس و همکارانش نیز در این مطالعه جدید به این روند در ازدواج معتقدند. آنها دریافتند که افراد پس از ازدواج تنها یک درصد به شادیهایشان افزوده می شود، اما رضایتشان از زندگی بالاخره به زمان قبل از ازدواج بر می گردد.
البته کامینزمی گوید که لوکاس و همکارانش برای اثبات ادعاهای خود اطلاعات و مدرکی ندارند. این محقق دانشگاه دیکین استرالیا، خود نیز در یک دوره سه ماهه مردم استرالیا را بررسی کرد تا میزان سلامتی را در آنها اندازه گیری کند؛ نام این تحقیق " شاخص سلامتی افراد استرالیایی" نام داشت.
کامینزبه سرویس علمی ای.بی.سی گفت: " اشتباه بزرگی که این محققان انجام داده اند این است که آنها تنها به تأثیر ازدواج پرداخته و دیگر چیزها را مثل بچه و فشارهای مالی در نظر نگرفته اند."
اوعقیده داشت که در بین افراد ۳۰ تا ۵۰ ساله مشکلاتی درباره رضایت از زندگی وجود دارد که ربطی به ازدواج نداشته و ناشی از افزایش مسئولیت هایشان می باشد." او مخالف این صحبت است که احتمالا وفق پیدا کردن با شرایط راه حل مناسب است."
او در ادامه گفت که ازدواج چیزی مثل ماشین خریدن نیست. یک روند پویا و در حال رشد است که ارتباط اجتماعی را که برای انسان بسیار حیاتیست فراهم می کند.
کامینز اضافه کرد: " یک ازدواج موفق - همان نوعی که لوکاس و همکارانش آن را مطالعه کردند- به هر دلیلی می تواند تأثیرات مثبت و طولانی ای را بر رضایت از زندگی بگذارد."
● روند تطابق یافتن با شرایط
لوکاس و همکارانش به گزارش قبلی این اطلاعات را هم اضافه کردند که افراد خوشحال تقریبا بیشتر تمایل به ازدواج دارند و بسته به میزان اولیه شادی ای که در آنها وجود دارد، تأثیر ازدواج متفاوت خواهد بود. آنها دریافتند افرادی که بیشترین میزان رضایت را دارند کمتر به ازدواج راغب بوده و بیشتر بطور منفی به جدایی و تنهایی راغب هستند.
محققان امریکایی و آلمانی اذعان کردند: " اتفاقات مهمی مانند ازدواج و طلاق برای همه افراد مفهوم یکسانی ندارد. شخصی که از زندگیش راضی است، احتمالا رابطه اجتماعی قوی ای با افراد دارد و نیاز به ازدواج را در خود حس نمی کند. از طرف دیگر کسی که تنهاست و بنابراین تا حدی احساس نارضایتی می کند، ازدواج برایش مفید خواهد بود."
آنها ادامه دادند: " البته فردی که بواسطه ازدواج موفقش از زندگی خود بسیار راضیست، با از دست دادن همسر خود بیشتر دچار نارضایتی و افسردگی می گردد."
این مطالعه بر روی مردم آلمان بین ۱۹۹۵ تا ۱۹۸۴ میلادی انجام شد. با طرح سوالاتی میزان رضایت شرکت کنندگان از زندگیشان از صفر( کاملا ناراضی) تا ۱۰ ( کاملا راضی) سنجیده می شد. سپس پاسخ ها با وضعیت تأهلشان مقایسه می شد تا تغییرات سالانه در مورد رضایت زندگی در آلمان از زمان سقوط دیوار برلین و دیگر عوامل بطورکلی کنترل شود.

بعد از ماه عسل


بعد از ماه عسل

تحلیل روانشناختی احساس شکست در ازدواج

گذشته از آمار رسمی طلاق و آمار غیررسمی خیانت ها آنچه به طور ملموس و عینی در اغلب پیوندها قابل مشاهده است فصل مشترکی از سرخوردگی و احساس شکست است. فارغ از نام گذاری این روابط با توجه به چارچوب ها و محدودیت های مذهبی و فرهنگی در اغلب پیوندهای میان زن و مرد روزهایی فرا می رسد که بسیار با روزهای آغازین متفاوت است. بسیاری از ازدواج ها به رغم شروع عاشقانه و رویایی فصلی از تردید و ناامیدی در پی دارند. این فصل سرد چنان ناگزیر است که گاهی افراد را از قبول چنین تعهدی بازمی دارد.
در اغلب موارد تنها کسانی اقدام به ایجاد رابطه و متعهد شدن می کنند که تصور می کنند عشق و شوریدگی آنان علاوه بر اینکه خوشبختی آینده شان را تضمین می کند با قدرت جادویی خود تمام دردها و محرومیت های گذشته را نیز جبران خواهد کرد. این افراد می پندارند این شیفتگی جایی برای یاس و سرخوردگی باقی نمی گذارد. غافل از اینکه هر قدر میزان این شور و شیفتگی در آغاز بیشتر باشد امکان احساس شکست و سرخوردگی در فصول مختلف رابطه نیز بیشتر می شود. احساس شکست چنان در رابطه ها فراگیر است که می توان به جرات گفت برخی از پیوندها که ظاهری عامه پسند و قابل قبول دارند در حقیقت پذیرفتن یک زندگی آرام و بی سروصدا و از روی استیصال و ناچاری است.
در برخی از ازدواج ها زن و مرد مانند بازیگران یک نمایشنامه باخودانکاری و خودمحروم سازی رل یک زوج خوشبخت را بازی می کنند. طرفین در این گونه روابط در حال تجربه سطح عادی از صمیمیت و یگانگی نیستند و تنها به ایفای نقش یک زن یا یک مرد خوب می پردازند.
البته اگر شما در رابطه یی هستید که در آن احساس ایمنی و اعتماد می کنید، خواست های خود را به راحتی به زبان می آورید، نیازهای خود و همسرتان را برآورده می سازید، احساس امنیت می کنید و به راحتی ابراز وجود کرده و آزادانه زندگی را به تجربه در می آورید به شما تبریک می گوییم. اما اگر به جای تجربه این احساس ها با لالایی «گذشت دائمی» به استقبال یک زندگی آرام و بی دردسر می روید و به حرف هایی گوش می دهید که باعث می شود فکر کنید همه چیز روبه راه است برای شما آرزوی موفقیت می کنیم. شما می توانید به مالیدن خامه روی کیک سوخته تان ادامه بدهید.
هدف از طرح این موضوع زیر سوال بردن تعهدها، روابط و احساسات نیست، بلکه هدف تحلیل ریشه یی برخی از این نارضایتی هاست. توجه داشته باشید همانطورکه اولین گام برای درمان یک بیماری تشخیص است نخستین قدم برای حل مشکل دیدن مشکل است.
▪ چرا انکار
انکار ناآگاهانه نارضایتی از روابط و پیوندها می تواند ناشی از این باشد که به ما آموخته اند خود را با قابلیت ها و توانایی مان برای نگه داشتن یک رابطه بسنجیم. برای بسیاری از ما پیش آمده که در ازای نگه داشتن روابط هرچند ناسالم و عذاب آور احساس خوب بودن کرده ایم.متاسفانه این مساله در بین زنان بیشتر شایع است چرا که آنان به جای احساس خوب بودن ذاتی حس دوست داشتن و قابل قبول بودن را بیشتر از پیوند و رابطه یی که دارند دریافت می کنند.
به زبان ساده تر زنانی که فاقد اعتماد به نفس کافی هستند اغلب خود را با رابطه شان می سنجند. برای تعداد کثیری از زنان حس خوب بودن در گرو در پیوند بودن و حفظ آن به قیمت محروم ساختن خود از خواسته هاست.
نگران نباشید. واقعیت این است که ناخشنودی از رابطه به دلیل ضعف شما یا همسرتان نیست. به خاطر داشته باشید اگر احساس شکست درست درک نشود می تواند به اعتماد اساسی شما به همسرتان آسیب برساند و شما را نسبت به اصل تفاهمی که پایه زندگی خود را بر آن بنا نهاده اید بی اعتماد کند و شما مهمترین اصل زندگی تان و انگیزه متعهدشدنتان را زیر سوال ببرید.
لحظه های ناامیدی و سرشکستگی گاهی چنان دردناک است که می پنداریم تمام شدنی نیست.
به خاطر احساس فشار و دوسویگی که در این مدت بر روح و روان حاکم می شود فرد گمان می کند این سایه نحس که بر رابطه آنان سایه انداخته پایان پذیر نیست. در اینجاست که امکان دارد فرد راه هایی چون جدایی یا پناه بردن به رابطه یی دیگر را انتخاب کند.آنچه می تواند به ما کمک کند این است که بدانیم و بپذیریم هر رابطه یی با هر شدتی از احساس، دوره هایی از این ایام تلخ دارد. احساس های عاشقانه ثابت نیستند و در چرخه یی طبیعی گردش می کنند. اگر به این چرخه آگاه باشید می توانید با آمادگی بیشتری ناملایماتی را که در پی اوقات خوش زندگی به سراغتان می آید تحمل کنید.
▪ زیست شناسی عشق
هر رابطه در ابتدای خود دورانی از سرمستی و سرخوشی به همراه دارد. خوب است بدانید در این روند علاوه بر مسائل روحی بدن شما نیز با ترشح برخی هورمون ها بخشی از کنترل احساسات شما را در اختیار دارد. تجربه شما از شور و عشق شدید دارای پایه یی زیست شناسانه است.
در ابتدای رابطه بدن در مواد شیمیایی شبه آمفتامین (Amphetamin- lik chemicals) غوطه ور می شود. اثر شعف انگیز این مواد پایدار نیست و بدن به تدریج در برابر آن مقاوم می شود. در مرحله بعد مغز مجموعه جدیدی از اندرفین آزاد می کند. اندرفین ها مخدرهای طبیعی بدن هستند و به شما احساس امنیت و آرامش می بخشد.
بعد از این دوره سرخوشی طرفین رابطه سازگاری کمتری پیدا می کنند و کم کم به عادات سفت و سخت و نه چندان مناسب پیش تر از رابطه باز می گردند. همسران در این دوره به شدت از هم دلخورند و دوره یی از کشمکش و درگیری در روابط حاکم می شود.
جالب قضیه آن است که بعد از یک آغاز رویایی آنچه شما را به سمت صمیمیت و امنیت و رابطه یی استوار پیش می برد این دوره از دلزدگی است. اگر بخواهید جلوی این فصل را بگیرید برای شما آرزوی سلامت می کنیم زیرا می خواهید جلوی جریان متلاطم با شن سد درست کنید. به جای اینکه انرژی خود را صرف این کار کنید بهتر است به روش هایی بیندیشید که به رهایی شما از این وضعیت دشوار کمک کند. نق زدن، طعنه زدن و زیر سوال بردن احساس های آغاز رابطه چندان روش موفق و توصیه شده یی نیست.
از دید بسیاری کارشناسان دوره نامزدی و معاشرت به نیت ازدواج دوره یی پر از فریبکاری است. در این دوره نه تنها طرفین به طور ناآگاهانه تحت تاثیر احساساتشان قول های ناشدنی می دهند بلکه احساسات شما نیز فارغ از واقعی بودن یا نبودن به شما خیانت می کنند. به جای چسبیدن به گذشته عاقلانه تر آن است که برای امروز خود چاره یی بیندیشید.
▪ تصورات غیرواقعی
عمده ترین عامل نارضایتی نه عوامل محیطی و واقعیات بیرونی بلکه توقعات غیرواقع گرایانه درباره عشق و ازدواج است.
تصوراتی نظیر اینکه عشق حقیقی بر همه چیز فائق می آید نه تنها آینده شما را تضمین نمی کند بلکه باعث می شود دوره سرخوردگی و مشکلات ناشی از رفتارها و عادات خود را به پای احساستان بگذارید.
در اغلب اوقات در پس ناخشنودی و نارضایتی ها انتظارات غیرواقع گرایانه و خیال پردازی ها وجود دارد که طی سال ها با فیلم ها، موسیقی ها و داستان ها ساخته و تقویت شده است. در این زمان آنچه باعث ایجاد نارضایتی می شود نه رفتار و افکار همسرتان بلکه تفاوتی که این رفتارها با الگوی ذهنی شما دارد است.
این یک تصور غیرواقعی است که عشق تنها احساس آتشینی است که به سراغ شما می آید و نیاز به نگهداری ندارد، تغییر نمی کند و شما از انجام هر کاری برای حفظ آن ناتوانید.دوست داشتن، بی عیب و نقص نیست. گاهی می رنجیم، ذله می شویم، پشیمان می شویم ولی هیچ یک از اینها دلیل بر این نیست که ما نتوانیم درهایی از رابطه یی صمیمی تر و استوارتر را به روی زندگی خود بگشاییم.
تصور غیرواقعی از همسر و باور توانمندی هایی که یک شخص نمی تواند داشته باشد تنها احساس شکست در رابطه را افزایش می دهد. انتظار اینکه همسرتان در هر لحظه بداند شما چه می خواهید یک دوست، یک مشاور، یک حامی و ایفای آن نقش در همان لحظه همه، تصورات و انتظاراتی غیرواقعی است که می تواند لحظه های شما را تلخ کند. انتظارات و توقعاتتان را شناسایی کنید و ببینید که تا چه حد با واقعیات منطبق است و بعد تصمیم بگیرید که کدام یک را کنار بگذارید؛ توقعات یا همسرتان؟
▪ ژن های نهفته
لحظه هایی بدجور گیر می افتیم و حال به شدت بدی را تجربه می کنیم.احساس هایی نظیر نادیده گرفته شدن، طرد شدن، بی پناهی، دوست داشتنی نبودن، خشم، غم و... احساس هایی هستند که بی محابا به ذهنمان هجوم می آورند. با کمی دقت متوجه خواهید شد نظیر این احساسات را قبلاً بارها و بارها تجربه کرده اید.
در حقیقت بسیاری از این دردها و تالمات روحی مانند ژن های نهفته یی هستند که در دوره یی از زندگی تجربه شده و بعد از ازدواج دوباره با شدت بیشتری باز می گردند. تحقیقات روان شناسی نوین نشان داده ما غالباً در جست وجوی موقعیت های احساسی مشابه آنچه در کودکی داشته ایم هستیم. این احساسات می تواند مثبت یا منفی باشد. وقتی کودک بودیم خانه برای ما مساوی بود با عشق. حال اگر این خانه پر از امنیت بود عشق برای ما مساوی با امنیت می شود. فرمول این نتیجه گیری بسیار ساده است: اگر A=B و A=C پس B=C.
خانه هر چند جایی است که ما در آن غذا می خوریم، می خوابیم و نیازهای خود را برآورده می کنیم اما همیشه هم مکان امنی نبوده است. خشونت، ترس، دعوا، تنهایی همه می تواند مفاهیمی از خانه باشد در این صورت عشق برای ما مساوی خشونت، ترس، دعوا و تنهایی می شود.
فارغ از تفاوت هایی که همسر ما با پدر و مادر ما دارد اغلب مواقع آنها احساسی را در ما به وجود می آورند که ما در «خانه» داشتیم. اگر خانه برای ما نابسامانی، ترس از دست دادن، ناامنی و غیره را تداعی می کند ما در آینده به طور ناخودآگاه دنبال کسی می گردیم که این احساسات را در ما زنده کند.
احساس عشق آتشین در ابتدای آشنایی بیشتر از آنکه احساسی اصیل و ناشی از شناخت باشد به احتمال زیاد ناشی از همخوانی این فرد با احساس بد دوران کودکی اش دارد.اگر در کودکی نادیده گرفته شدید به طور ناخودآگاه جذب کسانی می شوید که نادیده تان بگیرند. اگر در کودکی کنترل می شدید ممکن است عاشق فردی کنترلگر شوید.
اگر پدر و مادر عصبانی مزاج داشته اید احتمال دارد همسر فردی شوید که با عصبانیت خود شانه های شما را از ترس بلرزاند. خوب است بدانید هر قدر این فرد به تصویر و احساس شما در کودکی شبیه تر باشد مقدار بیشتری از شبه آمفتامین در بدن شما ترشح می شود و شما عاشق تر می شوید. این حقیقت که گاهی آنچه ما را می آزارد نه آنچه واقعاً در خارج وجود دارد بلکه آنچه در ذهنمان وجود دارد است دردناک اما واقعی است.
در این مرحله آگاهی از آنچه باید انجام داد بسیار یاری رسان است ما با عاشق شدن و جذب ناخودآگاه به سمت کسی که احساسات بد دوران کودکی را در ما زنده می کند در حقیقت به خانه باز می گردیم تا کار ناتمام خود را تمام کنیم و زخم های دوران کودکی را که در رابطه سر گشوده اند شفا دهیم.درک این مساله که بسیاری از این دردها متعلق به گذشته است باعث می شود این احساسات بد به رابطه فرافکن نشود.
خوب است به خاطر بسپاریم کسی که شهامت ایجاد یک پیوند را داشته باشد شهامت حفظ آن را نیز دارد.گریز از پیوند راه توصیه شده یی نیست چرا که به قول یک اندیشمند شرقی آنان که از پیوند می گریزند از خود هراسانند چون در پیوند است که آشکار می شویم

آغاز راه همسران جوان‏

به عقیده بسیاری از فلاسفه و دانشمندان، انسان موجودی مدنی است. به همین دلیل محتاج به پناه و یاور و نیز یاری دلداری است تا با او معاشرت داشته و در مسیر پرپیچ و خم زندگی، غمخوارش باشد. ازدواج با رعایت اصول و شرایط لازم، استفاده از كمك مشترك را برای دختر و پسر جوان تسهیل می‏نماید و به آنها كمك می‏كند تا در زندگی فردی و اجتماعی موفقیت‏های بیشتری به دست بیاورند. حال آنكه دختران و پسران جوان مجرد از كمك‏های همسر خود بی‏نصیب مانده و از بسیاری موقعیت‏ها و فرصت‏های مناسب كه در زندگی به وجود می‏آیند بی‏بهره می‏مانند. بنابراین امر ازدواج برای زوج‏های جوان امری ممدوح و پذیرفتنی است به گونه‏ای كه دختران و پسران جوان به محض رسیدن به شرایط و سن ازدواج باید مبادرت به آن كنند. با این وجود آمارهای نگران‏كننده‏ای كه از اختلافات و جدایی‏ها در میان زوج‏های جوان حكایت دارند نشان‏دهنده این نكته است كه بسیاری از دختران و پسران جوان راه و رسم همسرداری و همسرگزینی را نیافته و ندانسته‏اند و این بر بزرگ‏ترهای خانواده است كه الگوها و نمونه‏های موفق را برای زوج‏های جوان نمونه آورده و راه و رسم زندگی آنها را بازگو دارند. علاوه بر این، همسران جوان باید به نكاتی سخت توجه داشته و آنها را رعایت داشته تا زندگی‏شان در همان آغاز راه دچار تلاطم و تلخی نشود. برخی از این نكات كه لازم است دختر و پسر جوان به كار گیرند و آنها را آویزه گوش دارند به ترتیب زیر است:
۱) زندگی مشترك عرصه كمال است نه صحنه پیكار. بنابراین یار و یاور هم باشید و سعی نكنید بر همسرتان تسلط یابید. به عبارت دیگر با هم و در كنار هم باشید نه جدا از هم و رو در روی هم! خانواده زمانی موفق خواهد بود كه در آن هماهنگی وجود داشته باشد و همه اعضا در یك محفل انس با كمال صمیمیت و شادی زندگی كنند. بنابراین همسران جوان باید از هر نوع رفتاری شامل طعنه‏زدن، تحقیر و مقایسه كردن همسر با دیگران و ... پرهیز نمایند.
۲) از ابراز محبت نسبت به یكدیگر دریغ نورزید. ابراز محبت به‏موقع در زندگی مشترك، نشاط و طراوت و علاقه را به دنبال خواهد داشت. این امر فقط لازمه چند روز نخستین ازدواج نیست بلكه با گذشت زمان نهال نوپای زندگی به درختی تناور تبدیل می‏شود كه نیاز بیشتری به آبیاری دارد. با ابراز محبت و نشان دادن عشق و علاقه به هم، می‏توان این درخت تناور را برای همیشه بارور و باطراوت نگاه داشت و بر نشاط آن افزود.
۳) عاشقانه به هم نگاه كنید. نحوه نگریستن هر یك از ما به دیگری، به «چگونه بودن ما» بستگی دارد نه به «چگونه بودن او».
شیفتگی زمانی حاصل می‏شود كه فكر كنید همسرتان فردی باشكوه، ناب، صمیمی، خوش‏خُلق و خوش‏برخورد است. این شیوه نگرش به همسران جوان می‏آموزد به جای اینكه عشق را جستجو كنند، با عشق و محبت به زندگی نگاه كنند.
زبان نگاه، زبان مؤثری است. شما با نگاه كردن به طرف مقابل به او می‏فهمانید به صحبت كردن با وی علاقه‏مند هستید. حالات نگاه كردن اثر معجزه‏انگیزی در ایجاد صمیمیت میان زوجین جوان دارد. میل به صمیمیت نه تنها جنبه جسمی بلكه جنبه روانی نیز دارد.
۴) وقتی زن یا مرد جوان اشتباه می‏كنند، صادقانه و صمیمی اعتراف كنند. صداقت و اظهار پشیمانی و ندامت تنها علاج واقعه است. قبول نكردن اشتباه و نپذیرفتن خطا، اختلافات را دامن خواهد زد.
۵) در مطرح كردن مسائل ناخوشایند و نامطلوب سعی كنید خود را هم دخالت دهید. مثلاً به جای اینكه بگویید «چرا با فلانی این طور برخورد كردی»، بهتر است بگویید: «كاش با فلانی این طور برخورد نمی‏كردیم.»
۶) اگر خطایی از همسر خود مشاهده نمودید، زود از كوره در نروید و سفره دل‏تان را نزد هر كسی باز نكنید. بخصوص پیش پدر و مادرتان درددل نكنید زیرا این كار موجب سرافكندگی همسرتان شده و امكان آشتی را بسیار ضعیف می‏كند.
۷) اگر می‏خواهید عشق و علاقه‏تان تداوم داشته باشد، نخست باید بدانید زمان كافی را برای با هم بودن و ابراز محبت كردن اختصاص بدهید. سعی كنید به انگیزه عشق و ازدواج‏تان بیندیشید؛ با همسرتان در باره نخستین روزهای آشنایی و دوران خوشِ اولین روزها گفتگو كنید. یادآوری شادی‏ها و رویدادهای شیرین، هم وجودتان را گرم كرده و هم تازگی و طراوت رابطه شما را با همسرتان حفظ خواهد كرد.
۸) انعطاف‏پذیری یكی از ویژگی‏های مهم برای ایجاد سازگاری بیشتر و سلامت روانی است. با چشم‏پوشی و نرمش نسبت به برخی رفتارهای كودكانه و لجبازی‏ها نه تنها می‏توان از تنش‏های بی‏دلیل پیشگیری نمود، بلكه می‏توان از همان اول زندگی بنیاد خانواده را مستحكم نمود. زوج‏های جوان باید به خاطر داشته باشند كه مسائل و موارد اختلاف و یا اختلاف‏برانگیز را برای رسیدن به یك دیدگاه مشترك طرح نمایند، نه به تكرار و تثبیت كدورت‏ها و دشمنی‏ها.

باغ اجاره یی آرزوها

یک شب هزار شب می شود.» با این ضرب المثل تغییریافته باید سراغ آنهایی را گرفت که فکر می کنند تمام خوشبختی ها به زلف زیاده خرجی ها گره خورده و در غیر این صورت زندگی جهنمی است که به اشتراک گذاشتنش مفت هم نمی ارزد. بازه به سرانجام رسیدن ازدواج ها با نزدیک شدن ماه رمضان رو به پایان است و آنهایی که قصد ازدواج دارند تا همین چند روز باید حلقه را دست شان کنند. جشن های عروسی به تعداد نام تمام عروس و دامادها متفاوت است اما این روزها بسیاری از زوج های جوان دوست دارند مراسم عروسی شان شبیه آنچه باشد که در رویاهایشان می دیدند و البته گاهی در مجالس دوستان و آشنایان نمونه متجلی آن را دیده اند. با این حساب بریز و بپاش های جشن های چندساعته قاعده و چارچوبی ندارد و هر که بیشتر خرج کند شب خاطره انگیز بهتری نسبت به سایرین خواهد داشت؛ شبی که شاید معادل ریالی اش از هزینه های معمولی زندگی در هزار شب و روز بیشتر هم باشد.

ادامه نوشته

خودتان باشيد

معمولا مشكلات‌ در روابط‌ بین‌ آدم‌ها از همان‌ زمان‌ شروع‌ رابطه‌ شكل‌ می‌گیرد.طبیعی‌ است‌ كه‌ در دوستی‌ با آدم‌ها باید خودتان‌ باشید؛ با همه‌ چیزهای‌ دوست‌ داشتنی‌ یا منفی‌ كه‌ در رفتارتان‌ دارید. در غیر این‌ صورت‌، وقتی‌ خود را مجبور می‌كنید تا تمام‌ و كمال‌، كسی‌ باشید كه‌ مثلا نامزدتان‌ انتظار دارد، باید حساب‌ زمانی‌ را هم‌ بكنید كه‌ شب‌های‌تان‌ را مقابل‌ تلویزیون‌ با یك‌ پیتزا سر می‌كنید و دیگر دل‌تان‌ نمی‌خواهد با او وقت‌ بگذرانید.
این‌ را بدانید كه‌ رابطه‌ بین‌ دو انسان‌ هیچ‌ وقت‌ درست‌ شكل‌ نمی‌گیرد مگر اینكه‌ هر دو نفر برای‌ یكدیگر آزادی‌ قایل‌ باشند كه‌ خودشان‌ باشند.
وقتی‌ نامزد یا دوست‌ صمیمی‌تان‌ می‌گوید كه‌ دوست‌ دارد به‌ سینما برود اما شما از فیلم‌ دیدن‌ در سینما بیزارید، لطفا حس‌ واقعی‌ خود را بگویید و به‌ او پیشنهاد دهید كه‌ با یكی‌ دیگر از دوستانش‌ به‌ سینما برود... یا پیشنهاد دیگری‌ بدهید كه‌ هر دو از انجامش‌ لذت‌ می‌برید.
در غیر این‌ صورت‌، حاضر نشوید به‌ سینما بروید تا زمانی‌ كه‌ كاملا آماده‌ نشده‌اید چند ساعت‌ در سالن‌ تاریك‌ نشسته‌ و از دیدن‌ فیلم‌ لذت‌ ببرید.
اما اگر قرار باشد ابتدای‌ شكل‌ گیری‌ رابطه‌ كسی‌ باشید كه‌ طرف‌ مقابل‌ دوست‌ دارد و بعد به‌ این‌ نتیجه‌ برسید كه‌ از خود تان‌ دور شده‌اید و باید به‌ خواسته‌های‌ شخصی‌ خودتان‌ هم‌ توجه‌ كنید، به‌ طرف‌ مقابل‌ حق‌ بدهید كه‌ با این‌ سوءتفاهم‌ روبرو شود كه‌ شما ناگهان‌ عوض‌ شده‌اید!
رابطه‌ و ارتباط‌ با آدم‌ها، شبیه‌ یك‌ كار و كسب‌ پر پیچ‌ و خم‌ و حساس‌ است‌. تا زمانی‌ كه‌ خودتان‌ هستید قرار نیست‌ برای‌ ورود به‌ آن‌ هزینه‌یی‌ صرف‌ كنید. این‌ روش‌ كاملا دوطرفه‌ است‌.اگر به‌ همان‌ صورتی‌ كه‌ هستید، پذیرفته‌ شوید، (با همه‌ موارد مثبت‌ و منفی‌، نوع‌ لباس‌ پوشیدن‌، دوست‌ داشتن‌ چیزهایی‌ كه‌ از دید دیگران‌ كسالت‌آور است‌ و تنفرتان‌ از كتاب‌، فیلم‌، گل‌ یا خوراكی‌ مورد علاقه‌ بقیه‌ دوستان) می‌توان‌ امید داشت‌ كه‌ در نوع‌ رابطه‌ خود پیشرفت‌ خواهید داشت‌.
پذیرفتن‌ تفاوت‌های‌ فرد مقابل‌ هم‌ یكی‌ از وظایف‌ شماست‌. هیچ‌ وقت‌ رابطه‌یی‌ را شروع‌ نكنید كه‌ در آن‌ امید تغییر فردی‌ را داشته‌ باشید، آنقدر كه‌ یادتان‌ برود باید خودتان‌ باشید.

آفرینش همسر, آیتی الهی

ازدواج یکی از خواستهای طبیعی انسان و دستور پروردگار عالم در قرآن مجید و از سنتهای پسندیده پیامبر گرامی اسلام(ص) است. برخلاف رهبانیت مسیحیت, اسلام جوانان را به ازدواج تشویق می کند, حتی فقهای اسلام معتقدند که اگر کسی به خاطر عدم ازدواج به طرف گناه کشیده شود, ازدواج بر او واجب است(۱).
خداوند متعال یکی از هدفهای ازدواج را آرامش و سکون معرفی می کند و می فرماید: ((و من آیاته إن خلق لکم من إنفسکم إزواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه...))(۲)
((از نشانه های او این است که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش بیابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد...)).
آیه شریفه (در مورد آفرینش همسر) یکی از آیات یازده گانه ای است که با تعبیر ((من آیاته)) آغاز می شود و خداوند متعال آن را یکی از نشانه های خود معرفی می کند. و هدف از آن را با تعبیر ((لتسکنوا الیها)) بیان می کند و همچنین در آیه ۱۸۹ سوره اعراف با تعبیر ((لیسکن الیها)) آورده است.
آرامشی که در سایه ازدواج حاصل می شود, از چند جهات می توان بررسی کرد:
● جلوه های آرامش در پرتو ازدواج
▪ از نظر جسمی;
که غالبا بیماریهای مقاربتی و در زمان ما ((ایدز)) به خاطر ترک ازدواج و روی آوردن به بی بند و باری و ولنگاری جنسی گریبانگیر عده ای می شود.
▪ از نظر روحی;
که تجربتا بر همه ثابت شده است کسانی که مجردند, ناآرامیهای روحی آنان به مراتب بیشتر از کسانی است که ازدواج کرده اند. از لحاظ اجتماعی هم افراد مجرد کمتر احساس مسوولیت می کنند تا اشخاص متإهل. یا کارهای خلاف و دزدی و ... هم در افراد مجرد بیشتر از کسانی است که تشکیل خانواده داده اند.
یک انسان متإهل علاوه بر تعبد و پیروی از دستورات پروردگار جهانیان و پیشوایان معصوم, با ازدواج; خود را سعادتمند نموده و از انزوا و تجرد به کانون اجتماع و مسوولیت قدم می گذارد, زیرا انسان مجرد اعتبار چندانی در میان اجتماع ندارد و درد مردم را به اندازه انسان متإهل نمی فهمد. حتی هنگام استخدام در ادارات دولتی یا خصوصی هم کسی که متإهل است, بیشتر مورد توجه است تا مجرد.
در این زمینه احادیث فراوانی وجود دارد که به عنوان نمونه به دو حدیث اشاره می شود: از حضرت امیرالمومنین علی(ع) روایت شده که ایشان فرمودند:
((ازدواج کنید که ازدواج کردن سنت رسول خدا(ص) است همواره می فرمود: هرکس که دوست دارد از سنت من تبعیت کند, بداند ((ازدواج کردن)) از سنت من است))(۳). همچنین حضرت امام صادق(ع) نقل می کنند که مردی به حضور پدرم امام باقر(ع) آمد, آنگاه حضرت از آن مرد سوال کردند: آیا همسر داری؟ جواب داد: نه. پدرم فرمود: من دوست ندارم که دنیا و آنچه در آن است از آن من باشد و من در عوض, فقط یک شب بدون همسر زندگی کنم. سپس فرمود: دو رکعت نماز شخص متاهل بهتر از شب زنده داری شخص مجرد است که تمام شب را به نماز ایستاده و روزش را به روزه داری بپردازد(۴).
با توجه به آیات و روایات متعدد در این زمینه, می توان گفت: شخصیت اجتماعی و مذهبی هر شخص, تا حدود زیادی به ازدواج و زناشویی وی بستگی دارد. پیشوایان معصوم(علیهم السلام) همگی عملا در این مسإله پیشگام بوده و با گفتارهای خود, پیروان خویش را به این سنت الهی ترغیب و تشویق نموده اند. زیرا هیچ کس بدون همسر آرامش فکری و روانی پیدا نمی کند, تا فرصت اندیشه و آگاهی لازم در معرفت الهی را داشته باشد و از شعله های افروخته و پرقدرت غریزه جنسی در امان بماند و لذا خداوند متعال در قرآن مجید در آیه یاد شده آرامش خاطر را از بهترین ثمره های ازدواج و آفرینش همسر را از نشانه های خدا معرفی می کند.
● اما چند نکته قابل توجه در آیه مزبور:
▪ از جنس خودتان
در معنی ((انفسکم)) اقوال مختلفی بیان شده است مانند این که: ((انفسکم)) به معنای همشکل و از جنس خودتان می باشد(۵).
و گفته شده حوا از ضلع آدم(ع) آفریده شد.
یا گفته شده زنها از نطفه مردها آفریده شده اند(۶).
مرحوم علامه طباطبائی(ره), می فرماید:
در اینجا قرائنی هست که اشاره به مکمل بودن دو همسر برای یکدیگر است که هرکدام از زن و مرد مجهز به جهاز تناسلی است برای توالد و تناسل که اگر یکی نباشد, دیگری ناقص است و از مجموع این دو, یک واحد تام حاصل می شود و به خاطر این نیاز, به طرف همدیگر کشیده می شوند تا به همدیگر می رسند و آرامش پیدا می کنند(۷).
▪ مودت و رحمت
همچنان که در ساخت و ساز ساختمانی, ملاط; لازمه به هم پیوستگی اجزای ساختمان است, در زندگی اجتماعی, مخصوصا در زندگی زناشوئی نیز ضروری است; اما ملاط و چسب زندگی زناشوئی چیست؟ خداوند متعال ایجاد مودت و رحمت بین زوجین را که ملاط و چسب زندگی است, از نشانه های خود خوانده (البته ممکن است آیه شامل مودت میان تمام انسانها باشد) چرا که جامعه بشری تشکیل یافته از زن و مرد است و تا این جامعه کوچک با همدیگر مهربان و با محبت نباشند, جامعه بزرگ بشری روی رحمت و آرامش را نخواهد دید.
چنانکه در عصر حاضر جهان مادی هرچه قدر با این مسإله حیاتی و الهی فاصله می گیرد, با مشکلات فراوانی روبرو می شود خصوصا کشورهای صنعتی و ماشینی که کانون گرم خانواده, در اثر کنار گذاشتن دستورات حیاتبخش الهی تبدیل به کوههای یخی می شود و از همدیگر گسسته می شود و دنیا را به لبه پرتگاه می کشاند. و متإسفانه در کشورهای اسلامی و حتی کشور عزیز خودمان که کشور علوی و امام زمان(ع) می باشد, کسانی هستند که تحت تإثیر تهاجم فرهنگی قرار گرفته و از هویت خود بیگانه شده و اطلاعات و فیلمهای اینترنتی و تلویزیونی و ویدئوئی و .. را وحی منزل می دانند. و بدینوسیله کانون خانواده را متزلزل می سازند.
اگر خداوند متعال این مودت و رحمت را ایجاد نکرده بود, به هیچ وجه یک پسر و دختری که ممکن است هرکدام از کشوری باشند, از بیگانگی به یگانگی نمی رسیدند. و از همه فامیلهای خود به یکدیگر نزدیکتر نمی شدند.
پیامبر گرامی اسلام, از یکی از جنگها برمی گشت مردم به استقبالش آمدند از جمله زنان; یکی از زنها نزدیک آمد و از حال یکی از خویشان خود پرسید, پیامبر فرمود: با او چه نسبتی داری؟ گفت: پدرم است. فرمود: شهید شد, زن کلمه استرجاع گفت. سپس در مورد شخص دیگری پرسید,
پیامبر فرمود: او کیست؟ گفت: برادرم. فرمود: شهید شد. زن باز ((انا لله)) گفت. بار سوم از حال شخص دیگری پرسید پیامبر سوال کرد با او چه نسبتی داری؟ گفت: شوهر من است. فرمود: شهید شد. گفت واویلاه و دست به سرش گذاشت و گریه و بی تابی کرد. پیامبر فرمود: هیچ کس به اندازه شوهر برای زن ارزش ندارد!(۸).
در واقع زن و شوهر مکمل یکدیگرند و اگر یکی نباشد, دیگری ناقص است و باید یک نیروی جاذبه ای باشد که این دو را به همدیگر نزدیک کند و آن مودت, و رحمتی است که خداوند بین آنان ایجاد کرده است.
فرق مودت و رحمت
مودت و رحمت از جهاتی باهم فرق دارند:
۱) مودت انگیزه ارتباط در آغاز کار است اما در پایان که یکی از دو همسر ممکن است ضعیف و ناتوان گردد و قادر بر خدمتی نباشد, ((رحمت)) جای آن را می گیرد.
۲) مودت در مورد بزرگترهاست که می توانند نسبت به هم خدمت کنند اما کودکان و فرزندان کوچک در سایه ((رحمت)) پرورش می یابند.
۳) مودت غالبا جنبه متقابل دارد اما ((رحمت)) یک جانبه و ایثارگرانه است زیرا برای بقإ یک جامعه گاه خدمات متقابل لازم است که سرچشمه آن ((مودت)) است و گاه خدمات بلاعوض; که نیاز به ایثار و ((رحمت)) دارد(۹).

توسط محمود قوچانی پی نوشت: ۱. عروه الوثقی مراجعه شود. ۲. سوره روم, آیه ۲۱. ۳. وسائل الشیعه, ج۲۰, ص ۱۵, ح ۶ ابواب مقدمات النکاح, (۳۰ جلدی). ۴. سفینه البحار, ج۲, ص ۱۸۳, ماده ((عزب)). ۵. تفسیر نمونه, ذیل آیه. ۶. طبرسی, مجمع البیان, ذیل آیه. ۷. المیزان, ج۱۶, ص ۱۶۶, ذیل آیه. ۸. تفسیر نورالثقلین, ج۴, ذیل آیه. ۹. تفسیر نمونه, ج۱۶, ص ۳-۳۹۲

15نکته ای که پیش از ازدواج باید بدانید


۱۵ نکته ای که پیش از ازدواج باید بدانید"

ازدواج یک نـهاد فـوق الـعـاده اســت، امـا آیا کسی دوست دارد کـه در یـک نـهـاد قــرار بگیرد؟" ازدواج یکی از مـهمترین تصمیماتی است که شما در زندگی خـود می گیرید. من و هـمسرم ۲۸ سـال پیش با هـم ازدواج کـردیــم. در آن زمان خیلی از چیزهایی را که الآن می دانیم را نمی دانستیم و مـطمئن هسـتم کـه تـعداد زیـادی از افراد نیز هستند که از همان موارد مشابه اطلاع کافی ندارند. خداوند به من کمک کرد تا بتوانم ۱۲ نمونه از بینش هایی را که قبل از ازدواج طرفین رابطه باید نسبت به آن آگاهی داشته باشند را در این قسمت برای شما تشریح می کنم.

۱) ازدواج از سوی خدا برنامه ریزی و طراحی می شود. به همین دلیل در این امر خیر باید به دنبال رهنمود های خداوند باشیم. اغلب اوقات ما کاری را انجام می دهیم که دیده ایم دیگران انجام می دهند. افراد مختلف ایده های متفاوتی نسبت به ازدواج دارند، اما نمی توانیم نظر همه افراد را در مورد ازدواج بدانیم و در عین حال باید به خاطر داشته باشیم که چیزی که در مورد یک زندگی مشترک کار می کند، ممکن است در مورد سایر زندگی های مشترک درست از آب در نیاید. بنابراین به حرف چه کسی باید گوش کنید؟ خوشحالم که این سؤال برای شما پیش آمد. به عقیده من باید مطالعه خود را زیاد کرده و در برخی مواقع به کتب مذهبی نیز مراجعه کنید. از جمله کتاب های مفید در این زمینه می توان به موارد زیر اشاره کرد: "پیش از اینکه بله بگویید" نویسنده نورمن رایت، "خیلی زود، خیلی صمیمی" نویسنده جیم تالی.
۲) به نظر من بهتر است پیش از ازدواج چند جلسه مشاوره خانوادگی را طی کنید. مراکز مشاوره ای وجود دارند که می توانند به شما کمک کنند تا در وهله اول خودتان را بهتر بشناسید و سپس ببینید چه کسی می تواند شریک مناسبی برای زندگی با شما باشد. سوابق خانوادگی، خصوصیات اخلاقی، و سایر جنبه های زندگی توسط مشاور تحلیل و بررسی می شود. یک سری سؤال های از پیش تعیین شده در داخل یک پرسشنامه تهیه و تدوین شده اند و پر کردن آن می تواند کار جالب و سرگرم کننده ای باشد.
۳) زمانی که تازه وارد زندگی زناشویی می شوید، شور و هیجان بسیار زیادی از قبل از عروسی تا ماه عسل وجود دارد. به مرور زمان همه شور و هیجان ها آرام می گیرد و شما آهنگ زندگی جدید خود را احساس می کنید. در این زمان ناگهان نگاهی به شریک زندگی خود می اندازید و از خودتان سؤال می پرسید که: "چرا من اینکار را کردم؟" برخی از افراد به این مرحله که می رسند قدری می ترسند و احساس می کنند که کار اشتباهی انجام داده اند. باور کنید که این مسئله یک امر کاملاً عادی است. اولین دعوای شما شکل می گیرد و بر سر این مطلب که کاغذ توالت باید از کدام سمت قرار بگیرد، با هم جر و بحث می کنید. به مرور زمان یاد می گیرید که باید مصالحه و سازش بیشتری با هم داشته باشید. به هر حال در همه مراحل زندگی انسان ها با شک و تردید های مختلفی روبرو می شوند. آگاهی از این مطلب می تواند شما را آرام کند. شما یک فرد کاملاً نرمال هستید.
۴) برای تفریح وقت بگذارید. یک زندگی موفق نیازمند کار و تلاش است. اما شما باید برای تفریح نیز وقت بگذارید. یاد گرفتن طریقه زندگی با یک فرد جدید در یک رابطه دو جانبه صمیمی، نیازمند تلاش هر دو نفر است. باید یاد بگیرید چگونه می توانید با هم ارتباط برقرار کرده و یکدیگر را درک کنید، در سمینارهای مربوط به ازدواج، و زندگی مشترک شرکت کنید، هم فال است و هم تماشا. تفریح و خوشحالی را تبدیل به خاطره ای نامحسوس از زمان مجردی نکنید. با هم خاطرات جدید را خلق کنید. به هم توجه کنید و از بودن با هم لذت ببرید.
۵) این روزها به دلیل وجود فشارهای اجتماعی و اعتقادات غیر مذهبی تاکید چندانی به عدم برقراری رابطه جنسی پیش از ازدواج نمی شود. عدم رابطه جنسی پیش از ازدواج تبیین کننده بنیان اعتماد طرفین نسبت به یکدیگر است. بسیاری از افراد هستند که به دلیل عدم اطمینان به یکدیگر ساعت های طولانی در پی تعقیب هم هستند، یکدیگر را متهم به خیانت می کنند و هیچ ارزشی برای هم قائل نمی شوند. شاید قدری بی معنی باشد، اما به هر حال اینچنین است. ما به بسیاری از زوج هایی که به هم در مورد مسائل جنسی بدبین هستند پیشنهاد می کنیم که ازدواج نکنند. منظور از عدم برقراری رابطه جنسی کلیه رفتارهای جنسی است و فقط به نزدیکی محدود نمی شود. به عنوان مثال اورال سکس و یا حتی معاشقه نیز می تواند به عنوان نوعی رابطه جنسی در نظر گرفته شود. خداوند تعیین کرده که رضایت جنسی فقط باید در زندگی مشترک وجود داشته باشد. زمانیکه با هم نامزد می کنید به هیچ وجه دلیلی وجود ندارد که رابطه جنسی برقرار کنید. طبق روایات، بستر مکان مقدسی است و خداوند خود سزای افراد هرزه را می دهد. سکس نوعی ورزش نیست که هر زمان که اراده کردید آنرا انجام دهید بلکه یکی شدن فیزیکی، عشقی، و روحی است. سکس مسئله ای است که ازدواج را ازدواج می کند. شما با شریک زندگی خود یکی میشوید. همه ما نزد خداوند جایگاه ویژه ای داریم و او می خواهد ما از هر گونه گناه، شرمساری، بیماری، حقارت و ناپاکی به دور باشیم. او هم دوست دارد که ما صمیمانه ترین رابطه محبت آمیز را تجربه کنیم. اگر شما و نامزدتان در حال حاضر نمی توانید شهوت خود را کنترل کنید چه تضمینی وجود دارد که پس از ازدواج بتوانید این کار را انجام دهید؟
۶) باید بدانید که ارزش های شریک زندگیتان چه چیزهایی هستند. همچنین باید از ارزش های فردی خود نیز آگاهی داشته باشید. چه چیزی برایتان اهمیت دارد؟ آیا ارزش های شما دو نفر با هم سازگار هستند. در طول مدتی که صرف قرارهای ملاقات می کنید، باید در مورد یک چنین مسائلی با هم صحبت کنید. آیا بچه می خواهید؟ اگرجوابتان مثبت است، چند تا؟ عقاید مذهبی یکسانی دارید؟ آیا از نظر مذهبی عقاید یکسانی دارید؟ این مقوله از اهمیت خاصی برخوردار می باشد, شاید وقتی که فقط با هم قرار ملاقات می گذارید و حتی در ابتدای زندگی مشترک درگیری های چندانی در مورد مسائل دینی با هم پیدا نکنید، اما زمانیکه پای بچه ها به زندگی مشترک باز میشود، معمولاً مسائل مذهبی اهمیت بیشتری پیدا می کنند، چراکه هر یک از والدین تصمیم می گیرد به فرزندش اعتقادات و ارزش های مذهبی شخصی خود را منتقل کند.
۷) در مورد کلیه روابط عاشقانه گذشته با هم صحبت کنید. مسائل عاطفی گذشته را برای شریک زندگی خود باز کنید، چراکه درمیان گذاشتن یک چنین مسائل خصوصی و شخصی می تواند شما را به سطوح عمق تری از صمیمت برساند. هر کدام از طرفین حق دارند که از جزئی ترین مسائل زندگی شما آگاهی داشته باشند. زمانیکه با هم ازدواج کردید نباید هیچ نقطه مبهمی وجود داشته باشد که طرف مقابل را سورپریز کند. اگر با هم توافق می کنید که گذشته مربوط به گذشته است و بهتر است حرفی در این مورد نزنید، من به شما قول می دهم که یک روز وقتی اصلاً انتظارش را ندارید یک نفر از گذشته می آید و برای شما مشکل درست می کند. زمانیکه این اتفاق بیفتد احساس ناامنی ایجاد شده و درد و رنج بیشتری وارد رابطه می شود. اگر احساس میکنید که نمی توانید به طور کامل به طرف خود اعتماد کنید شاید هنوز به مرحله ای نرسیده باشید که آماده ازدواج باشید. این یک امتحان صداقت و آسیب پذیری است.
۸) هیچ گاه سازش نکنید. درست است که هیچ انسان کاملی وجود ندارد، اما شما استحقاق بهترین همسر را دارید. برخی از افراد پیشنهاد ازدواج را فقط به دلایل زیر قبول می کنند: فکر می کنند شاید دیگر یک چنین اتفاقی در زندگی برایشان رخ ندهد، بچه دارند و شاید کسی حاضر به زندگی کردن با آنها نباشد، فکر می کنند که: "من آدم خاصی نیستم به همین دلیل حق انتخاب ندارم"، و یا "دوستش ندارم ولی این فرد با ثبات است و می تواند حامی خوبی برای من باشد. هیچ کدام از این موارد نمی توانند دلیل خوبی برای "بله" گفتن به شمار روند. از آنجایی که ازدواج را خداوند پایه ریزی کرده می تواند مکان امنی برای اجتماع دو انسان که پایبند ارزش های الهی هستند، باشد. هدف اصلی ازدواج این است که انسان ها ابتدا بتوانند عشق را در روی زمین احساس کنند تا بعدها به جمع خانوادگی بزرگ خود در بهشت بپیوندند. از خداوند بخواهید که شریک مناسب زندگیتان را پیش رویتان قرار بدهد. منتظر نشانه خداوند باشید و جان فشانی نکنید.
۹) از یکدیگر سؤال های مهم بپرسید. زمانی که با هم قرار ملاقات می گذارید زمان مناسبی است که سؤال های مهم و کلیدی را مطرح کنید: در چه نوع خانواده ای بزرگ شدی؟ پدر و مادر در کنار هم زندگی می کردند یا از هم جدا شده بودند؟ با توجه به خانواده اصلی خود از زندگی مشترک خود چه انتظاراتی دارید؟ چه تصمیماتی در ابتدای زندگی برای تعلیم و پرورش بچه خواهید گرفت؟ این جمله را کامل کند: "زمانیکه ازدواج کنم و بچه دار شوم هیچ وقت...."
در مورد رابطه خود با والدین جنس مخالف خود صحبت کنید به عنوان مثال پسر و مادر، دختر و پدر. ارتباط با والدین جنس مخالف می تواند اثر مهمی بر روی نحوه رفتار ما با همسرمان داشته باشد. اگر پدر او با مادرش بدرفتاری کند به احتمال زیاد او نیز با خانمش بدرفتاری خواهد کرد. در این زمینه می توانیم یک کتاب به شما معرفی کنیم با نام "۱۰۰۰ سؤال برای زوج ها"
۱۰) قبول نامزد به عنوان همسر آینده مسئله مهمی است که در همان ابتدا شما باید بر روی آن فکر کنید. برای پذیرش یک فرد دیگر شما باید ابتدا خودتان را بپذیرید. شاید در خیلی از کارها خوب ظاهر شوید اما در عین حال اموری نیز وجود دارند که شما نیاز به تمرین و ممارست بیشتری در آنها دارید. تمام این نقاط ضعف و قوت در کنار هم جمع می شوند و شما را می سازند. پذیرش سبب می شود که افراد خودشان باشند و بی قید و شرط به هم عشق بورزند، همانطور که خداوند به بنده هایش عشق می ورزد. اگر فرد احساس کند که پذیرفته نمی شود و از عزت نفس پایینی برخوردار باشد، آنوقت پذیرش خود را برای دیگران نیز سخت می کند و هیچ کس نمی تواند او را واقعاً از صمیم قلب دوست بدارد. در اینجا به اهمیت مشاوره های قبل از ازدواج پی می بریم. زمانیکه ما دانه ای را می کاریم، بالای سر آن نمی ایستیم و نمی گوییم: "زود باش، زود باش، رشد کن، تو سریع رشد نمی کنی، خیلی کندی!" مانند گیاهان انسان ها نیز برای رشد و تعالی، نیازمند زمان هستند و برای این امر نیازمند مراقبت، اهمیت و عشق هستند، درست مانند یک گیاه که نیاز به آب و نور خورشید دارد. هر چقدر خودتان را بهتر بشناسید، آنوقت خیلی راحت تر می توانید شریک زندگیتان را بشناسید. هیچ وقت تلاش نکنید که طرف مقابل را عوض کنید.
۱۱) نسبت به انجام هر گونه آزار و اذیتی هشیار باشید. آیا شریکتان تا کنون سعی کرده با بی حرمتی، توهین و حقارت حرف خودش را به کرسی بنشاند؟ آیا شما را با برخوردهای فیزیکی تهدید کرده؟ آیا احساس می کنید تهدید می شوید؟ آیا تا کنون مورد اصابت قرار گرفته اید؟ شما را هل داده؟ اشیاء را پرتاب می کند؟ هر زمان به هر دلیلی سیلی میزند؟ هیچ یک از رفتارهای ذکر شده قابل قبول نیستند. کسی حق ندارد شما را مورد اصابت قرار دهد و تقصیر شما هم نسیت که مورد آزار و اذیت قرار گرفته اید. آیا همسرتان قصد دارد تا شما را از دوستان و کسانیکه دوستشان می دارید، دور کند؟ با مشاهده هر یک از این موارد باید یا رابطه را تمام کنید و یا به آنها بگویید تا زمانیکه به روانپزشک مراجعه نکنند، قادر به ادامه رابطه نخواهید بود. خودتان را گول نزنید، هر رفتار بد قبل از ازدواج، پس از ازدواج چند برابر بدتر خواهد شد. همه روزه افراد بسیار زیادی قربانی خشونت کسانی می شوند که آنها را می شناسند. لطفاً این مسئله را جدی بگیرید.
۱۲) زمانی را نیز به عبادت دو نفری اختصاص دهید. ارزش این کار آن است که وقتی یک زندگی روحانی را پایه ریزی می کنید، در مسیری قرار می گیرید که خداوند در تمام مراحل زندگی حامی و پشتیبانتان خواهد بود. در یک ازدواج روحانی ۳ طرف وجود دارد: شما، خدا، همسرتان. در زمان بروز مشکلات پیروی از رهنمون های الهی می تواند بزرگترین کمک را به شما کند.
۱۳) نکته اضافی: افراد مجردی که بچه دارند؛
زمانی که پای بچه ها به میان می آید، لطفاً از آنها سؤال کنید که احساسات خودشان را با شما در میان بگذارند. اگر احساسات منفی داشتند، روی این مسئله دقیقتر بشوید و به دنبال علت ها بگردید. من به شدت توصیه می کنم که تمام افرادیکه در ازدواج دخیل هستند تحت مشاره قرار بگیرند. باید برنامه هایی پیرامون تسهیل ارتباط میان همه افراد طراحی و تنظیم شود. اگر هر دو طرف بچه داشته باشند همه باید در مشاوره های خانوادگی پیش از ازدواج شرکت کنند. کتاب پیشنهادی "قبل از ازدواج مجدد"
۱۴) نکته اضافی: ازدواج با کسی که بچه دارد؛
از خود این سؤالات را بپرسید: آیا من با احساسات کودکان می توانم هماهنگ شوم؟ آیا می توانم به حرف های آنها گوش دهم؟ ایا آنقدر انعطاف پذیری دارم که بتوانم با آنها سازش کنم؟ آیا می توانم کلاس ها، کتب و مشاوره های لازم در این زمینه را پشت سر بگذارم؟ و برای آقایون: آیا می توانم مردانگی خود را وقف کنم و نکات منفی بچه ها را تحمل نمایم؟ آیا تصور می کنید که همسرتان بتواند از پس بچه ها بربیاید؟
۱۵) تست های پزشکی
پیش از ازدواج توصیه می شود آزمایشات زیر را انجام دهید:
تست HIV، هپاتیت C، هپاتیت B و آزمایش خون

از همسرتان چه قدر فاصله دارید؟

این سوالی اساسی است كه هر جوانی در آستانه ازدواج مصمم به یافتن پاسخ آن است گرچه پاسخگویی به آن بعد از ازدواج هم دارای اهمیت است. جالب است كه بدانیم جواب شرع، عقل، علم و عرف به این سوال یكسان است. و آن یك كلمه یعنی «كفو همدیگر بودن» است. كفو هم بودن دو همسر یعنی تناسب هم شانی و همترازی و در اصطلاح عرف یعنی با هم جور بودن.
ازدواج پیوند بین دو انسان و دو خانواده است كه اجزای اصلی و اساسی آن زن و مرد می باشند و هر قدر بین این اجزای و عناصر هماهنگی، تناسب و سنخیت بیشتری باشد، آن پیوند استوارتر، مستحكم تر، پرثمرتر و لذت بخش تر خواهد بود.
علم و تجربه گویای آن است كه علت اساسی بیشتر ناهنجاری ها و ناسازگاری های زندگی زناشویی عدم تناسب و ناهماهنگی بین زن و شوهر است، بنابراین شناخت اموری كه موجب هماهنگی و تناسب بین زوجین است ضروری و لازم است و به هیچ وجه نباید این مساله را به بعد از ازدواج موكول كرد. یكی از امور مساله تناسب و هماهنگی در سن زوجین است. لزوم تناسب سنی از اطلاق آیاتی مثل «فانكحوا ما طاب لكم من النساء» همسری مورد پسند و دلنشین انتخاب كنید استنباط می شود. همچنین در روایات اسلامی به صراحت هم كفو بودن مطرح شده است.
پیامبر اسلام می فرماید: با همسان و هم شان خود ازدواج كنید.
می توان گفت اسلام معیار و دلایل هماهنگی در سن را به عقل و عرف و علم سپرده است. اگر فرد به تجارب فراوان و واقعیت های موجود در جامعه و استدلال های علمی در این مساله نظری بیفكند به راحتی پی خواهد برد كه همسر دلنشین و مورد پسند همسری است كه دارای هماهنگی و تناسب سنی باشد. قابل توجه است كه كفو هم بودن از نظر سن تفاوت در سن است نه تساوی زیرا این تفاوت در آفرینش مرد و زن در مورد سن بلوغ قرار داده شده است.
فاصله سنی مناسب میان زن و شوهر را می توان ۳-۴ سال در نظر گرفت. البته این بدان معنا نیست كه اگر یكی دو سال به این سنین افزوده و یا از آن كاسته شود حتما نباید ازدواجی انجام گیرد. شاید بتوان گفت كه اگر تمام زمینه ها بررسی شده باشد و مشكل خاصی دیده نشود می توان فاصله سنی را به دیده اغماض نگریست ولی در عین حال بهترین و مناسب ترین فاصله سنی ۳-۴ سال است. طبیعی است كه اگر سایر شرایط مناسب نباشد باز هم ازدواج نمی تواند موفق باشد.
بارها با خانواده هایی مواجه می شویم كه فاصله سنی زوجین حتی به ،۲۵ ،۲۰ ،۱۵ ۱۳ سال و سال های بین این ارقام بالغ می شود و با یكدیگر مشكلات عدیده ای دارند. ما دراینجا به بررسی معایب ازدواج هایی می پردازیم كه فاصله سنی بین زن و شوهر در آنها زیاد است.
۱) مشكل عدم درك مطلوب یكدیگر
وجود فاصله سنی زیاد سبب می شود كه زن و شوهر نتوانند به خوبی یكدیگر را درك كنند. فردی با داشتن بیست سال سن بیشتر، طبیعی است كه می تواند از تجارب بیشتری برخوردار باشد یا لااقل می تواند چنین احساسی داشته باشد. لذا این مساله زمینه ای فراهم می كند كه شخص ارزش لازم را به نظرات فرد كوچكتر ندهد یا طرف مقابل بیش از اندازه احساس كوچكی نماید و همیشه در حال اضطراب و تشویش باشد و بالاخره از اداره زندگی درمانده شود و همین مورد زمینه عدم تفاهم را به وجود می آورد كه خود سبب پدید آمدن مشكلاتی عظیم در روابط زناشویی خواهد شد.
۲) عدم تناسب در توانایی های جسمی
وقتی كه فاصله سنی بین زن و شوهر زیاد باشد هر یك در دوره ای از زندگانی به سر می برند كه به لحاظ قوت و توان با همسر خود تفاوت های عمده دارند. مثلا زنی كه هفده سال دارد در دوران جوانی به سر می برد و همسر او كه در ۳۵ سالگی است به مرز میان سالی نزدیك شده است. یكی غالبا فعال است و دیگری زودتر خسته و در اوقاتی منفعل می شود گاه این خستگی و انفعال از طرف همسر جوان به خوبی مورد تجزیه و تحلیل قرار نمی گیرد و به حساب كم كاری گذاشته می شود یا به عنوان شانه خالی كردن از زیر بار مسوولیت مطرح می گردد و وقتی كه با این عنوان طرح می نماید، طبیعی است كه طرف مقابل احساس ناراحتی می كند و ممكن است این امر عاملی برای برانگیختگی او شود و در نتیجه محیط امن خانه تبدیل به فضایی ناامن و غیر قابل تحمل شود. در حالی كه مرد قصد شانه خالی كردن از مسوولیت را ندارد ولی از طرف همسرش متهم به تنبلی و بی مسوولیتی می شود و از آنجا كه در چنین مواردی مرد تنبلی را نمی پذیرد مجادلاتی در می گیرد.
۳) انعطاف پذیری كمتر فرد بزرگتر
وقتی دو جوان با یكدیگر زندگی می كنند به دلیل جوانی انعطاف پذیری بیشتری دارند. فرد در سنین پایین تر چون نهال جوان است امكان تغییر فراوانی را دارد. اما درختان مجال كمتری برای تغییر باقی گذاشته اند. همین امكان تغییر و تحول است كه ما را به یاد كلام گهربار پیامبر اسلام (ص) می اندازد كه فرمود: بیشتر كسانی كه به من ایمان آوردند، جوانان بودند.
۴) پیدا شدن سوءظن
گاه وجود فاصله های سنی زیاد سبب می شود كه زوجین سوء ظن هایی نسبت به یكدیگر پیدا كنند و ممكن است حتی نتوانند دلایلی هم برای این گونه افكار ارائه نمایند.
۵) امر و نهی پیوسته فرد بزرگتر
در چنین خانواده هایی فرد بزرگتر به دلیل داشتن تجربه خود را ملزم می داند كه مدام به همسر خود امر و نهی كند و امر و نهی بیش از حد- كه همیشه مبتنی بر حق نیست بلكه سلیقه نیز در آن سخت مداخله می كند - موجبات ناراحتی همسر را فراهم می آورد. فرد بزرگتر احساس می كند كه باید فرد كوچكتر را تربیت كند و حال آنكه او انتظار دارد كه با همسر زندگی كند نه آنكه همسر وی نقش پدر و مادر را بر عهده گرفته به امر و نهی و تربیت وی مبادرت نماید. البته زن و شوهر باید برای تكامل وتعالی یكدیگر بكوشند و در مواقع ضروری به امر به معروف و نهی از منكر یكدیگر بپردازند.
۶) كمرویی با همسر
یكی از مواردی كه در این گونه خانواده ها دیده می شود این است كه فرد كوچكتر دچار نوعی كمرویی رنج آور است و نمی تواند به راحتی مشكلات خود را با همسر خویش در میان بگذارد.
بنابراین حرف های ناگفته در این خانواده ها بسیار است و مجال مناسبی برای طرح آنها وجود ندارد. سخنان ناگفته بر دل فرد رنجیده سنگینی می كند و گاه به فضای بیرون از خانه كشیده شده برای دیگران مطرح می شود و این امر مورد قبول و پذیرش فرد بزرگتر نیست. زیرا او فكر می كند كه همسرش اسرار خانواده را به بیرون از خانه برده برای این و آن نقل می كند و این خود موجب بروز اختلافات تازه ای می شود و اگر فرد كوچكتر دردها را بازگو نكند آنها بر روی هم انباشته شده او را افسرده می كند. در حالی كه درد دل كردن به آرامش فرد كمك می كند و او از این كه همسری دارد كه به درد دل های وی گوش می دهد احساس آرامش می كند زیرا خوب شنیدن درد دل ها بخشی از تسكین آلام است و بدین ترتیب فرد به پالایش روانی دست می یابد.
۷) دادن امتیازات بیش از حد
در این نوع خانواده ها، معمولا مشكل دیگر این است كه فرد بزرگتر برای این كه فرد كوچكتر را جذب كند و زندگی تداوم یابد باید مدام به او امتیازاتی بدهد كه وی را به دوام زندگی دلگرم كند. اما هر كس قادر نیست كه مدام چنین امتیازاتی بدهد زیرا گاه دادن این نوع امتیازها برای فرد بزرگتر غیر قابل تحمل و یا غیر ممكن می گردد و بدین ترتیب از انگیزه طرف مقابل برای ادامه زندگی می كاهد. از سویی طرف كوچكتر كه از نقطه ضعف همسر خویش اطلاع یافته درصدد اخذ امتیازهای بیشتری بر می آید و تقاضاهای فراوان جوانی پر انرژی و توانا اختلافات خانواده را تشدید و جو ناامنی را بر خانه حكمفرما می كند.
۸) ترس و ناامنی
در مواردی هم دیده می شود كه فرد كوچكتر دچار ترس و وحشت می شود و این هنگامی اتفاق می افتد كه مرد خانواده از سن و سال بیشتری برخوردار است. خانمی می گفت با این كه چند ماهی از مرگ همسرش نگذشته بود و چندان متاثر هم به نظر نمی رسید وقتی از اختلافات خانوادگی و تاثیرات منفی آن بر روی فرزندانش سخن می گفت، به تفاوت سنی زیاد خود با همسرش اشاره كرد و گفت: روزی كه ازدواج كردم سیزده سال بیشتر نداشتم در حالی كه شوهرم در آن روزها سی ساله بود و من از دیدن او سخت دچار وحشت شده، پیوسته از او می ترسیدم و این ترس و ناامنی تمامی وجودم را پر كرده بود و تا زمان مرگ او نیز وجود داشت، این ترس شدید همه آرامش مرا سلب كرده بود.
۹) نتایج نامطلوب دیگر
تفاوت سنی زیاد بین زوجین مشكلات دیگری نیز در پی دارد كه در دوره های پایانی زندگانی رخ می دهد و از آن میان می توان به موارد زیر اشاره كرد:
الف) احساس پشیمانی
در غالب موارد، این نوع ازدواج ها با پشیمانی همراه می شود زیرا مشكلات فراوان ناشی از این نوع ازدواج ها به قدری زیاد و غیر قابل تحمل است كه در برخی موارد موجبات پشیمانی را فراهم می كند.
ب) بروز مشكلات غیر منتظره
پیدایی مشكلات غیر قابل انتظار پیامد نامطلوب دیگر چنین ازدواج هایی است.
ج) جرم زایی فرزندان
مشكل دیگری كه در این گونه ازدواج ها دیده می شود این است كه امكان جرم زایی در فرزندان آنها بیشتر از مواردی است كه زوجین فاصله سنی مناسبی با یكدیگر دارند.
د) طلاق
معضل دیگری كه گاه در خانواده هایی كه تفاوت سنی زوجین زیاد است دیده می شود مساله عدم تحمل یكدیگر و گاه وقوع طلاق است.
▪ یادآوری چند نكته
با بررسی سن ازدواج در میان قشرهای مختلف و جوامع گوناگون در می یابیم كه غالبا سن مردان در جریان ازدواج بیش از زنان است. آلن ژیرار می نویسد: آگاهی های جمعیت شناسانه درباره سن همسران به هنگام ازدواج آموزنده است و می دانیم كه بیشتر اوقات افرادی با هم پیوند زناشویی می بندند كه از لحاظ سنی به هم نزدیك باشند. از این رو تناسب سنی را باید به عنوان یك ضریب مهم همسان همسری كه در جامعه از اهمیت والایی برخوردار است در نظر بگیریم.
● دیدگاه دینی
از نظر اسلام ازدواج كردن با تفاوت سنی زیاد امر نامشروعی نیست و آنچه در سنت پیامبر دیده می شود، حكایت از مشروعیت این نوع ازدواج دارد. كمالات پیامبر به عنوان انسانی كامل به حدی بود كه به خوبی با حضرت خدیجه (س) زندگانی كرد و در آن زندگانی معضلی به خاطر تفاوت سن و سال دیده نمی شد و از سوی دیگر خدیجه (س) نیز زنی با كمال و بی نظیر بود. تمامی ثروت فراوان خود را در راه تبلیغ اسلام صرف نمود و اولین زنی بود كه به پیامبر ایمان آورد، در شعب ابیطالب با دیدن تمامی مشقت ها به دلیل علاقه ای كه به اسلام و پیامبر داشت همه آنها را تحمل كرد و فاطمه (س) را برای پیامبر به یادگار گذاشت. پیامبر نیز به عنوان همسری باوفا هر گاه كه نام خدیجه (ع) را می شنید اشك در چشمان مباركش حلقه می زد به نحوی كه اطرافیان آن حضرت تاثر او را به خوبی حس می كردند.
امام صادق ( ع ) می فرمایند: «زن فهمیده فرزانه باید در كنار مرد فهمیده قرار گیرد نه غیر آن.»
وقت آن رسیده كه خانواده ها از طریق مشاور خانواده به دختران و پسران خود كه قصد ازدواج دارند آموزش دهند كه فاصله سنی بین آنان بین سه یا چهار سال و حداكثر هفت سال باشد و این چیزی است كه باید در موقع راهنمایی قبل از ازدواج برای آنان تشریح نمود تا دریابند كه با فاصله سنی كمتر مشكلات كمتری خواهند داشت مشروط بر این كه به سایر جنبه های لازم برای ازدواج موفق نیز توجه كافی مبذول دارند.

دوران عقد

وره عقد نباید آنقدر کوتاه باشد که شناسایی لازم میسر نگردد و نه خیلی طولانی شود که در صورت تشخیص عدم مناسب بودن پیوند زناشویی، قطع آن ، ضایعات بیشتری داشته باشد. دوره عقد سه ماه تا یک سال پیشنهاد می شود و به منظور تکمیل اطلاعات قبل از ازدواج انجام می گیرد.
برنامه هایی که در دوره عقد باید انجام گیرد، در دو زمینه است:
۱) معاشرت دختر و پسر در حدی که سنت ایرانی ایجاب می کند( در این دوره رابطه زناشویی به معنای زمان عروسی وجود نخواهد داشت.)
۲) معاشرت با خانواده و خویشاوندان طرفین به منظور شناخت بیشتر و تکمیل اطلاعات زمان قبل از عقد.
هدف از معاشرت دختر و پسر شناخت طرفین از جهات مختلف می باشد. در این دوره همسران باید یکدیگر را ارزیابی نمایند و در نظر داشته باشند که آنان باید یک عمر با هم زندگی کنند و ضمن سرنوشت مشترک، دارای فرزند شوند.
معمولاً شناخت در دو بـُعد انجام می گیرد: بعد عینی و بعد ذهنی؛ مطالعه عینی نظیر طبقه اجتماعی، تحصیلات، سن، مسائل اقتصادی و نظایر آن در دوره بررسی های اولیه انجام گرفته و تکمیل آن مشکلی در بر ندارد. هدف اصلی معاشرت در دوره ی عقد ، شناخت ابعاد اخلاقی و روانی است که ضمن معاشرت توسط طرفین از جهات مختلف ارزیابی گردد.
هدف از معاشرت با خویشاوندان آن است که طرفین با فرهنگ و اخلاق فامیل هم آشنا گردند. خویشاوندان بخصوص اقوام درجه یک و دو در زندگی به علت معاشرت و دید و بازدیدها نقش مهمی دارند. بنابراین در دوره عقد ، طرفین دید و بازدیدهایی با اقوام و خویشان خود صورت می دهند تا از این جهت بخشی از مسائلی که با زندگی آنان ارتباط دارد، ارزیابی گردد و نتایج حاصل در تصمیم گیری مورد توجه قرار گیرد.
● تصمیم گیری نهایی
پس از گذراندن دوران عقد زمان تصمیم گیری نهایی فرا می رسد. چنانچه مشکل اساسی در سازش و هماهنگی در این دوران به وجود نیاید، به مبارکی و میمنت ، عروسی انجام می شود و زندگی شیرین زناشویی آغاز می گردد. اما اگر بررسی در مرحله اول ازدواج به درستی انجام نشده باشد؛ و در طول دوران عقد با مطالعه تکمیلی، طرفین به جایی برسند که مشکلات اصلی لاینحلی وجود دارد و ازدواج مناسبی نیست ؛ برگشت از نیمه راه به نفع آنها خواهد بود. مسائلی وجود دارد که پس از مدتی حل می شود؛ اما برخی از آنها مانند اعتیاد، انحرافات جنسی، و ناهنجاری های روانی به سادگی قابل حل نیست. در این گونه موارد به تمام دختران و پسران توصیه می شود که شرایط عقد را طوری قرار دهند که قبل از عروسی امکان به هم زدن عقد از هر دو طرف وجود داشته باشد. بدیهی است تا جایی که امکان سازش یا اصلاح باشد؛ به هم زدن عقد مفید فایده نخواهد بود. زیرا دختر و پسری که چند ماه باهم معاشرت و رفت و آمد داشته اند در صورت به هم زدن عقد از اعتبار و ارزش آنان ( به ویژه دختر) کاسته می شود.
در اینجا چند نکته مهم قابل تذکر است:
۱) با همه تجدّد و غرب گرایی در برخی از خانواده ها، هنوز هم بسیاری از مردان ایرانی، زنانی را می پسندند که جلف و فرنگی مآب نباشند و پوشش و حجاب خود را رعایت کنند. این اظهار به وسیله اکثر مردان به زبان می آید که زن خوب آن است که او را آفتاب و مهتاب ندیده باشد.
۲) بررسی و تحقیق در دوران قبل از عقد باید چنان کامل و با دقت انجام گیرد که احتمال به هم خوردن به حداقل برسد؛ زیرا دختری که مدتی با مردی معاشرت داشته است در ازدواج بعدی شانس یافتن همسر مناسب تر برای او کم می شود. به علاوه خود این موضوع هم برای پسر و هم برای دختر یک شکست محسوب می شود و در موقعیت های بعدی آنان اثر منفی می گذارد.
۳) جدایی زمانی مجاز است که مشکلات موجود به هیچ وجه قابل اصلاح نباشد و گرنه طلاق عوارض شکننده ای نظیر احساس شکست، تأسف، عصبانیت و ناراحتی های روحی و مشکلات اجتماعی و مالی به دنبال دارد که گاه با همه دردسرها و ناراحتی ها ، ادامه زندگی زناشویی را توجیه می نماید.
۴) دختران باید توجه داشته باشند که رفتار و حرکات آنان در روزهای اولیه آشنایی و زمان عقد در اعماق روح همسر آینده آنان اثر می گذارد؛ و با توجه به این که هرگونه حرکت جلف یا لباس نامتناسب رشته ای از ریسمان غیرت مرد را پاره می کند، باید نسبت به اعمال و رفتار خود دقت لازم به خرج دهند و در نظر داشته باشند که با وجود تأثیر فرهنگ غرب در مردان ما، هنوز هم غیرت و حفظ ناموس در زاویای ذهن آنان وجود دارد. مرد ایرانی حتی اگر سالها در غرب زندگی کند زنهای بی بند وبار آنجا را نمی پسندد. اکثر آنها برای ازدواج به ایران رو می آورند و با این که ممکن است در کشور بیگانه زندگی کنند، ولی همسر خود را ایرانی ( که پابند به مسائل ناموسی باشد ) انتخاب می کنند.
● مواردی که طی مراسم عروسی باید در نظر گرفته شود
پس از تصمیم گیری برای عروسی ، چنانچه جشنی برای عقد برپا شده و دوستان و آشنایان دعوت شده باشند دیگر جشن مجّدد ضرورت ندارد. در این صورت دختر و پسر با تمهید مقدمات به سفر می روند و به اصطلاح ماه عسل را می گذرانند و به خانه بخت برمی گردند. اما اگر مراسم عقد بدون جشن یا به طور مختصر برگزار شده باشد، معمولاً جشنی برای اطلاع دوستان و آشنایان برپا می شود و زن و شوهر به خانه بخت می روند. نکته قابل توجه در اینجا ، آن است که مراسم عروسی باید ساده و کم هزینه با شرکت اقوام و خویشاوندان و دوستان دو طرف انجام شود. مهریه های سنگین ، تشریفات پرهزینه و جهیزیه های پر بها موانع مهمی در راه ازدواج است و گاه موجب می شود که زن و مرد به علت هزینه های انجام شده با کوله باری از قرض و قسط به خانه بخت بروند و پس از چند روز ناسازگاری های ناشی از مشکلات مالی آغاز می شود.
موارد مختلفی وجود دارد که پس از ماه های اولیه ازدواج ، گرمی زندگی زناشویی به سردی می گراید و ناسازگاری بروز می کند. در این موارد مراجعه به مشاور خانواده می تواند کارساز باشد. نکته مهمی که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد ، آن است که بسیاری از مشکلات قابل حل است و بیشتر اختلافات ، سطحی و ناشی از پیوند دو شخصیت متفاوت است که به تدریج باید خود را با شرایط جدید هماهنگ سازند ؛ ولی چنانچه مشکلات حاد و غیرقابل حلی در زندگی زناشویی پیدا شود ، قبل از آن که با گذشت زمان و تولد فرزند راه جدایی مشکل گردد؛ باید چاره اندیشی شود. چاره حل مشکلات زناشویی متفاوت است و تنها زمانی که به بن بست برسد گره گشا طلاق و جدایی است؛ این امر زمانی تجویز می شود که شرایط زندگی زناشویی با شرایط طلاق مقایسه و چشم انداز آینده آن بررسی شود. چنانچه نتیجه حاصل طلاق و جدایی را چاره ساز دانست ، این عمل هرچه سریع تر باید انجام گیرد.
● نقش مشاور در رابطه با جهیزیه و تشریفات عقد و عروسی
مسئله جهیزیه و هزینه های سنگین عقد و عروسی در پاره ای از موارد مانع بزرگی برای انجام ازدواج است. چنانچه مشاور به جایی برسد که کلیه عوامل برای ازدواج مساعد است ولی تهیه جهیزیه و انجام مراسم عقد و عروسی برابر عرف برای دختر و پسر میّسر نیست ، مشاور باید در این موارد با تشکیل جلسات مشاوره با شرکت دختر و پسر و در مراحل بعد با شرکت آنها و خویشاوندان نزدیک، طرفین را برای تهیه وسایل مختصر زندگی و برگزاری مراسم ساده و کم هزینه ای برای عقد و عروسی آماده سازد ، تا زندگی مشترک آنها با امکانات مختصر و با شادی و صفای کامل شروع شود؛ سپس برای تهیه تدریجی وسایل لازم، اقدامات لازم به عمل آید.
● توصیه به دختران و خانواده ها
ازدواج سودای عمر است و اقدامی سرنوشت ساز. نمی توان با فلسفه " هرچه پیش آید خوش آید"، عمر را باخت. تمام مراحلی که برای ازدواج تعیین شده باید با کمال دقت طی شود. مرحله بررسی و شناخت ، برای انتخاب از اهمیت خاصی برخوردار است. در این مرحله باید از روش های مستقیم و غیرمستقیم استفاده شود و زمان کافی برای آشنایی با دوستان و آشنایان دو طرف و تماس های مستقیم با فرد مورد نظر در اختیار باشد. باید زمینه های اجتماعی، سطح تحصیلات ، مسائل اقتصادی ، سن ، شغل ، عوامل جسمانی و از همه مهمتر عوامل اخلاقی، روانی و فرهنگی در دو خانواده از دوستان و اقوام و بستگان دختر و پسر بررسی شود ، و در صورت هماهنگی ، مراحل بعدی ازدواج یعنی عقد و عروسی انجام گیرد. انتخاب از راه دور ، یا انتخاب شتابزده سرنوشت زندگی را به دست شانس و اقبال می سپارد و احتمال یک ازدواج موفق را کاهش می دهد.

۶ باور نادرست درباره ازدواج


۶ باور نادرست درباره ازدواج

توجه به عوامل پیش‌بینی‌کننده آینده ازدواج بسیار عاقلانه است؛ عواملی از قبیل ارتباط خوب، مهارت‌های حل مشکل، تشابه‌ و همانندی ارزش‌ها و عقاید. جستجوی چنین ارتباطی و چنین همسری که این مهارت‌ها و قابلیت‌ها را داشته باشد عاقلانه است اما از آنجا که موفقیت در ازدواج را نمی‌توان تضمین کرد، برای کم کردن محدودیت این تفکر می‌توان این‌گونه اندیشید که هیچ راهی برای تضمین خوشبختی پیش از ازدواج میسر نیست اما باید سعی کافی را در این زمینه کرد و از باورهای غلط موجود در جامعه پرهیز نمود.این هفته نگاهی می‌اندازیم به ۶ باور شایع اما نادرست درباره ازدواج...

● اشتباه اول: عشق کافی است
خیلی‌ها فکر می‌کنند عشق و دوست داشتن برای شروع یک زندگی کافی است. این یک فکر نادرست و یک باور غلط است. افراد فکر می‌کنند که مثلاً اگر تناسب فرهنگی یا خانوادگی نداریم اشکالی ندارد، ما خیلی همدیگر را دوست داریم و این برای اینکه خوشبخت شویم کافی است و بقیه مسایل هیچکدام مهم نیست. اینها حرف‌هایی است که ما در مشاوره ازدواج وقتی به طرفین می‌گوییم که شما به درد هم نمی‌خورید، می‌شنویم. باید بگویم تجربه ثابت کرده که عشق بستر کافی و توانمندی برای حل تمام مشکلات زندگی نیست. بسیاری از اوقات در یک ازدواج غلط اساسا عشق از بین می‌رود چون بسیار شکننده است و گاهی همین عشق در ازدواج غلط تبدیل به نفرت می‌شود و آدم‌هایی که زمانی عاشق هم بودند، حتی پس از جدایی نیز با شنیدن اسم هم ناراحت و منقلب می‌شوند.
● اشتباه دوم: آنچه یافت می‌نشود، آنم آرزوست
یکی دیگر از باورها این است که ما باید حتما یک آدم کامل را پیدا کنیم تا بتوانیم عاشق او شده و با او زندگی کنیم. در حالی که اصولا چنین چیزی وجود خارجی ندارد و ما یک آدم ناکامل را پیدا خواهیم کرد همانطور که خودمان آدم کاملی نیستم. اصولا انسان از ماهیت مادی برخوردار است و در طبیعت که ماهیت مادی دارد زندگی می‌کند و ماده اصولا نسبی است و نه مطلق، بنابراین یک موجود مادی و نسبی در یک ظرف مادی و نسبی مانند طبیعت هرگز نمی‌تواند کامل و مطلق باشد و این فکر صددرصد غلط است. افراد باید یک آدم به نسبت خوب که به آنها می‌خورد پیدا کنند و نه یک آدم کامل. همانطور که خودمان هم یک فرد به نسبت خوب هستیم و ضعف‌های خودمان را داریم. اما از آنجا که نکات خوب ما بیشتر است یک فرد به نسبت خوب می‌شویم.
● اشتباه سوم: هنوز آمادگی‌اش را ندارم
باور غلط دیگر این است که من تا زمانی که خودم به عنوان یک همسر کامل نشده‌ام تمایلی به ازدواج ندارم. حتما یک بخشی از مهارت‌های همسر بودن مربوط به دوران کودکی ما می‌شود که ما والدین‌مان را به عنوان الگوی همسر بودن می‌بینیم و این نقش را از آنها یاد می‌گیریم و به تدریج وقتی بزرگتر شده وارد جامعه می‌شویم. این الگوها را در شکل‌های گوناگون می‌بینیم، درونی می‌کنیم و می‌آموزیم، تا زمانی که وقت ازدواج فرا می‌رسد. دقیقا یک بخش عمده از این نقش را زمانی یاد می‌گیریم که در جایگاه همسری قرار می‌گیریم. یعنی نمی‌شود پیش از اینکه در جایگاه نقشی قرار بگیریم بتوانیم به‌طور کامل آن نقش را ایفا کنیم. بنابراین چنین باوری صددرصد غلط است که پیش از ازدواج بتوان به عنوان یک همسر نقشی را یاد گرفت و بعد ازدواج کرد.
● اشتباه چهارم: تا مهارت‌های ارتباطی‌ام کامل نشود ازدواج نمی‌کنم
باور غلط دیگر این است که افراد می‌گویند ما پیش از ازدواج‌مان باید ثابت کنیم که ارتباط کامل و موثری داریم و بعد ازدواج کنیم در حالی که قطعا چنین چیزی میسر نیست. ما می‌توانیم پیش از ازدواج، مقداری از مهارت‌های ارتباطی را یاد بگیریم و بعد در دوره آشنایی که داریم مقداری از این مهارت‌های ارتباطی را در عمل شناسایی کنیم و به کار ببندیم و موانع موجود در خودمان را برای اجرای این مهارت‌ها شناسایی و برطرف کنیم. اما حقیقت امر این است که باز ما چون هنوز در جایگاه همسری قرار نگرفته‌ایم، هنوز این مهارت‌ها به شکل کامل و دقیق نمی‌تواند از ما صادر شود مگر اینکه ما در جایگاه همسری قرار بگیریم و این مهارت‌ها را به تدریج یاد بگیریم و باز هر بار صحنه‌هایی وجود دارد که این مهارت‌ها را از ما می‌طلبد و هیچ وقت این ارتباط پیش از ازدواج آموخته نمی‌شود.
● اشتباه پنجم: همسرم باید متفاوت باشد
باور غلط دیگری که در انتخاب همسر و دوست داشتن وجود دارد این است که من باید با کسی ازدواج کنم که خصوصیات شخصیت‌اش متضاد با من باشد. در واقع ما دو جور جاذبه داریم. یک جاذبه تشابهات که ما جذب آدم‌هایی می‌شویم که شبیه خودمان هستند و یک جاذبه تفاوت‌ها که ما جذب آدم‌هایی می‌شویم که با ما متفاوتند. اما باید بدانید که این تفاوت‌ها ابتدا به ساکن خیلی جذاب و جالب‌اند برای مثال همیشه این طوری است که یک آدم سرحال، معاشرتی و پرشروشور جذب آدمی آرام می‌شود و پیش خودش فکر می‌کند که چقدر این فرد آدم باشخصیتی است که می‌تواند هیجاناتش را کنترل کند برخلاف من که نمی‌توانم این کار را بکنم.
از طرف دیگر هم یک آدم آرام و درونگرایی که به راحتی نمی‌تواند ارتباط برقرار کند، جذب یک آدم پر شر و شور و معاشرتی می‌شود که به راحتی می‌تواند با دیگران ارتباط برقرار کند. اما افراد باید بدانند که این جاذبه تفاوت‌ها برای یک عمر زندگی نمی‌تواند جالب باشد. برای اینکه این دو نفر آنقدر با هم متفاوتند که وقتی کنار هم قرار می‌گیرند هر دو اذیت می‌شوند و هر دو احساس تنهایی می‌کنند.
● اشتباه ششم: ازدواج آسان‌تر از این حرف‌هاست
باور غلط دیگر این است که افراد فکر می‌کنند انتخاب همسرکاری ندارد. ما یک شخص را خیلی اتفاقی می‌بینیم، خوش‌مان می‌آید و احساس علاقه می‌کنیم، پس می‌توانیم با او ازدواج کنیم.
قطعا این باور غلطی است. انتخاب همسر یک امر کاملا دقیق، منطقی و حساب شده است که حتما باید در محاسبات ما جا بگیرد و مورد قبول واقع شود. یعنی افراد باید با هم تناسب خانوادگی، فرهنگی، اعتقادی، اقتصادی، اجتماعی و... داشته باشند تا بتوانند ازدواج کنند وگرنه خود دوست داشتن در یک ازدواج غلط آسیب می‌بیند و از بین می‌رود.

آفات زندگی مشترک

ان شناسان معتقدند؛ پسر و دختر جوانی که پیمان زناشویی می بندند، خود مهمترین نقش را در حفظ و تداوم روابط مفید و مؤثر در میان دو خانواده و حتی فامیل بزرگتر، بازی می کنند.
پس اگر بتوانند این نقش را به خوبی و با شفافیت هر چه تمامترعهده دار شوند، در دراز مدت برای بهره مندی روحی و آسایش خانوادگی از این حسن ارتباط، فرصت بیشتری به دست می آورند چون این موضوع سبب می شود والدین و سایر منسوبان درجه یک و حتی وابستگان آنها با علاقه مندی و اعتماد بیشتری به هنگام بروز مشکلات یا نیازمندی احتمالی به کمک آنها بشتابند و از مشورت و مساعدت خویش آنها را بهره مند سازند.
دکتر عبدالمجید وهابی، روانشناس، در این باره به گزارشگر ما می گوید: اگر روابط فامیلی و ارتباطهای خانوادگی از همان ابتدا با حسن تدبیر و درایت برنامه ریزی شود، از آسیبهای روحی و عاطفی لطمه زننده به استحکام خانواده پیشگیری خواهد شد.
وی یکی از راههای جلوگیری از تخریب روابط فامیلی زوجهای جوان را اجتناب از مداخله خواسته و ناخواسته والدین و یا نزدیکان دو طرف در مقدرات زندگی مشترک آنها دانسته و اضافه می کند: تکلف و تشریفات زائد به هنگام رفت و آمدهای خانوادگی و مقایسه پیشرفتهای شغلی، تحصیلی و همچنین اندوخته و امکانات مالی افراد توسط بزرگترهای خانواده، یکی دیگر از دلایل ایجاد شکاف در روابط خانوادگی و تقویت حس غرور و تکبر در حسادت و احساس حقارت میان اقوام و نزدیکان بویژه در زوجهای جوان است.
● وقتی بازار فخر فروشان کساد می شود!
دکتر وهابی، یکی از راههای مقابله با این گونه رفتارهای ناپسند و غیراخلاقی را پیروی از رفتارهای بی ریا و ساده زیستی زوجهای جوان برمی شمارد و یادآور می شود:
چنانچه زوجهای جوان ما همان طور که توصیه دین مبین اسلام نیز هست در تمام شؤون زندگی از تجمل گرایی و اسراف دست بردارند، به مرور بازار فخر فروشی و رفتار مستکبرانه کساد خواهد شد.
● خانواده های کم درآمد بیشتر در معرضند
همین روانشناس سپس تأکید می کند: متأسفانه اکنون نوعی فرهنگ رقابتی بین خانواده ها، به خصوص در مورد برگزاری مراسم ازدواج و همچنین تهیه جهیزیه و حتی سیسمونی به راه افتاده است و روز به روز با وجود گرانی اجناس و کالاها، در حال گسترش است.به گفته وهابی مسایلی از این نوع نه تنها در آداب و رسوم ملی و یا مذهبی ما جایی ندارد، بلکه در بسیاری از موارد با آنها در تضاد است.به اعتقاد وی، در چنین شرایطی بیشترین صدمه متوجه اقشار کم درآمد و متوسط جامعه می شود، زیرا این دسته از افراد گمان می کنند شأن و منزلت دختر یا پسرشان در میان فامیل طرف مقابل در گرو تهیه و تدارک جهیزیه سنگین و یا برگزاری مجلس عروسی پر هزینه است. غافل از اینکه همین امر یکی از موانع آرامش خاطر و ایجاد تنشهای روحی و بروز اختلاف در میان خانواده هاست.
به نحوی که وقتی زوج جوان با هزاران امید و آرزو وارد زندگی مشترک می شوند، به ناچار باید تا مدتها خود و خانواده هایشان درگیر مشکلات ناشی از پرداخت اقساط مربوط به هزینه های ازدواج باشند و با کوهی از مشکلات جدید دست و پنجه نرم کنند.
● خود را از دایره روابط خانوادگی حذف نکنید
دکتر وهابی، با اشاره به عملکرد اشتباه برخی از زوجهای جوان که با عدم حضور در مجالس فامیلی و خانوادگی خود یا همسرشان را به ورطه انزواطلبی و دوری از رفتوآمد با خویشان و اقوام نزدیک می کشانند، یادآور می شود: حذف خود یا همسر از دایره ارتباط خانوادگی نه تنها مشکلی را حل نمی کند بلکه زمینه ساز مسایل پیچیده تری هم می شود که اولین صدمه آن به زوج جوان برمی گردد.
وی تقویت رفتارهای مذمومی نظیر غیبت، تهمت، و دامن زدن به اختلافهای موجود را از پیامدهای این مسأله بر می شمارد و می گوید: همواره گروهی در میان خویشاوندان هستند که به دلایل گوناگون طالب یا خریدار حرفها و حرکتهای تحریک کننده هستند.
آنها با نقل و انتقال شنیده ها و یا مشاهدات خود به دیگران، سبب بر هم خوردن کانون گرم خانوادگی دیگران می شوند، بنابراین برای مقابله با این قبیل رفتارها لازم است که دختر و پسری که تازه پا به زندگی مشترک گذاشته اند از همان ابتدا با حسن خلق همراه حسن نیت نسبت به خانواده همسرشان نیز احساس مسؤولیت کرده، خود را از آنها جدا ندانند و با توجه به خواسته ها و حرفهای منطقی آنها، هرجا که لازم باشد با آنها همراهی و همدلی کنند.
● چند توصیه برای حفظ روابط سالم
همین روانشناس در پاسخ به این سؤال گزارشگر ما که برای حفظ روابط سالم و منطقی بین خود و فامیل طرف مقابل چه توصیه هایی به زوجهای جوان دارد، می گوید: اولین نکته این که درست است آنها متعلق به خانواده پدریشان هستند ولی با تشکیل زندگی مشترک دارای همسری شده اند که نیازمند توجه و رسیدگی آنهاست. پس باید بکوشند میان خانواده پدری و خانواده دو نفره خودشان رابطه ای متعادل و به دور از رفتارهای افراط و تفریطی برقرار کرده و در حفظ آن کوشا باشند.
وهابی، رفتارهای افراطی و تفریطی را سرمنشأ سوء تفاهم ها و دلخوریهای بی اساسی می داند که به وجود آورنده آن خود زوج جوان هستند.به گفته وی، یکی از دلایل این مسأله کم اطلاعی از شیوه صحیح ایجاد ارتباط کلامی و ناآشنایی با مهارت حل مسأله است.
او به زوجهای جوان توصیه می کند، گاهی خود را به جای همسرشان بگذارند و از منظر او به مسایل نگاه کنند.
مسایل خودشان را با اهل فن در میان بگذارند و هر کسی را محرم راز خود قرار ندهند تا به راه حل مناسب برسند.
اگر احساس کردند روابطشان با خانواده های یک یا هر دو طرف بیش از حد معمول است و استقلال عمل را از آنها سلب کرده، به آرامی فاصله خود را با آنها کمتر کنند اما هرگز آن را کاملاً قطع نکنند.
یکی دیگر از توصیه های این روانشناس به زوجهای جوان این است که اگر والدین یا سایر افراد، نکته ای را در ارتباط با همسر آنها متذکر شدند، ابتدا روی آن فکر کنند و اگر منطقی بود آن را به طور صادقانه با خود او در میان بگذارند.
در غیر این صورت اگر او خود متوجه تغییر روحیه یا رفتار شما گردد، واکنش غیرعادی از خود بروز می دهد که به ایجاد اختلافها و سوء تفاهم منجر می شود و به زندگی خانوادگی صدمه می زند.

ادمی را ادمیت لازم است

ازدواج در جامعه بشری، همیشه مقوله‌ای بوده که با خود خاطرات زیبایی را به دنبال داشته است، خاطراتی شیرین و زیبا و البته گاهی اوقات هم خاطراتی تلخ...همیشه پیش از ازدواج یک زوج به روزهای خوب و خوش آینده فکر می‌‌کنند، اما زندگی زیر یک سقف است که آینده آنها را شکل می‌‌دهد.
بعضی از زندگی‌ها با فرجام بد، همراه خواهد بود و بعضی‌ها هم به دنبال خود سرانجام خوشی را به همراه خواهند داشت، درست مثل شخصیت داستان ما که خواهید خواند...
بعد از گرفتن دیپلم هر چه توی سرم زدم و درس خواندم نتوانستم در دانشگاه قبول شوم اما در عوض خواهرم که دو سال از من کوچک‌تر بود همان سال اول در رشته معماری موفق به ادامه تحصیل شد.
به ناچار در چندین کلاس از قبیل کامپیوتر، زبان و شمع‌سازی شرکت نمودم اما از آنجایی که هیچ یک از این کلاس‌ها نتوانستند مرا سر ذوق آورده و میل مفرطم به یادگیری علوم متفاوت را ارضا سازند، همه آنها را نیمه‌کاره رها کرده و بهتر دیدم گوشه خانه نشسته و منتظر مرد خوشبختی بمانم که قرار است مرا به همسری برگزیند.
ولی از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان! نه از مرد خوشبخت خبری بود و نه حتی از یک خواستگار معمولی که برای دلخوشی هم که شده، بیایند و در خانه ما را بزنند. این شد که تصمیم گرفتم به سر کار بروم. اما کو کار؟! همین دنبال کار گشتن خودش کاری بود.
صبح از خانه بیرون می‌‌رفتم و ظهر دست از پا درازتر باز می‌‌گشتم تا این‌که یک روز مادرم با شور و شعف به سراغم آمد و گفت: امروز حرمت خانم (زن همسایه روبه‌رویی) اومده بود در خونه و می‌‌گفت؛ اگه اجازه بدید برای امر خیر مزاحم بشیم.با تعجب تکرار کردم: امر خیر!
مادر که فکر کرده بود من معنی امر خیر را نمی‌‌دانم گفت: بله امر خیر. یعنی خواستگاری!گفتم: می‌‌دونم امر خیر یعنی خواستگاری. اما... اما خواستگاری از کی؟ برای کی؟
مادر با لبخند گفت: خواستگاری از تو برای پسر بزرگشون تیمور.مرا می‌‌گویید، انگار زمین و آسمان روی سرم خراب شده بود. تیمور، یعنی همان پسر همسایه رو‌به‌رویی‌مان که با پدر و برادرش در یک مکانیکی کار می‌‌کرد و هر وقت که او را می‌‌دیدم سر تا پا سیاه و آلوده به روغن ماشین و گریس بود. تازه وقتی شیک لباس می‌‌پوشید، شلوار گشادی به پا میکرد، یقه پیراهنش کج و کوله و کتش از تنش آویزان بود. حرف زدنش هم دست کمی از بقیه چیزهایش نداشت.با عصبانیت به مادرم گفتم: اصلا راجع به این موضوع با من حرف نزنید. برو بهشون بگو دخترم قصد ازدواج نداره.
مادر گفت: دختری که بیست و دو سالشه، نه درس می‌‌خونه و نه سر کار می‌‌ره ‌چه‌طور قصد ازدواج نداره! من بگم، اونا که باور نمی‌‌کنن از دستمون ناراحت می‌‌شن.
- ناراحت می‌‌شن که بشن!
این را گفتم و به اتاقم رفتم. توی اتاق، خواهرم داشت ریز ریز می‌‌خندید.با حرص پرسیدم: به چی می‌‌خندی؟!
گفت: هیچی! مگه تو منتظر خواستگار نبودی؟ اینم خواستگار!
دلم می‌‌خواست موهایش را بکشم اما بی‌‌خیال شدم. رفتم روی تختم دراز کشیدم. دو روز بعد مادر باز هم حرف حرمت خانم و تیمور را به میان کشید.
- این زن دست‌بردار نیست. می‌‌گه پسرش بدجوری تورو می‌‌خواد. من تو عالم همسایگی از روش خجالت می‌‌کشم. بذار بیان با هم حرف بزنید...
- نگذاشتم جمله‌اش تمام شود. با فریاد گفتم: انگار من دیگه تو این خونه زیادیم. خیلی دلتون می‌‌خواد منو از سر باز کنید و باز هم به اتاقم پناه بردم. خواهرم دوباره داشت می‌‌خندید. او با دیدن من خنده‌اش را فرو داد و لب گزید. سپس با تردید گفت: حالا بذار بیان شاید اونقدر هم آدم بدی نباشه. گفتم: تو یکی دیگه حرف نزن.دوباره زد زیر خنده. با خودم گفتم بذار اونقدر بخنده تا دل و جگرش بیرون بریزه. روی تختم دراز کشیدم و رفتم زیر پتو. همه را برق می‌‌گرفت مرا چراغ موشی. آنها دست‌بردار نبودند. مادر تیمور به مادرم گفته بود: پسرم عاشق دختر شما شده و گفته یا فریبا یا هیچ‌کس! این‌بار مادر با خواهش و التماس از من خواست بگذارم آنها بیایند و بعد اگر من نخواستم جواب منفی بدهیم. چون در غیر این‌صورت از ما می‌‌رنجیدند.خواهرم مرتب زیر گوشم می‌‌خواند که تیمور زیاد هم بد نیست. خانه و کار که دارد. سر و ظاهرش را هم می‌‌توان عوض کرد.به او گفتم: اگه مامان تونست لهجه بابا رو عوض کنه، منم می‌‌تونم ظاهر این آدمو عوض کنم.
مادرم توی تهران متولد شده بود. اما پدر در یکی از روستاهای اطراف به دنیا آمده و لهجه بسیار غلیظی داشت. مادر می‌‌گفت: اوایل ازدواجمون خیلی سعی کردم حرف زدن پدرتونو تغییر بدم اما نشد که نشد. منم ولش کردم.مادر مدام جمله معروف مادربزرگ را تکرار می‌‌کرد و می‌‌گفت: آدم باید آدم باشه. بقیه چیزها زیاد مهم نیست.
من اصلا سردرنمی‌‌آورم. مگر آدم می‌‌تواند چیز دیگری غیر از آدم باشد.بالاخره آنها آن‌قدر گفتند و گفتند تا من راضی شدم خانواده تیمور به خانه ما بیایند. در مورد خواهرم می‌‌دانستم که بیشتر نگران خودش است زیرا مدتی بود که یکی از پسرهای دانشگاهشان به او پیشنهاد ازدواج داده و فرزانه هم دل تو دلش نبود که من ازدواج کنم تا آن پسر بتواند به خواستگاری او بیاید چرا که خانواده ما هنوز به این اصل که اول باید دختر بزرگ تر شوهر کند به شدت پایبند بودند.
خصوصا فامیل پدرم که در شهرستان زندگی می‌‌کردند. همین‌طوری هم عمه‌ها یک انجمن خیریه شوهر‌یابی تشکیل داده بودند تا جلوی ترشیدگی مرا گرفته و این ننگ را که دختری در سن بیست و دو سالگی مجرد مانده است را از دامان خانواده بزدایند.بالاخره روز موعود فرا رسید.
تیمور در حالی‌که یک دسته گل مکش مرگ ما به دست داشت، با همان یقه کج و کوله و کت آویزان به همراه مادر، پدر و تنها خواهرش به خانه ما آمد.مادر از صبح خودش را کشته و همه‌جا را برق انداخته بود ولی من اصلا به روی مبارکم نیاورده و دست به سیاه و سفید نزده بودم. آ نها توی پذیرایی نشستند. مادر به آشپزخانه آمد و گفت: شیش تا استکان چای بریز و بیار.
با بی‌‌میلی این‌کار را انجام دادم و دوباره به آشپزخانه برگشتم اما گوش‌هایم را تیز کرده بودم تا بشنوم آنها چه می‌‌گویند. بعد از کلی مقدمه‌چینی مادر تیمور گفت: ما هر چی بگیم حرف دل این دو تا جوون نمی‌‌شه. بهتره این دو تا یه گوشه‌ای بنشینن و خودشون حرفاشونو بزنن. همین یکی را کم داشتم. مادر به آشپزخانه آمد و پیشنهاد حرمت خانم را با من مطرح کرد.
گفتم: ولم کنید بابا! اولش گفتید فقط بیان که از دستمون ناراحت نشن حالا جدی جدی، می‌‌خواین منو بدین به این پسره شلخته! مادر گفت: اگه باهاش حرف نزنی چه‌طور می‌‌خوای یه بهونه ‌گیر بیاری و جوابشون کنیم؟ برو بنشین چند کلمه بگو، چند تا کلمه بشنو.
نمی‌‌کشنت که! عاقبت من مجاب شدم با تیمور صحبت کنم. مادر، تیمور را به گوشه‌ای از هال راهنمایی کرد. او روی یک راحتی نشسته بود و به محض دیدن من از جا بلند شد و گفت: سلام آبجی. فکرش را بکنید او به خواستگاری من آمده بود و به من گفت آبجی.
نزدیک او روی یک مبل نشستم. سرش را پایین انداخته و به زمین زل زده بود. من نفسم را توی سینه جمع کرده و گفتم: ببینید آقا تیمور من برای ازدواج با شما شرایط سختی دارم.
- هر چی شما بگید!
با خودم گفتم ای داد بیداد این‌که دارد چشم بسته همه چیز را قبول می‌‌کند. بنابراین می‌‌بایست حرف‌هایم را طوری بیان می‌‌کردم تا به او بربخورد و زیر بار نرود. گفتم: اولا شما باید طرز لباس پوشیدنتونو تغییر بدید. همین‌طور مدل مو و صبحت کردنتونو. در ضمن سبیلاتونو باید بزنید. دوم اینکه من دوست ندارم شمارو با لباسای کثیف و روغنی ببینم و سوما، سوما... دیگر نمی‌‌دانستم چه باید بگویم.برخلاف انتظار من او نه تنها ناراحت نشد بلکه تمام شرایط را هم پذیرفت.
- چشم فریبا خانم. اگه شما منو به نوکری قبول کنید سعی می‌‌کنم همه این کارا رو انجام بدم. این جمله را در حالی‌که هنوز سرش پایین بود، گفت. من مانده بودم حیران. راستش را بخواهید کم‌کم داشت از او خوشم می‌‌آمد. تیمور هیچ شرایط خاصی برای ازدواج نداشت. صحبت‌های ما پنج دقیقه هم طول نکشید و آنها رفتند.
مادرم پرسید: هنوزم می‌‌خوای ردشون کنی.
جواب دادم: نمی‌‌دونم.
خواهرم با خوشحالی فریاد زد: این یعنی بدشم نیومده.
و هر دو خندیدند. پدرم شخص غریبه‌ای را برای تحقیق به مغازه آنها فرستاد. تمام کسبه محل از تیمور تعریف کرده بودند. حتی پدر فهمید که پدر تیمور نصف مغازه مکانیکی‌اش را به نام دو پسرش کرده است. از نظر جا و مسکن هم مشکلی وجود نداشت چون آقای عزیزی (پدر تیمور) خانه قدیمی‌اش را کوبیده و چهار طبقه ساخته بود و حالا هر یک از بچه‌های او یک آپارتمان داشتند. یک ماه بعد، من و تیمور به عقد هم در آمدیم. خودم هم نمی‌‌دانم این اتفاق چه‌طور افتاد.
چند هفته پس از مراسم عقدکنان ساده ما، خواستگار فرزانه هم از راه رسید. شهرام بیست و پنج سال داشت یعنی حدود چهار سال از تیمور کوچک‌تر بود. درسش تازه تمام شده و کار مشخصی نداشت. با این‌ حال به‌خاطر تحصیلات خوب و خانواده محترمش، پدر و مادر با ازدواج آنها موافقت کردند. بین آن دو نیز عقد جاری شد اما می‌‌بایست حداقل یک سال به همین حال می‌‌ماندند تا هم پدر و مادر من فرصت تهیه جهیزیه را پیدا کنند و هم شهرام بتواند سرکار مناسبی برود و درس فرزانه هم تمام شود.
موقع خرید عروسی به توصیه خواهرم دست روی یک سرویس جواهر گران‌قیمت گذاشتم، لوازم آرایش، لباس و آینه شمعدان و... همه را از بهترین نوع تهیه کردیم.
برای گرفتن سالن نیز فرزانه گفت: به فلان تالار برو اون‌جا خیلی خوبه! من هم که نمی‌‌خواستم کم بیاورم هر چه او می‌‌گفت انجام می‌‌دادم و تیمور هیچ اعتراضی نمی‌‌کرد. عروسی ما به بهترین نحو انجام شد ولی این چیزها اصلا به چشم من نمی‌‌آمدند.
کارم این شده بود که تیمور را با شهرام مقایسه کنم.
شهرام به روزنامه و خبرهای سیاسی علاقه داشت و هرگاه به خانه ما می‌‌آمد پا روی پا می‌‌انداخت و روزنامه می‌‌خواند، به همین خاطر من تیمور را مجبور کردم علیرغم میل باطنی‌اش روزنامه بخواند. شهرام فیلم‌های باکلاس و زبان اصلی هالیوودی تماشا می‌‌کرد اما تیمور کشته مرده فیلم‌های هندی بود که من برایش ممنوع کرده بودم.
گاهی توی خانه کتاب روی سرش می‌‌گذاشتم و می‌‌گفتم با این کتاب راه برو تا عادت کنی صاف راه بروی. کت و شلوارش را من انتخاب می‌‌کردم. وادارش می‌‌ساختم هر روز حمام کند. مدام به لباس‌هایش عطر می‌‌زدم تا مبادا شوهرم از شوهر خواهرم کم بیاورد.
موعد یک سال فرزانه و شهرام به پایان رسید اما شهرام نتوانسته بود کار ثابتی بیابد. قرار شد پدر من و پدر شهرام هر کدام مقداری پول به آنها بدهند تا بتوانند آپارتمانی رهن کنند. از عروسی و خرید عروسی هم خبری نبود اما فرزانه می‌‌گفت این چیزها اهمیتی ندارد.
دلم می‌‌خواستم به او بگویم موقع عروسی ما که خیلی اهمیت داشتند ولی نگفتم. دلم نیامد او را برنجانم. آنها به سر خانه و زندگیشان رفتند و چند ماه بعد تیمور از طریق یکی از مشتریانش کار خوبی در یک شرکت ساختمان‌سازی برای شهرام پیدا کرد. خواهرم هم در همان شرکت مشغول به کار شد و وضع زندگی آنها رو به‌راه شد. مادر مدام تیمور را دعا می‌‌کرد. یک روز تیمور به من گفت که یک نفر به او پیشنهاد داده است برای کار به آلمان برود.
می‌‌گفت آن شخص معتقد است او در کارش مهارت دارد و این‌جور کارهای فنی در کشورهای اروپایی خصوصا آلمان بسیار درآمد زاست. من بلافاصله با این موضوع مخالفت کردم و گفتم: فکر نکن من دنبال تو راه می‌‌افتم می‌‌یام مملکت غریب.
و او هیچی نگفت. فردای همان روز جریان را به خواهرم اطلاع دادم. او گفت اگه این کار رو نکنی اشتباه بزرگی مرتکب شدی. باید از این فرصت استفاده کنید و مرا به رفتن تشویق کرد. همیشه صحبت‌های خواهرم بیشتر از حرف‌های تیمور در من اثر می‌‌کرد.
بنابراین با رفتن به آلمان موافقت کردم. روز سفرم را هرگز از یاد نخواهم برد. مادرم گریه می‌‌کرد و من دلهره‌ای عجیب داشتم. وقتی هواپیما توی شهر بن به زمین نشست انگار قدم به مسلخگاه گذارده بودم. این سفر هشت سال به طول انجامید و در این هشت سال شوهرم تنها پناه من بود. او مثل بسیاری از مردها با زندگی در یک کشور آزاد دستخوش تغییر و لاابالی‌گری نشد. در آن سال‌ها او فقط کار کرد و پول پس‌‌انداز کرد. جالب این‌که من در آلمان بچه‌دار شدم و چون مادرم نتوانست برای پرستاری از من بیاید خود تیمور همه کارها را انجام می‌‌داد.
گرچه از طرف دولت پرستار به خانه ما فرستاده می‌‌شد اما بیش از همه این شوهرم بود که به دادم رسید. پس از بازگشت به ایران تیمور توانست یک مکانیکی مجزا برای خودش بخرد و چند کارگر استخدام کند.
او به خواهرم در خرید خانه کمک بسزایی کرد و پدر و مادر خودش را به همراه پدر و مادر من به سفر حج عمره فرستاد. حالا تیمور مردیست که همه به او احترام می‌‌گذارند و هر کسی گیری در کارش ایجاد می‌‌شود از او کمک می‌‌جوید. من از ازدواج با او راضی هستم و اینک باور دارم که آدم باید آدم باشد.
● هم جدی بگیرید، هم نگیرید!
خواص ازدواج برای خانم‌ها
▪ قبل از ازدواج وزن ایده‌آل با چهره‌ای بشاش، بعد از ازدواج چاق و افسرده و منزوی. نتیجه‌گیری اخلاقی: آمادگی بدن در مقابله با روزهای سخت
▪ قبل از ازدواج ایستادن در صف سینما و استخر، بعد از ازدواج ایستادن در صف شیر و گوشت. نتیجه‌‌گیری اخلاقی: آموزش ایستادگی
▪ قبل از ازدواج تعطیلات رفتن به دیزین واسکی، بعد از ازدواج در تعطیلات شست و شوی خانه و لباس. نتیجه‌گیری اخلاقی: پر شدن اوقات‌فراغت
▪ قبل از ازدواج نوشتن کتاب شعر و رمان، بعد از ازدواج نوشتن داستان پرنده در قفس. نتیجه‌گیری اخلاقی: شهرت بادآورده
▪ قبل از ازدواج صحبت تلفنی بی‌‌محاسبه زمان، بعد از ازدواج اتهام به پرحرفی حتی برای ده دقیقه. نتیجه‌گیری اخلاقی: حفظ عضلات صورت
▪ قبل از ازدواج رفتن به سفرهای هفتگی، بعد از ازدواج در حسرت رفتن به پارک سر کوچه.‌ نتیجه‌گیری اخلاقی: در امنیت کامل به سر بردن
● و اما خواص ازدواج برای آقایان
▪ قبل از ازدواج خوابیدن تا لنگ ظهر، بعد از ازدواج بیدار شدن زودتر از خورشید. نتیجه‌گیری اخلاقی: سحرخیز شدن
▪ قبل از ازدواج رفتن به سفر بی‌‌اجازه، بعد از ازدواج رفتن به حیاط بااجازه. نتیجه‌گیری اخلاقی: کسب اعتبار
▪ قبل از ازدواج خوردن بهترین غذاها بی‌‌‌‌منت، بعد از ازدواج خوردن غذاهای سوخته با منت. نتیجه‌گیری اخلاقی: تقویت‌ معده

بازگشت مجدد میسر است ؟

آیا ازدواج های از هم گسیخته می توانند مجدداً ترمیم گردند؟
درست مانند ترمیم هر چیز دیگر شکسته شده که به انسان ها ارتباط پیدا می کند، این امر نیز بستگی دارد به پاسخ هایی که به سوال های دشوار دیگری می دهیم. در این قسمت می توان ۳ سوال اساسی را مطرح نمود:

ادامه نوشته

آداب‌ ازدواج‌ و همسرداری‌


آداب‌ ازدواج‌ و همسرداری‌● حالتها
بعد از بیان‌ زمانهای‌ راحج‌ و مستحب‌ مباشرت‌، به‌ حالتهای‌ جنسی‌ و رفتار و گفتار زوجین‌ می‌پردازیم‌.قبل‌ از آن‌ که‌ به‌ مقدمه‌ مباشرت‌ بپردازیم‌ ضروری‌ است‌ حالتهای‌ جنسی‌ زن‌ و مرد را بدانیم‌ و میزان‌ خواهشها و کششهای‌ درونی‌ هر یک‌ را بشناسیم‌.
از امام‌ صادق‌ (ع‌)نقل‌ شده‌ است‌ که‌:زن‌ نود و نه‌ بار بیش‌ از مرد لذت‌ و شهوت‌ را احساس‌ می‌کند ولی‌ خداوند تبارک‌ و تعالی‌ او را به‌ رشته‌ حیا مقید کرده‌ است‌.
بنابراین‌ خواهشها و تمنیات‌ درونی‌ زن‌ هرگز اندک‌ نیست‌ بلکه‌ این‌ حجب‌ و حیای‌ زن‌ است‌ که‌ به‌ طور فطری‌ او را ماخوذ به‌ حیا می‌کند و مانع‌ از آن‌ می‌شود که‌ زن‌ در مقابل‌ نامحرم‌ به‌ کارهایی‌ که‌ دور از شرم‌ و حیاست‌ مرتکب‌ شود و زمانی‌ این‌ رشته‌ حیای‌ بین‌ زن‌ و شوهر به‌ درستی‌ از بین‌ می‌رود و تمنیات‌ و خواهشهای‌ درونی‌ زن‌ نسبت‌ به‌ شوهر و مرد حلالش‌ بروز می‌کند و مرد را به‌ رفتار جنسی‌ مناسبی‌ وادار می‌سازد که‌ فروگذاری‌ از آن‌ موجب‌ مشکلات‌ روحی‌ ـ روانی‌ و حتی‌ جسمی‌ برای‌ زوجه‌ می‌شود.
از سوی‌ دیگر خواهش‌ جنسی‌ مرد بر کسی‌ پوشیده‌ نیست‌ و این‌ نیروی‌ درونی‌ از ابتدای‌ سن‌ بلوغ‌ تا کهنسالی‌ باقی‌ است‌ و استعداد مباشرت‌ برای‌ تولید نسل‌ همواره‌ در مردان‌ موجود است‌ گر چه‌ حسب‌ شرایط جسمی‌ و کاری‌ ممکن‌ است‌ شدت‌ ضعف‌هایی‌ پیدا کند ولی‌ قدرت‌ بارور ساختن‌ مردان‌ از بین‌ نمی‌رود، این‌ در حالی‌ است‌ که‌ استعداد باردار شدن‌ خانمها تا سن‌ یائسگی‌ است‌ و بعد از آن‌ معمولا خانمها باردار نمی‌شوند و تمایلات‌ جنسی‌ آنان‌ نیز فروکش‌ می‌کند.
● رفتارها
شاید هیچ‌ رفتاری‌ از انسان‌ پرهیجان‌تر و تاثیرگذارتر از رفتار جنسی‌ و مقدمات‌ آن‌ نباشد.رفتاری‌ که‌ با ترشح‌ هورمونها و فعالیت‌ غدد به‌ اوج‌ هیجان‌ و التهاب‌ می‌رسد و رابطه‌ انکارناپذیری‌ بین‌ روان‌ (روح‌)و جسم‌ در این‌ مورد هویدا می‌شود;با روانی‌ که‌ اگر از نظر جنسی‌ ارضا نشود به‌ جسم‌ لطمه‌ای‌ سخت‌ می‌زند و افسردگی‌ روحی‌ موجب‌ کوفتگی‌ جسمی‌ می‌شود و جسم‌ انسان‌ در اثر پژمردگی‌ روان‌ کسل‌ و غمناک‌ می‌شود.
رفتار جنسی‌ تنها نزدیکی‌ نیست‌ و اسلام‌ نیز بدین‌ مهم‌ اهتمام‌ داشته‌ است‌ و زوجین‌ را به‌ تمهید مقدماتی‌ ترغیب‌ کرده‌ است‌ تا قبل‌ از مباشرت‌ بدان‌ مبادرت‌ ورزند و این‌ نشان‌ از شناخت‌ دقیق‌ اسلام‌ از انسان‌ است‌.
اولین‌ توصیه‌ عمومی‌ و خاص‌ این‌ مورد تمیزی‌ و نظافت‌ زوجین‌ است‌;بنابر روایت‌ مشهور از پیامبر اسلام‌ (ص‌)که‌ فرمود:«پاکیزگی‌ نشانه‌ ایمان‌ است‌»همه‌ مومنین‌ در زندگی‌ شخصی‌ و اجتماعی‌ خود باید این‌ صفت‌ را دارا باشند.
جای‌ تاسف‌ است‌ که‌ زیبایی‌ و تمیزی‌ و خوشبویی‌ از ویژگی‌ برجسته‌ پیامبر(ص‌)است‌ ولی‌ آن‌ را خواه‌ در محیط کار یا منزل‌ رعایت‌ نمی‌کنیم‌.به‌ هر شکل‌ تمیزی‌ و پاک‌ بودن‌ در اسلام‌ همواره‌ مورد توصیه‌ و تاکید بوده‌ است‌.به‌ ویژه‌ آن‌ که‌ این‌ وصف‌ مقدمه‌ باید اقدام‌ مهم‌ مباشرت‌ قرار گیرد.به‌ قدری‌ اسلام‌ مسئله‌ طهارت‌ و پاک‌ بودن‌ را اهمیت‌ داده‌ است‌ که‌ مباشرت‌ دوم‌ را بدون‌ طهارت‌ و غسل‌ بعد از مباشرت‌ اول‌ خوب‌ و پسندیده‌ نمی‌داند.
آنگاه‌ بعد از تمیزی‌ و آراستگی‌ در مورد مقدمات‌ رفتار و مباشرت‌، اسلام‌ مرد را توصیه‌ به‌ تانی‌ و عدم‌ عجله‌ می‌کند و از او می‌خواهد که‌ از نظر رفتار جنسی‌ زوجه‌ را آماده‌ مباشرت‌ سازد، بنابراین‌ فرآیند ملاعبه‌ یا مداعبه‌ (بازی‌ کردن‌)را مستحب‌ می‌داند.
از امام‌ صادق‌ (ع‌)نقل‌ شده‌ است‌:ملاعبه‌ زوجین‌ مباشرت‌ را بهتر می‌سازد.(جامع‌ احادیث‌ شیعه‌، ج‌ ۲۵، ص‌ ۲۵۶ به‌ بعد)مرحوم‌ کلینی‌ در کافی‌ از امام‌ صادق‌ (ع‌)و او از پیامبر اسلام‌ (ص‌)نقل‌ فرمودند که‌:هنگام‌ مباشرت‌ همانند پرنده‌ عمل‌ نکنید;باید مکث‌ و تامل‌ داشته‌ باشید.(کافی‌، ج‌ ۵، ص‌ ۴۹۷)
در مستدرک‌ (ج‌ ۱۴، ص‌ ۲۲۱)از رساله‌ ذهبیه‌ منسوب‌ به‌ امام‌ رضا (ع‌)نقل‌ شده‌ است‌ که‌ حضرت‌ فرمود:مباشرت‌ نکنید با همسرتان‌ مگر این‌ که‌ ملاعبه‌ داشته‌ باشید و بر این‌ کار کثرت‌ و زیاده‌ داشته‌ باشید تا این‌ که‌ شهوت‌ مغلوب‌ شود.
همچنین‌ در کتاب‌ خصال‌، ص‌ ۶۳۷ از حضرت‌ علی‌ (ع‌)نقل‌ شده‌ است‌:هنگامی‌ که‌ مردی‌ اراده‌ مباشرت‌ با زنش‌ را داشته‌ باشد عجله‌ نکند زیرا برای‌ زن‌ نیازهایی‌ است‌ که‌ در مقدمات‌ باید برآورده‌ شود.
بعد از ملاعبه‌ و انجام‌ مقدمات‌ مستحب‌ و ضروری‌ آن‌ گاه‌ که‌ مباشرت‌ و مواقعه‌ انجام‌ می‌شود زوجین‌ باید مراقب‌ این‌ نکته‌ باشند که‌ یکدیگر را ارضا کنند و تنها به‌ فکر لذت‌جویی‌ یک‌ جانبه‌ خود نباشند.به‌ ویژه‌ در مورد مردان‌ که‌ زودتر به‌ اوج‌ هیجان‌ جنسی‌ می‌رسند این‌ مسئله‌ ضرورت‌ دارد که‌ باید ملاحظه‌ ارضای‌ همسر خود را داشته‌ باشند.
از امام‌ صادق‌(ع‌)روایت‌ شده‌ است‌:اگر مردی‌ با همسرش‌ مباشرت‌ کند و او را ارضا نکند و همسرش‌ از بستر برخیزد به‌ سیاه‌ زنگی‌ دست‌ یابد و بدو متوسل‌ و متشبث‌ می‌شود پس‌ به‌ هنگام‌ مباشرت‌ ملاعبه‌ و بازی‌ کنید که‌ لذت‌ بخش‌تر و بهتر است‌.
سزاور آن‌ است‌ که‌ مباشرت‌ زوجین‌ در عریانی‌ کامل‌ نباشد بلکه‌ با پوششی‌ هر چند اندک‌ همراه‌ باشد و مباشرت‌ در حمام‌ و استخر و...مطابق‌ روایات‌ جایز و درست‌ است‌.
آنچه‌ از محرمات‌ و مکروهات‌ مباشرت‌ زوجین‌ خارج‌ می‌شود آنان‌ می‌توانند به‌ هر شکل‌ از یکدیگر لذت‌ ببرند و باید توجه‌ داشته‌ باشند که‌ رفتارهای‌ مناسب‌ و موجب‌ لذت‌ را فرا بگیرند که‌ این‌ اعمال‌ نیز در زمره‌ اعمال‌ خوب‌ و پسندیده‌ حضرت‌ دوست‌ قرار گیرد.
● عبادت‌ و ایام
▪ نماز با حضور قلب‌
چه‌ بسیار افرادی‌ که‌ تنها اعمال‌ نماز را به‌ جا می‌آورند و هرگز قلبشان‌ خاضع‌ و متوجه‌ خداوند نیست‌.خشوع‌ نمازگزار علامت‌ ایمان‌ اوست‌.از امام‌ باقر(ع‌)نقل‌ شده‌ است‌ که‌ از بعضی‌ از بندگان‌ نصف‌ نماز را بالا می‌برند و از بعضی‌ دیگر ثلث‌ و از بعضی‌ دیگر ربع‌ و از بعضی‌ دیگر خمس‌ نماز را بالا می‌برند و آن‌ قسمت‌ از نماز بالا می‌رود که‌ با حضور قلب‌ باشد.
حضرت‌ رسول‌ (ص‌)می‌فرماید:چون‌ بنده‌ مومن‌ به‌ سوی‌ نماز برمی‌خیزد خداوند عالم‌ نظر رحمت‌ به‌ سوی‌ او می‌افکند و روی‌ لطف‌ و احسان‌ به‌ سوی‌ او می‌دارد و رحمت‌ او بالای‌ سرش‌ تا آسمان‌ بر او سایه‌ می‌اندازد و ملائکه‌ بر گرد او احاطه‌ می‌نمایند و فرشته‌ای‌ بر بالای‌ سر او ایستاده‌، می‌گوید که‌:اگر بدانی‌ که‌ منظور نظر کیستی‌ و با که‌ مناجات‌ می‌کنی‌، هرگز به‌ غیر او توجهی‌ نکرده‌ و از جای‌ نماز حرکت‌ نمی‌کردی‌.
▪ اجتهاد و تقلید چه‌ کاربردی‌ در رفتار و گفتار ما دارد؟
هر مسلمان‌ به‌ اصول‌ پنجگانه‌ دین‌ باید از روی‌ عقل‌ و استدلال‌ معتقد باشد و در فروع‌ دین‌ مانند نماز، روزه‌ و...جهت‌ قانونمندی‌ شخصی‌ و اجتماعی‌ یا باید صاحب‌ نظر و مجتهد باشد و یا این‌ که‌ از مرجع‌ فقیه‌ تقلید کند.بدیهی‌ است‌ انسان‌ در کاری‌ که‌ تخصصی‌ ندارد از متخصصین‌ آن‌ رشته‌ تقلید و پیروی‌ می‌کند و با یک‌ جمله‌ «من‌ خودم‌ بلدم‌»نمی‌توان‌ تخصص‌ یک‌ رشته‌ را کسب‌ کرد.
گرایش‌ فقه‌ برای‌ قانونمندی‌ شخصی‌ و اجتماعی‌ انسان‌ از همین‌ موارد است‌ که‌ انسان‌ اگر می‌خواهد مطابق‌ فرهنگ‌ و فقه‌ اهل‌ بیت‌ (ع‌)زندگی‌ شخصی‌ و اجتماعی‌ خود را سامان‌ دهد یا باید خودش‌ مجتهد باشد و یا اینکه‌ از یک‌ مجتهد تقلید و پیروی‌ کند، همان‌ طور که‌ در مورد سایر تخصصها نیز اینچنین‌ است‌.
▪ نذر چیست‌ و چگونه‌ بر انسان‌ واجب‌ می‌شود؟
نذر عبارت‌ است‌ از التزام‌ انسان‌ به‌ انجام‌ کار خیری‌ برای‌ خداوند خالق‌ یا ترک‌ کاری‌ برای‌ خداوند که‌ انجام‌ ندادن‌ آن‌ بهتر است‌.برای‌ وجوب‌ نذر علاوه‌ بر نیت‌ باید صیغه‌ خوانده‌ شود، البته‌ لازم‌ نیست‌ که‌ به‌ عربی‌ باشد مثلا بگوید «اگر بیماری‌ من‌ خوب‌ شود در راه‌ خداوند گرسنه‌ای‌ را سیر می‌کنم‌»نذر او صحیح‌ است‌.
نذر زن‌ بدون‌ اجازه‌ شوهر باطل‌ است‌ اما اگر زن‌ با اجازه‌ شوهر نذر کند پس‌ از مدتی‌ شوهر نمی‌تواند نذر او را به‌ هم‌ بزند یا مانع‌ از عمل‌ کردن‌ زن‌ به‌ نذر شود.
▪ تخلف‌ از نذر و کفاره‌ آن‌ چیست‌؟
چنانچه‌ کسی‌ نذرش‌ برآورده‌ شود و اختیارٹ با عمل‌ به‌ نذر مخالفت‌ کند باید کفاره‌ روزه‌ خواری‌ ماه‌ رمضان‌ را بدهد یعنی‌ شصت‌ فقیر را طعام‌ دهد یا این‌ که‌ دو ماه‌ پی‌درپی‌ روزه‌ بگیرد.
چنانچه‌ کسی‌ قبل‌ از آنکه‌ نذرش‌ انجام‌ شود متعلق‌ نذر را انجام‌ دهد و بعد از آن‌ تلاش‌ انجام‌ شود انجام‌ متعلق‌ اول‌ کفایت‌ نمی‌کند بلکه‌ باید بعد از انجام‌ نذرش‌ آنچه‌ را که‌ التزام‌ داده‌ است‌ انجام‌ دهد.

....

عشق احساسی نیست که هر کس ، صرف نظر از مرحله ی بلوغ خود ، بتواند به آسانی بدان گرفتار شود .
تمام کوشش های انسان برای عشق ورزیدن محکوم به شکست است ، مگر آنکه خود او با جد تمام برای تکامل تمامی شخصیت خویش بکوشد ، تا آنجا که به جهت بینی سازنده ای دست یابد .
در فرهنگ هایی که صفات دوست داشتن ، فروتنی واقعی ، شهامت ، ایمان ، انضباط و . . . نادرند ، کسب استعداد مهر ورزیدن نیز به ناچار در حکم موفقیتی نادر خواهد بود . هر کس می تواند از خود سوال کند که واقعا چند نفر آدم مهرورز در عمر خود دیده است . . .
سوال این است ، آیا عشق هنر است ؟ اگر هنر باشد آیا به دانش و کوشش نیازمند است ؟
بدون شک ، اکثر مردم ، عشق را احساسی مطبوع می دانند که درک آن بستگی به بخت آدمی دارد ، یعنی چیزی که اگر بخت یاری کند ، آدمی بدان "گرفتار" می شود .
این بدان معنی نیست که مردم عشق را مهم نمی انگارند . مردم تشنه ی عشق اند . فیلم هایی که مردم در باره ی داستان های عاشقانه ی شاد یا غم انگیز می بینند بیشمار است ، مردم به صدها آواز مبتذل عاشقانه گوش می دهند . با وجود این به ندرت کسی این اندیشه را به دل راه می دهد که در عشق نیاز به آموختن نکته ها و چیزها دارند .
مشکل بسیاری از مردم در وهله ی نخست این است که دوستشان بدارند ، نه این که خود دوست بدارند یا استعداد مهر ورزیدن داشته باشند . بدین ترتیب ، مساله مهم برای آنان این است که چگونه دوستشان بدارند و چگونه دوست داشتنی باشند . پس راه هایی چند برمی گزینند تا به این هدف برسند . از جمله می کوشند ، تا به اقتضای موقعیت اجتماعشان ، مردمانی موفق ، صاحب قدرت و ثروت باشند – و این در مورد مردان بیشتر صادق است . زنان بیشتر می کوشند تا با پرورش تن ، جامه ی برازنده و غیره ، آراسته و جالب بنمایند . هر دو گروه سعی می کنند با رفتاری خوشایند و سخنانی دل انگیز و با فروتنی و یاری به دیگران و خودداری از رنجاندن آنان ، خود را در دل مردم جای دهند .
علت اینکه می گویند در عالم عشق هیچ نکته ی آموختنی وجود ندارد ، این است که مردم گمان می کنند که مشکل عشق ، مشکل معشوق است ، نه مشکل استعداد . مردم دوست داشتن را ساده می انگارند و برآنند که مساله تنها پیدا کردن یک معشوق مناسب – یا محبوب دیگران بودن است – که به آسانی میسر نیست .
نکته ی دیگری که طرح آن در اینجا ضروری به نظر می رسد این است که اساس فرهنگ ما ولع خریدن و مبادله است – مبادله ای که برای طرفین مطلوب باشد . خوشبختی انسان امروز در لذت تماشای مغازه ها و خرید اجناس آن ، به نقد یا به اقساط ، خلاصه می شود . زن و مرد ، دیگران را نیز با همین دید می نگرند . برای مرد ، یک زن جالب – و برای زن ، یک مرد جالب – همان غنیمتی است که هر یک از آنان در جستجوی آن است . "جالب" ، معمولا یعنی یک مشت صفاتی که مردم آنها را می پسندند و در بازار شخصیت خریدارشان هستند . آنچه به طور مشخص آدمی را از نظر جسمی و عقلی جالب می سازد ، بستگی به آن دارد که چه صفاتی باب روز باشد .
در دنیایی که در همه ی راه ها فکر بازاریابی غلبه دارد و توفیق مادی ارزشی مهم است ، دیگر جای شگفتی باقی نیست که چرا انسان ها در روابط عاشقانه ی خود نیز همان روال داد و ستد رایج در بازار کار و کالا را به کار می بندند .
اشتباه دیگر که باعث می شود گمان کنیم عشق نیازی به آموختن ندارد ، از اینجا سرچشمه می گیرد که احساس اولیه ی عاشق شدن را با حالت دائمی عاشق بودن ، یا بهتر بگوییم ، در عشق ماندن اشتباه می کنیم . اگر دو نفر که همواره نسبت به هم بیگانه بوده اند ، چنانکه همه ی ما هستیم ، مانع را از میان خود بردارند و احساس نزدیکی و یگانگی کنند ، این لحظه ی یگانگی ، یکی از شادی بخش ترین و هیجان انگیزترین تجارب زندگیشان می شود ؛ و به خصوص وقتی سحرآمیزتر و معجزه آساتر می نماید ، که آن دو نفر قبلا همیشه محدود و تنها و بی عشق بوده باشند . این معجزه ی دلدادگی ناگهانی ، اگر با جاذبه ی جنسی همراه یا با منع کامجویی توام باشد ، غالبا به آسانی حاصل می شود . اما این نوع عشق به اقتضای ماهیت خود هرگز پایدار نمی ماند . عاشق و معشوق باهم خوب آشنا می شوند ، دلبستگی آنان اندک اندک حالت معجزه آسای نخستین را از دست می دهد ، و سرانجام اختلاف ها و سرخوردگی ها و ملالت های دو جانبه ، ته مانده ی هیجان های نخستین را می کشد . اما در ابتدا هیچ کدام ، از این پایان کار باخبر نیستند . در حقیقت ، آنها شدت این شیفتگی احمقانه و "دیوانه ی" یکدیگر بودن را دلیلی بر شدت علاقه شان می پندارند ، در صورتی که این فقط درجه ی آن تنهایی گذشته ی ایشان را نشان می دهد .
این طرز تفکر – که هیچ چیز آسان تر از عشق ورزیدن نیست - گرچه هر روز شواهد بیشماری خلاف آن را اثبات می کند ، همچنان بین مردم رایج است . هیچ فعالیتی ، هیچ کار مهمی وجود ندارد که مانند عشق با چنین امیدها و آرزوهای فراوان شروع شود و بدین سان همواره به شکست بینجامد .
اگر بخواهیم یاد بگیریم که چگونه می توان عشق ورزید ، باید همان راهی را انتخاب کنیم که برای آموختن هر هنر دیگر بدان نیازمندیم .
مراحل لازم برای فرا گرفتن یک هنر چیست ؟
برای آموختن هر هنر معمولا باید دو مرحله را پیمود : اول تسلط بر جنبه ی نظری ؛ و دوم ، تسلط بر جنبه ی عملی آن . ولی غیر از یادگیری نظری و عملی ، عامل سومی نیز برای تسلط بر هر هنری لازم است – تسلط بر هنر مورد نظر باید هدف غایی شخص باشد ، یعنی در جهان چیزی نباید در نظر او مهم تر از آن هنر جلوه کند .

ازداوج اینترنتی؟؟؟؟

به دنبال شوهر اینترنتی:
با خود گفتم که عصر ارتباطات است و جهان به کوچکی دهکده ای ؛ پس دیگر
دغدغه " فرهنگ بسته" را ندارم که صبر کنم تا خواستگاری از در وارد شود.
کامپیوتر را روشن می‌کنم ، به اینترنت وصل می‌شوم و از میان هزاران جوان برومند ، با سواد ، های کلاس و با فرهنگ که آنها هم، چون خودم به اینترنت وصل هستند ، دست به گزینش می‌زنم و بهترین شوهر عالم را ( اگر وجود داشته باشد) برای خودم انتخاب می‌کنم.
با آی دی خودم وارد چت رومهای مختلف با مضامین عاشقانه می‌شوم . پی ام های مختلف، مرا بمباران می‌کنند. پسرهای برومند ، با سواد و با فرهنگ، گویی در انتخاب من رقابت می‌نمایند.
نمی دانم جواب کدام را بدهم . همه مستقیم سر اصل مطلب می‌روند.
و سن و جنس و محل مرا می‌خواهند. بعد هم ادعاها و مطالبی را اظهار می‌کنند که برایم صحت و سقم آن ها همیشه در پرده ابهام می‌ماند!!!
● به دنبال خانم اینترنتی:
من هم با خود گفتم که عصر ارتباطات است و جهان به کوچکی دهکده ای ؛ پس دیگر دغدغه " فرهنگ بسته " را ندارم که در ارتباط یا شناسایی دختر دلخواهم جهت ازدواج مشکل داشته باشم. دیگر دامنه گزینشم به چند دختر آشنای همسایه، محل کار و تحصیل و فامیل محدود نیست.می توانم از طریق کامپیوتر از میان این همه دختر برومند، باسواد و های کلاس ؛ دختر مناسب و مطلوبم را بیابم و با او ازدواج کنم.
کامپیوتر را روشن می‌کنم ، به اینترنت وصل می‌شوم تا از میان هزاران دختر برومند ، با سواد و با فرهنگ و های کلاس ؛ که آنها هم چون خودم به اینترنت متصل هستند ؛ دست به گزینش بزنم و فهیم ترین همسر عالم را ( که حتما وجود دارد) برای خودم انتخاب کنم.
با آی دی خودم وارد چت رومهای مختلف با مضامین عاشقانه می‌شوم. با پی ام های مختلف هر آی دی را که نام دخترانه دارد بمباران می‌کنم. ولی به ندرت جوابی می‌دهند و یا اینکه با سئوالات کوتاه و پی در پی ، بی اعتمادی و شک خود را نسبت به من ابراز می‌کنند. و بیشتر اوقات نمی توانم صحت مطالب و ادعای خود را برای آنها اثبات کنم.
وقتی شبکه ارتباطی و اطلاعاتی ما به گستردگی جهان می‌شود، عمق شناسایی ما در این وسعت عظیم تا چه اندازه کاهش می‌یابد؟!
چگونه می‌توانیم در این پهنه گسترده ؛ به شناسایی عمیق مسئله ای و یا به لایه های پنهان موضوعی فکر کنیم؟!
چگونه اسیر سطحی نگری و ساده لوحی نشویم؟! خلاصه اینکه در میان این همه افراد که فقط چند خطی از آنها می‌خوانیم یا چند کلمه ای را می‌شنویم ؛ چگونه روح و روان ؛ احساس و اندیشه و رفتارشان را بشناسیم و باور کنیم؟! آنهم در مهمترین انتخاب زندگی یعنی همسر گزینی و ازدواج.- انتخابی که در عالم واقعی هم با مشکل روبروست ؛ پس درعالم مجازی چه باید کرد؟
این مقاله به راه حلهای احتمالی می‌پردازد که به زعم نویسنده می‌تواند برای آنهایی که به ازدواج اینترنتی می‌اندیشند ؛ مفید باشد. برای روشن تر شدن بحث، به موضوع:
کسب اطلاعات و شناسایی پسران جهت ازدواج اینترنتی ( ازدواج اینترنتی خانمها)
● ۲ نکته مهم آغازین:
۱) این فرایند صرفا جهت ازدواج اینترنتی پیشنهاد می‌گردد و دوستیابی از این طریق ( به علت مراعات نشدن بندهایی از این فرایند) عوارض ناخواسته ای را به همراه دارد . (در واقع هر گردی گردو نیست).
۲) اگر مقاله با دید بدبینانه ای تنظیم شده است، صرفا به خاطر اینست که دوستان را متوجه اهمیت موضوع و خطرات احتمالی آن نمائیم.
قدمهای ذیل به ترتیب برای خانمهایی که قصد ازداوج از طریق اینترنت را دارند توصیه می‌گردد.
۱) با خودتان صادق باشید و انگیزه شما صرفا کسب اطلاعات عمیق در مورد همسر آینده اتان باشد ؛ نه سرگرمی
۲) زیاد اطلاعات بگیرید – کم اطلاعات بدهید.
با آی دی پسرانه بین نویسندگان وبلاگها و اتاق های گفتگو و ... رفته و فرد مورد نظر را گزینش نمائید.( در این مرحله جنیست خود را روشن نکرده ، تا مشخص نمائید که ؛ قادر به ایجاد و ادامه ارتباط ، با فرد مورد نظر خود از طریق افکارتان هستید نه جنیسیت خود ) .
به عنوان یک دوست اینترنتی ( بدون توجه به جنسیت ) اطلاعاتی را در مورد وی کسب کنید. سن ؟ جنس ؟ تحصیللات ؟ محل سکونت ؟ رشته تحصیلی؟ شغل ؟ هدفش از چت کردن با با شما ؟ هدفش از ایجاد سایت و وبلاگ شخصی؟ فرهنگ و نژاد ؛ مذهب ؟ سرگرمی ها، نظرات سیاسی، متاهل یا مجرد بودن؟ تعداد افراد خانواده ؟ شغل پدر ؟ شغل مادر؟ وضعیت مالی؟ تحصیلات افراد خانواده و برادران و خواهران؟ توضیح در مورد تخصص و شغلش با سئوال از جزئیات آن ؟ موسیقی دلخواهش؟ میزان و ساعاتی که که به اینترنت وصل هست؟ و خلاصه هر آنچه که به نظرتان برای آشنایی اولیه مفید است؟
سعی کنید در این مرحله اطلاعات کمی از خودتان بدهید یا بسیار خلاصه باشد. برای قدمهای بعدی لازم است که او از شما کمتر بداند. البته برای تحکیم ارتباط لازمست که مقداری اطلاعات عام از خودتان بدهید مثل تعداد خانوار ، سن ، رشته تحصیلی، مدرک ، تفریحات مورد علاقه ؛ ولی اطلاعات خاص از جمله نام محل تحصیل ، نام واقعی خودتان ، نام محل کار، آدرس منزل ؛ همچنین عقاید مذهبی ، سیاسی را در این مرحله عنوان ننمائید.( البته سئوال و جواب ها نباید خشک و پشت سر هم باشد تا شک طرف مقابل را بر انگیزد. بلکه با ظرافت باید مطرح شود.
۳) با روشن ساختن جنسیت خود ، سایر سرنخهای شناسایی وی را با ظرافت طلب کنید. مثل آدرس سایت های محبوبش؟، آدرس وبلاگ یا سایت شخصی اش ؟ آی دی و آدرس ایمیلش و در صورت امکان ایمیل و آی دی دوستان مورد تائیدش؟ و از او بخواهید طی ایمیل هایی، در مورد خودش مطالب جالب و اختصاصی را بنویسد. در این مرحله می‌توانید نظر او را در مورد ازدواج بطور عام و ازدواج اینترنتی به طور خاص جویا شوید. سئوال باید کلی باشد و به قصد و نظر خودتان در این مورد اشاره نفرمائید.
( بدیهی است ،در هر مرحله از مراحل مذکور ؛ اگر فرد با پارامترهای دلخواه شما تطابق نداشت یا قصد ازدواج ندارد ، فرایند ازدواج اینترنتی در مورد او به اتمام می‌رسد.)
۴) به مطالعه ایمیلهای ارسالی ، سایت ، وبلاگ و اشاراتی که داشته است به طور عمیق می‌پردازید و با دید منتقدانه بررسی می‌کنید. ، پس از این می‌توانید با افکار او چالش منطقی و علمی کنید تا او بیشتر صحبت کند – که این مطلب به شناسایی او کمک خواهد کرد.
۵) با آی دی های ناشناس و پسرانه با او ارتباط بگیرید و به او ایمیل بزنید و با سئوالاتی شبیه سئوالات بند ۱ ، اولا درستی اطلاعات خود را چک کنید ، ثانیا در یابید آیا او با یک پسر هم به همان سرعت ارتباط می‌گیرد و جواب سئوالاتش را می‌دهد؟ ( نقش و تاثیر جنیست خود را در ایجاد و ادامه این ارتباط بررسی کنید)
۶) با آی دهای ناشناس و دخترانه با او ارتباط بگیرید و به او ایمیل بزنید و با دادن اطلاعات دیگر ، و گرفتن اطلاعات از او ، مطالبش را چک کنید. در اینجا دختر دیگری باشید و نظراتی مخالف نظرات واقعی خود بدهید. آیا او همان پسر است و با همان افکار . یا چهره متفاوتی از خود ارائه می‌دهد. ( ثبات و واقعیت مطالب وی را بررسی کنید).
۷) با یک آی دی ناشناخته دیگر؛ سکس طلبی او را چک کنید؛ از او آدرس چنین سایت هایی را بخواهید یا با ارسال مطالب مسخره و عکسهایی با این مضامین واکنش او را در این رابطه بسنجید. همچنین سن خود را سنی اعلام کنید که خارج از وقت ازدواج است ( مثلا ۱۰ تا ۱۴ سال) و با او حرفهای صمیمانه و عاشقانه بگوئید و از او قرار ملاقات حضوری در سطح شهر، منزل خود یا منزلش بگذارید ؟ جواب مثبت او به این قرار می‌تواند ، او را در این مرحله ، رد کند.
۸) با دو آی دی دخترانه در دو وقت متفاوت با او تماسی صمیمانه و گرم بگیرید و در هر مورد از خود اطلاعات تقریبا متناقض و متضاد بدهید و نظرش را جداگانه در مورد خودش و خودتان جویا شوید؟ آیا او به رنگ هر دختری در می‌آید. با آن آی دی های دخترانه و ناشناس بخواهید ، که شما دوست دختر او باشید. پس از آن در روزی دیگر با آی دی اصلی خود از او تلویحا سئوال کنید که آیا او دوست دختری هم دارد. و اگر دارد چه وقت و چگونه آشنا شده است؟ این می‌تواند میزان راستگویی یا دروغگویی او را تا حدی روشن نماید.
۹) گاهی از چیزهایی که بدتان می‌آید برای او به خوبی یاد کنید و تعریف کنید و به عکس از چیزهایی خوشتان می‌آید به بدی یاد نمائید ، و نظر او را بطور غیر محسوس در رابطه با نظراتتان جویا شوید. تا واکنش واقعی فرد را چک کنید. ( تا مطمئن شوید او نقش بازی نمی کند و نظرات قطعی خود را ابراز کرده است)
۱۰) کم کم اطلاعات خاص از او بخواهید. نام ، نام خانوادگی ، شماره شناسنامه ، تاریخ تولد ، نام پدر ، آدرس منزل ، شماره تلفن محل تحصیل ،کار ، منزل ، و...، را از او بخواهید و در اینترنت مشخصات او را جستجو کنید. همچنین صحت مشخصات او را بررسی نمائید.
۱۱) سعی کنید به غیر از خودتان حداقل یک نفرد دیگر که دارای تجربه و علم لازم در این مورد است ، از رابطه شما با خبر باشد و مشخصات بند ۸ را پس از بررسی صحت آن ، به فرد امین خود بدهید( اشخاص پیشنهادی : پدر ؛ مادر؛ خواهر یا برادر بزرگتر، معلم ؛ مشاور خانواده و ازدواج)
۱۲) به احساسهایش ، افکارش ، و رفتارش در خلال صحبت ها توجه نموده و به صورت جزئی و با مثال در رابطه با زندگیش سئوال نمائید. و واکنش ها و سخنانش را با تمام صحبت ها و نوشته های قبلی او که در آی دی ها متفاوت شما ، به شما گفته است جمعبندی و آنالیز نمائید.
همچنین در مورد پروفایلش سئوالاتی بکنید. چرا تکمیل نکردید؟ چرا این آی دی را انتخاب کردید؟ چرا عکس واقعی خود را در آن نگذاشته اید؟ چرا به سرگرمی های خاصی علاقه دارید؟....
۱۳) صحبت ازدواج را جدی تر مطرح کنید. و نظرش را در مورد خود جویا شوید. آیا او می‌تواند به شما اعتماد کند؟ آیا او به ازدواج با شما می‌اندیشد. آیا او می‌تواند رسما جهت خواستگاری شما اقدام نماید.( یک سئوال در اینجا می‌تواند مطرح شود آیا او دوست دارد که با شما ازدواج کند یا در حال حاضر شما را فقط به عنوان دوست انتخاب کرده است ؟
▪ اگر قصد ازدواج را با شما ندارد یا می‌گوید که فعلا شرایط ازدواج با شما را ندارد و در آینده اقدام خواهد کرد!؛ ازدواج اینترنتی شما در رابطه با او همین جا خاتمه می‌یابد. بدیهی است ادامه این روند به امید اینکه در آینده او به خواستگاری شما بیاید ، با شکست روبرو خواهد شد و سرخوردگی شما را به دنبال خواهد داشت.( سرکه نقد به از حلوای نسیه است)
۱۴) نظر فرد را در مورد ملاقات حضوری وی با پدرتان ، برادرتان و خانواده اتان در منزل شما ، جویا شوید.( با این مسئله او را چک کنید تا چه اندازه جدی و مصمم است – در صورت مخالفت ؛ دلایل او را با سایر بهانه تراشی ها و دلیل تراشی هایی که از او به دست آورید جمعبندی و تحلیل نمائید)
۱۵) از او در مورد فیلم هایی که دیده ، کتابهایی که خوانده ، ترانه هایی که شنیده و اعتقاداتی که دارد ، جزء به جزء بپرسید و یادداشت کنید و در مورد آنها اطلاعات بیشتری حاصل کنید و در جلسات آینده ، از بخشهایی از کتابهایی که خوانده سئوال کنید و نظرش را در مورد آن جویا شوید.
۱۶) با متدهای دروغ سنج ، دروغگویی او را چک کنید ( می‌توانید با یک مشاور یا روانشناس در این مورد مشورت نمائید)
۱۷) برای قوی کردن بینش خود در رابطه با عشق ، ازدواج و راههای آن ، حتما ۳ جلد کتاب با عنوان " آیا تو آن گمشده ام هستی " را بخوانید. این کتاب از باراباس دلی آنجلیس هست. می‌توانید این کتاب را از انتشارات جیحون روبروی دانشگاه تهران تهیه فرمائید. برای مطالعه تکمیلی و بیشتر کتاب " عشق هرگز کافی نیست " مولف: تی آرن بک ؛ ترجمه : بداغچی را از همان انتشارات بخواهید. اضافه شدن بینش شما در ازدواج ( چه اینترنتی ، چه غیر اینترنتی) ، سوپاپ اطمینان خوبیست. همچنین معیارهای ازدواج و انتخاب همسر که در بخش مشاوره ازدواج سایت همدردی قرار گرفته است، می‌تواند کمک موثری د راین زمینه به شما بکند.
۱۸) هرگز در هیچکدام از مراحل ذکر شده با او قرار ملاقات حضوری نگذارید. برای نشان دادن جدیت شما در مورد ازدواج اینترنتی؛ اولین دیدار بهتر است به صورت رسمی و با حضور خانواده های شما صورت بگیرد.
۱۹) مراحل فوق نباید پشت سر هم و سریع سپری شود و به زمان نیاز دارد ( پیشنهاد: حداقل طی شش ماه) اگر تمام این مراحل با موفقیت طی شده است ،او می‌تواند صرفا یک خواستگار بالقوه برای شما باشد. مسئله ازدواج را به صورت صریح و شفاف با او بیان نمائید. و از او بخواهید در مورد ازدواج با شما فکر کرده و جواب دهد.
بدیهی است در این مورد، والدین شما در جریان بوده و در صورت موافقت وی مراسم رسمی و سنتی خواستگاری شروع می‌شود. (‌ در اینجا تاکید روی مراسم سنتی صرفا به خاطر اینست که ارتباط مجازی شما به ارتباط واقعی و دقیق تری تبدیل شوند و فرایند به صورت عمیق تری دنبال شود)
۲۰) طی مراحل فوق به معنای شناخت فرد مذکور نمی باشد. لذا برای انتخاب او به همسری باید شروع به بررسی و شناخت او در خارج از دنیای مجازی نمائید که خود بحث نسبتا مفصلی هست. در این مورد اگر اطلاعات بیشتری لازم دارید می‌توانید به مراکز مشاوره مراجعه نمائید.

از هول حلیم، نیفتی تو دیگ

تمام اعضای خانواده اش مخالف بودند، حتی بزرگترهای فامیل مثل سدی شده بودند تا او به کسی که دوست داشت نرسد. هیچ کس، حرف ها و موقعیت او را درک نمی کرد. همه سعی می کردند به هر بهانه ای او را از این کار منصرف کنند.
پدر و مادرش با او اتمام حجت کردند که اگر با او ازدواج کند نه از جهیزیه خبری است و نه از مراسم عروسی، حتی بعد از ازدواجش، به هیچ عنوان روی کمک های آنها نمی تواند حساب باز کند.
اما به نظر او همسر آینده اش هیچ مشکلی نداشت. اگر کسی که او انتخاب کرده بود سربازی نرفته بود، اهمیتی نداشت. اگر درسش را تمام نکرده بود، هیچ اشکالی نداشت، خیلی ها هستند که درس خوانده اند و کار ندارند. اگر سر کار نمی رفت و شغلی نداشت، مساله مهمی نبود، یک روز شغلی را برای خودش انتخاب می کرد. اگر یک ریال پس انداز نداشت تا برای خرید و مراسم عروسی خرج کند که دیگر اصلا اهمیتی نداشت، بالا خره با همه تهدیدات بزرگترها، کمک می کردند و هزینه مراسم جور می شد. نهایتا هم اگر سیگار می کشید و تفننی مواد مخدر استفاده می کرد، می شد چشم پوشی کرد تا بعد از ازدواج او را راضی به ترک کند.
آن دو فکرهایشان را کرده بودند. بالا خره روی زمین به این بزرگی، جای کوچکی برای آنها پیدا می شد که زندگی مشترک شان را شروع کنند و لقمه نانی که شکمشان را سیر کنند. آنچه مهم بود علا قه و دوست داشتن بود که بین آنها وجود داشت و تحت هیچ شرایطی از بین نمی رفت.
کسی که او انتخاب کرده بود اگر هیچ چیز نداشت، در عوض یک دنیا محبت داشت که بی دریغ و بی منت نثار او می کرد. زبان چرب و نرمی داشت که وقتی صحبت می کرد همه را مجذوب خود می کرد. همسر آینده اش کلی وقت آزاد داشت که در اختیار او بگذارد تا با هم به پارک، سینما، تئاتر، کافی شاپ و... بروند.
با تمام مخالفت بزرگترها با هم ازدواج کردند، اما فقط یکی دو ماه اول خوب بود، بعد از آن مشکلا ت خودشان را نشان دادند. فکر می کرد می تواند تمام عمر را با همه سختی ها و مشکلا ت در نهایت تفاهم با همسرش زندگی کند. اما پستی و بلندی های زندگی بیشتر از آنچه که او فکر می کرد بود.
بیکاری و مشکلا ت اقتصادی از یک طرف، اعتیاد و مشکلا ت اخلا قی همسرش از طرف دیگر باعث شد که زندگی مشترکشان بیشتر از چند ماه دوام نیاورد و از هم جدا شدند.
از جمله معماهایی که در روابط امروز جوانان وجود دارد، این است که چرا روابطی که با دوست داشتن شروع می شود و با ازدواج می تواند به اوج برسد، یک باره سقوط می کند و در پشت ابرهای ناامیدی و دل تنگی پنهان می شود؟ چه بسیارند زوج هایی که زندگی زناشویی سعادتمندی را برای خود ترسیم کرده بودند و حالا از انتخاب خود و حتی از ازدواج شان نادم و پشیمان هستند. چه بسیارند زوج هایی که سال ها در کنار هم با خوشبختی زندگی کرده اند و حالا فقط همدیگر را تحمل می کنند. چه بسیارند زن و شوهرهایی که قبلا بر سر همه چیز توافق و تفاهم داشتند و حالا یک نقطه مشترک ندارند.
چطور می شود که زن و شوهرها از شیفتگی به بیزاری، از محبت به تنفر، از رضایت به نارضایتی، از باهم بودن به تحمل کردن می رسند؟
چرا زن و شوهرها بعد از چند سال زندگی حسرت روزهای اول آشنایی و دوران نامزدی را می خورند؟ روزگاری که همه کارها و رفتارهای طرف مقابل زیبا و دوست داشتنی بود، حتی معایب و رفتارهای ناپسند طرفین زیبا و دلنشین بود. چه زودگذر بود اوقاتی که لحظه ای از یاد همدیگر غافل نمی ماندند و برای دیدن همدیگر لحظه شماری می کردند. چه زود به انتها رسید روزهایی که اوج نشاط و خوشوقتی، لحظه ملا قات یکدیگر بود و صحبت کردن از محبت و دوست داشتن، بهترین حرف ها بود.
اما چطور می شود که چند سال و حتی چند ماه بعد از ازدواج همه چیز تغییر می کند. زن و شوهر بر سر همه چیز از یکدیگر انتقاد می کنند و از دست هم ناراحت می شوند.
رفتارهای سبک سرانه، غیرمسوولا نه و سطحی همدیگر را نمی توانند بپذیرند و به هیچ وجه روی هم حساب باز نمی کنند. جای تعریف های گذشته را عیب جویی و عیب بینی می گیرد.
خصوصیاتی که سابقا قابل تعریف و ستایش بود حالا برچسب منفی می خورد. آنچه در گذشته نشاط و شور و شوق بود، حالا رفتاری کودکانه و از روی بی خیالی است.
مشکلا تی که سال های بعد از ازدواج برای زوج ها پیش می آید، به همان راحتی که بعضی جوان های خوش خیال در دوران نامزدی تصور می کنند، رفع و رجوع نمی شود و در بسیاری از موارد ازدواج های نسنجیده منجر به طلا ق می شود.
در این نوشته کوتاه قصد نفی کردن ازدواج یا نهی کردن از این امر سفارش شده را نداریم. اگر ازدواج را مرحله ای از مراحل زندگی بدانیم، هر انسانی با توجه به خصوصیات شخصیتی و موقعیت فردی باید روزی از این مرحله عبور کند.
این را قبول داریم که شرع و عرف، جوان ها را به ازدواج تشویق می کند اما شرایط هم باید مهیا باشد. شاید مهم ترین عاملی که اغلب برای ازدواج نادیده گرفته می شود، بلوغ شخصیتی افراد است. واقعا چند درصد از جوانانی که اقدام به ازدواج می کنند از نظر شخصیتی به درجه ای از رشد رسیده اند که بتوانند تمام عمرشان را در کنار شخص دیگری با ویژگی های فردی و فرهنگی متفاوت زندگی کند؟
بیشتر کسانی که بعد از ازدواج به دردسر می افتند تصورشان بر این است که همسرشان قبل از ازدواج ویژگی های منفی نداشته یا در نهایت بی صداقتی آن خصوصیات منفی را پنهان کرده است. اما اشتباه افراد همین جاست! مشکل از دروغگویی و فریبکاری طرف مقابل نیست. مشکل از آنجا ناشی می شود که در دوره قبل از ازدواج طرفین آنچه می بینند فقط خوبی هاست و حتی دوست ندارند به نقاط ضعف طرف مقابل فکر کنند. هر دو طرف، همسری ایده آل را در ذهن خود مجسم می کنند که تا قبل از ازدواج نمی خواهند حتی با فکر کردن به جنبه های ناخوشایند، این تصویر ذهنی مخدوش شود.
اما اگر جوان ها (فقط گاهی اوقات!) به نصحیت های بزرگترها گوش کنند شاید بد نباشد و آن این که: قبل از ازدواج چشم هایتان را باز کنید و با دید کاملا باز همسر آینده تان را انتخاب کنید. تمام زوایا و خصوصیات شخصیتی، فرهنگی، خانوادگی و... را در نظر داشته باشید و تصمیم بگیرید.
بعد از ازدواج کمی چشم هایتان را روی هم بگذارید و سعی کنید تا جایی که می شود نقاط ضعف همسرتان را کمتر ببینید و مانند روزهای اول آشنایی فقط خوبی ها را ببینید.