کامیابی، ژنتیکی نیست!
به خاطر هیچ شیوانایی!
عروس و داماد نیز از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدند. ناگهان پیرمردی سنگین احوال از میان جمع برخاست و خطاب به جوانان فریاد زد که:" مگر نمی بینید شیوانا اینجا نشسته است؟! کمی حرمت بصیرت و معرفت استاد را نگه دارید و اینقدر بی پروا شوق وشادی خود را نشان ندهید!"
ناگهان جمعیت ساکت شدند و مات ومبهوت ماندند که چه کنند!؟ از سویی شیوانا را دوست داشتند و حضور او را در مجلس خود برکت آفرین می دانستند و از سوی دیگر نمی توانستند شور و شوق خود را در مجلس عروسی پنهان کنند!
سکوتی آزار دهنده دقایقی بر مجلس حاکم شد. پیرمردان از این سکوت راضی شدند و به سوی استاد برگشتند و از او خواستند تا با بیان جمله ای جوانان بازیگوش مجلس را اندرز دهد!
شیوانا از جا برخاست. دستانش را به سوی زوج جوان دراز کرد و گفت:" شیوانا اگر به جای شما بود دهها بار بیشتر فریاد شوق می کشید و اگر همسن و سال شما بود از این اتفاق میمون و مبارک هزاران برابر بیشتر از شما شادی می کرد. به خاطر این شیوانایی که از جوانی فاصله گرفته است و به حرمت معرفت و بصیرتی که در او جستجو می کنید، هرگز اجازه ندهید احساس شادی و شادمانی و شوریدگی درونی شما به خاطر حضور هیچ شیوانایی سرکوب شود! شادی کنید و زیباترین اتفاق جوانی یعنی زوج شدن دو جوان تنها را قدر بدانید که امشب ما اینجا به خاطر شیوانا جمع نشده ایم تا به خاطر او سکوت کنیم!"
می گویند آن شب پیرمردان مجلس نیز همپای جوانان شادی کردند.
بعد از شکست بلند شویم
یک زرافه از ارتفاع بدنیا می آید!! یک نوزاد زرافه به محض وارد شدن به این دنیای خاکی از ارتفاع ۳ متری به زمین می افتد. (ارتفاع شکم مادر تا زمین) و معمولاً با پشت خود فرود می آید. ولی پس از چند ثانیه برمی گردد و پاهای خود را در زیر شکم خود جمع می کند. و با تکانی مایع حاصل از زایمان را از سر و صورت خود پاک می کند، و برای اولین بار دنیا را می بیند. اما پس از آن زرافه مادر اولین درس زندگی را به بچه خود می آموزد.
او آنقدر سر خود را پایین می آورد تا نوزاد خود را ببیند. سپس لحظاتی منتظر می ماند. و بلافاصله غیر منتظره ترین کاری را که فکرش را بکنید انجام می دهد. و با لگد ضربه ای به کودک خود می زند به طوریکه بچه زرافه کمی آنطرف تر به پشت روی زمین می افتد. و این عمل تکرار می شود.
تا زمانیکه بچه زرافه نتواند بر روی دو پای خود بایستد فرآیند خشونت دوباره و دوباره تکرار می شود. هر گاه بچه زرافه احساس خستگی کند و تنبلی کند مادر دوباره با یک لگد او را وادار به تقلا می کند. تا اینکه بچه زرافه برای اولین بار سر پا بایستد. اما زرافه مادر دوباره لگدی به کودک خود می زند! اما چرا؟ برای اینکه به خاطر داشته باشد چگونه اولین بار بلند شده است در حقیقت مادر با اینکار به نوزاد می آموزد که باید سریع بلند شود تا بتواند با گله بماند و گرنه وعده غذایی برای درندگان خواهد شد.
این حقیقت در دنیای واقعی هم نمود پیدا می کند. اروین استون درباره افرادی که در زمینه های مختلف موفق و سرشناس بوده اند تحقیقات جامعی کرده است. و زندگینامه افرادی مانند میکلانژ، ون کوک، فروید و داروین را نگاشته و نقد کرده است. او سعی کرده بین این افراد رابطه ای پیدا کند. او می گوید: «من در مورد افرادی مطلب نوشتم که در سر رویایی داشتند و آن را انجام دادند و به حقیقت رساندند. آنها تو سری خوردند، شکست خوردند، سرزنش شدند و برای سالها به جایی نرسیدند، اما بعد از هر زمین خوردنی بلند شدند و ادامه دادند. شما نمی توانید چنین افرادی را تخریب کنید یا آنها را به هم بریزید. دیگر آنکه این افراد کمترین چیز را برای خود می خواستند.»
دیوار جلوی کسانی که به اندازه کافی چیزی را نمیخواهند میگیرد
دیوار برای این نیست که مانع عبور «تو» شود؛ دیوار قرار است مانع مزاحمت «دیگران» شود.
هر وقت چیزی را خیلی خواستی و دیدی دورش دیواری کشیده شده، خوشحال شو. چراکه دیوار نشان میدهد «آن چیز» فقط برای تو آنجاست و نه برای دیگران، دیگرانی که حتی نمیتوانند آن را ببینند.
تو اما اگر به اندازهی کافی مصمم باشی شاید بتوانی روزی از دیوار عبور کنی...
فکر،باور،آرزو، جرئت
پیر مرد نگاهی به پسر انداخت و گفت:من در طول عمرم خیلی به این مسئله فکر کردم و به نظرم راز زندگی در چهار کلمه خلاصه می شود.
● اول فکر کردن است؛ به ارزشهایی که میخواهی بر اساس آنها زندگی کنی ،فکر کن.
● دوم باور کردن است ؛ خود را باور کن و بر اساس آنچه فکر کرده ای ، عمل کن تا به ارزشهایی که در سر داری برسی.
● سوم آرزو کردن است؛ آرزوی چیزی را بکن که بر اساس باورهایت نسبت به خود و ارزشهایی که در سر داری باشد.
● و چهارم جرئت کردن است ؛ جرئت کن آرزوهایت را بر آورده کنی ، آرزوهایی بر اساس باورها و ارزشهایی که در سر داری.
و دست آخر والتر دیزنی به پسر بچه گفت : فکر کن ، باور کن ، آرزو کن ، جرئت کن!
فرمول شاد بودن
مردم عادی در پایینترین سطح، پیرو این نظریه هستند كه لذت، شادیآفرین است. در سطحی بالاتر، افراد طبقه متوسط، شادی را با موفقیت و كامیابی یكسان میدانند و عالیترین نوع شادی از نظر ارسطو نوعی شادی است كه بر اثر زندگی اندیشمندانه ایجاد میشود. لحن بهترین نشانه حالات احساسی فرد است كه نشان میدهد، او شاد است یا تظاهر به شادی میكند. برای این كه بفهمیم احساس دیگران چیست، باید بدانیم آیا همه شواهد موجود در پیامهایی كه میفرستد، هماهنگاند؟
اگر چهره شاد باشد اما سخنان مایوس كننده، نشانه تظاهر و عدم صداقت است. سخنان خوشایند كسی كه از چهرهاش شادی پیدا نیست نیز نشانه طعنه و نیش خند است. حس شادی، تركیبی از عواطف مثبت، از جمله خوشحالی، هیجان و برانگیختگی حسی در مواقعی است كه عواطف منفی مانند احساس ملال، بیعلاقگی و افسردگی در پایینترین حد خود باشند. به بیان دیگر، شادی، بالا بودن میزان عواطف مثبت همراه با پایین بودن عواطف منفی است.
مایكل آیزنك معتقد است: <افراد برونگرا، مردمآمیز و جمعگرا به دلیل ویژگیهای رفتاری خاصشان چون ارتباط با دوستان، مشاركت و تماسهای اجتماعی متعدد، دارای بیشترین عواطف مثبت هستند و عدم تمایل شخصیتهای درونگرا به داشتن تماس اجتماعی، مانع دستیابی به عواطف مثبت شدید است.>
معمولا عواطف منفی به ویژه افسردگی با عدم تحرك همراه است. یكی از مهمترین راههای شاد زیستن، فعال بودن است. برنامهریزی برای فعالیتهای خوشایند مثل ورزش، گردش، شركت در جمعهای دوستانه، پرداختن به امور اخلاقی و معنوی میتواند بر فعالیت شما بیفزاید. فعالیتهای خوشایند از جمله موثرترین شیوههای كاهش عواطف منفی و افزایش شادی است.
همچنین اهداف و موفقیتها، میزان شادی ما را تحت تاثیر قرار میدهند. به عبارت دیگر، حركت در راستای اهداف، رضایت فرد را به همراه دارد. البته كسی كه هدف دشواری را برگزیده، پس از این كه متوجه شود این اهداف دست نایافتنی است، دچار افسردگی میشود. در تحقیقات ثابت شده است كه اهداف كوتاه مدت در مقایسه با اهداف بلند مدت با شادی بیشتری همراهند. یك سری قانون های طلایی در این زمینه وجود دارد كه میتوانند زندگی شما را شادتر كنند:
▪ در همه حال به خدا توكل كنید و از او كمك بخواهید و با او درددل كنید.
▪ مهارتهای اجتماعی خود را افزایش دهید.
▪ فعال باشید و فعالیتهای روزمره لذتبخش را در برنامه خود بگنجانید.
▪ به زمان حال توجه كنید .غصه گذشته را خوردن و نگران آینده بودن مشكلی را حل نمیكند.
▪ خودتان باشید .نقش بازی كردن، عواطف منفی شما را زیاد میكند.
▪ افكار غیرمنطقی و خطاهای شناختی خود را شناسایی كنید و به مقابله با آنها برخیزید.
▪ به افكار مثبت و خوشبینانه بیشتر توجه كنید.
برای رسیدن به خوشبختی، مثبت فکر کنید
ادامه نوشته
با ناخودآگاهتان مهربان باشید!
نیروی ناخودآگاه شما قدرتمند است و اگر به معنای واقعی این نیرو را به خدمت
بگیرید، درهای موفقیت یكی پس از دیگری به رویتان باز خواهند شد. بدانید كه
هیچچیز جز باورهای شما نیروی عظیم درونی شما را به بند نمیكشد. حتما
داستان آن فیل را شنیدهاید. این فیل از همان كوچكی در گوشهیی به زنجیر
كشیده شده بود و سالهای متوالی به همین وضعیت مانده بود و امكان فرار
نداشت. وقتی كه در نهایت زنجیر را از او دور كردند، باز هم این فیل درمانده
حركتی نكرد و به همان شكل ماند.
چرا كه باور كرده بود كه امكان فرار وجود ندارد. مثال دیگری هم وجود دارد:
كلاسی بود كه دانشآموزان آن، بهره هوشی كمتر از متوسط داشتند. قرار شده
بود كه آموزگاری به آنها درس بدهد اما قبل از اینكه كارش را شروع كند، به
او گفتند كه شاگردانش همگی با استعداد و تیزهوشند. نتیجه این شد كه همان
شاگردان كمهوش تا جایی پیشرفت كردند كه وارد دانشگاه شدند. حالا به قصه آن
فروشنده میپردازیم: مدیر یك فروشگاه بزرگ، یكی از فروشندگانش را مامور
كرد كه در یكی از شعبات آنها مشغول به كار شود. آن فروشگاه جدید در محلی
واقع شده بود كه موفقیت در كسب و كار و فروش زیاد «محال » بود. اما مدیر
این فروشنده به او گفت كه خرید و فروش و هر كسب و كاری در آن محل بسیار
رونق دارد. فكر میكنید چه شد؟ آن فروشگاه بیش از دیگران سود كرد و موفقیت
فزاینده آن، به خاطر ذهنیت و باور فروشنده ما بود. میبینید كه قدرت روح و
فكر انسان چه كار میكند! مرسوم است كه میگویند: «اگر ببینی ، باور
میكنی» اما به واقع و همیشه این نیست چرا كه «اگر باور كنی، خواهی دید.»
هر وقت كه می خواهید به هدفی برسید، آن را در ذهنتان به روشنی «ببینید».
این تصویر در ناخودآگاه شما ثبت میشود و بر طبق آن تلاش میكنید و
سرانجام به هدفتان خواهید رسید. حال ممكن است این سوال پیش بیاید كه چطور
مطمئن باشیم كه این ناخودآگاه، پاسخگوی ما بوده و ما را همراهی خواهد كرد؟
باید با ناخودآگاهتان دوست باشید و با او مثل یك رفیق همدل و صمیمی برخورد
كنید. دوستش داشته باشید و برایش احترام قایل شوید. با او صحبت كنید و هرگز
یادتان نرود كه از او بخاطر حضور همیشگی و دوستانهاش تشكر كنید. وقتی كه
به مشكلی سرسخت بر میخورید و نمیتوانید راهحلی بیابید، به او بگویید:
«هی دوست من! به من كمك كن تا بتوانم این مشكل را حل كنم.» زمانی كه حس می
كنید سست و تنبل شده اید و حوصله ندارید كارهایتان را سرو سامان دهید، با
ناخودآگاه عزیزتان حرف بزنید: «دوست عزیز، كمك كن كه بتوانم سرحال شوم. به
من انگیزه بده و تحریكم كن كه بروم سراغ كارهایم و با قدرت انجامشان دهم.»
اگر به این توصیه ها عمل نكرده این كارها را انجام ندهید، شكست می خورید و
به اهدفتان دست نخواهید یافت. آن وقت سرخورده و عصبانی میشوید و تمام
تقصیرها را گردن ناخودآگاه خواهید انداخت. واضح است كه این كار اوضاع را
بدتر می كند. بنابراین با ناخودآگاهتان مهربان باشید و با مهربانی
خواستهتان را بگویید وقتی كه هدفی را پیش روی خود قرار میدهید، باور كنید
كه الان هم به آن رسیده اید. موفقیت و پیروزی خود را عینا «ببینید.» (دقت
كنید «دیدن» نه «تجسم كردن») و بدانید كه میوههای موفقیت را با اشتها
خواهید خورد.
توسعه شادی
رایانه یا کامپیوتر خودمان، نماد دوران ماست که در همه ابعاد از فرهنگ، اقتصاد، سیاست گرفته تا ورزش، کتاب، مجله، لباس، غذا، آب، و ... نفوذ کرده است و همه چیز رابطهای با IT یا ICT پیدا کردهاند.
دیگر به جای شهر گچی، شهر الکترونیک میسازند و تو همه کارهایت را با امکانات کامپیوتری و الکترونیک انجام میدهی: مثلاً پول قبض آب و برق یا تلفن را نیمهشب پرداخت میکنی؛ در خانه سهام میخری؛ بلیط هواپیما، هتل، سینما، و ... رزو میکنی؛ سفارش غذا میدهی و هر جا که هستی سری به کتابخانه میزنی؛ پولت را به سرعت نور، جابهجا میکنی؛ و ... . در این شهر فرنگ، همه جا کامپیوتر هست و میشود بهراحتی همه جا بود؛ امّا هنوز گرفتار غم، اضطراب، ترس، افسردگی، ظلم و ... هستیم و شادی، امید، آرامش، بهداشت روان، عدالت، و ... دغدغه اصلی ماست!
امروزه به لطف امکانات پیشرفته و کامپیوتری، فروشگاههای بزرگ، فرودگاه عظیم، بزرگراههای طولانی، بیمارستانهای مجهّز، بانکهایی با ساختمانهای شیک و مدرن، و ... میسازیم؛ امّا آیا توسعه فقط همین هست. فقط باید به فکر مترو، اتوبان، میدان اصلی شهر، برج میلاد، پاساژ طلا، و ... بود یا کمی هم به فکر شادی، شور، شعف و عشق خودمان هم باشیم!
باور کنید اگر برای دختران و پسران و حتی پدران و مادرانشان، شادی را توسعه بدهیم، من و تو در سوپرمارکت، فرودگاه، مسافرت با ماشین در بزرگراه، دانشگاه، اداره عریض و طویلی که کار میکنیم و ... کارمان را حداقل کمی بهتر انجام میدهیم.
این را هم بگویم که توسعه شادی فقط ساخت مجتمع تفریحی با ورودیها و قیمتهای آن چنانی، پارکهای بزرگ با امکانات تفریحی عالی، قهوهخانههای سنتی یا مدرن، کافیشاپهای لوکس، برگزاری مسابقات ورزشی پر هزینه و مثل اینها نیست؛ بلکه اول باید به این نتیجه برسیم که شادی هم مثل آب، حیاتیه؛ دوم اینکه شادی را در سبد زندگی قرار بدهیم و بابتش گاهی خرج کنیم؛ و سوم که از همه مهتر اینکه توسعههای سیاسی، فرهنگی و خصوصاً اقتصادی، طوری صورت بگیرد که مادرها و پدرها، دخترها و پسرها، برای شادی دستهجمعی یا تکی، خانوادگی یا دوستان، فرصت، پول و دل و دماغی داشته باشند؛ چهارم و آخرین نکته، این که شادی کردن را یاد بگیریم و به دیگران هم یاد بدهیم.
تو هم میتوانی
صبر کنید. ورق نزنید. میخواهم از زندگی بگویم. از خود زندگی. از عزم به جا نماندن، رفتن و عبور کردن. از شکستن مرزها و قالبها و از تسلیم نشدن...
احساسات مثبت و زندگی شاد
آرزویتان را زندگی کنید!
۶۰ثانیه طلایی برای بازیابی آرامش
۶۰ راه آرامش
۵۵ بهانه مشهور
بعضی از این بهانه ها زیركانه اند و بعضی با حقایق، قابل توجیه می باشند. اما از بهانه نمی توان برای رسیدن به هدف استفاده كرد. جهان تنها می خواهد یك چیز بداند: موفق شدید یا خیر؟
۵ کلید شادی برای شما!
۳۰ روز و ۳۰ راز
۱۷ روش شاد زیستن
۱۰ کلید موفقیت از نظر دیپاک چوپرا
۱۰ کلید طلایی برای رسیدن به آرزوهای درونی
۱۰ دلیل برای نترسیدن از شکست و اشتباه
۱۰ پله تا آرامش
«زنده اید» یا «زندگی می کنید»
حال اگر از اوضاع موجود خسته شده اید و می خواهید زندگی كنید ۱۰ توصیه زیر را به كار گیرید:
زمستان نيز در اين برفِ بیپايان