روزی ۳ بار بمیرید!!!

روی خورشید مدام رویارویی است، مدام انفجارهای هسته ای است. هر روز میلیون ها اتم در خورشید می میرند و میلیون ها اتم زنده می شوند. در خورشید چیزی هست که زندگی می بخشد و همین زندگی است که به ما اجازه می دهد روی این زمین زندگی گنیم. وقتی دانه ای می خواهد به گیاه تبدیل شود ، باید اول بمیرد .همه ی ما دانه هایی هستیم که هر کدام مان می توانیم درخت هایی مثل سرو، کاج، صنوبر و یا میوه های متفاوتی مثل موز، خیار یا پرتقال باشیم . ولی باید برای میوه شدن و به ثمر رسیدن در دانه شدن خود بمیریم.
ادامه نوشته

چگونه خود را به ساحل آرامش برسانیم؟

● در حوضچهٔ اکنون زندگی کنیم
از گذشته درس بگیریم و رهایش کنیم و استرسی را که در آینده ریشه دارد، از ذهن دور کرده و در زمان حال زندگی کنیم.
ادامه نوشته

تو آمدی تا زندگی امیدوار بماند

مدتی بود که روزها پریده رنگ شده بودند. آفتاب، کم رنگ و کم‌توان می‌تابید؛ انگار غباری هوا را آکنده بود و جلوی دید مردم را می‌گرفت.
آنها که هنوز گرمای خورشید را در دل‌هایشان حس می‌کردند، چشم به راه اتفاقی تازه بودند؛ اتفاقی که روزگار مردم را روشن کند و زندگی را جان تازه‌ای ببخشد.
روزگاری بود که مردم، سرگردان و گمراه، به هر سو می‌رفتند تا شاید به مقصد برسند و مرتب از مقصد دور می‌ماندند. روزگاری بود که بعضی‌ها دلشان را درسته به تاریکی سپرده بودند و کم‌کم هر جا ردی از نور و روشنی می‌دیدند، برای خاموش کردنش لشکر می‌کشیدند.
روزگار، روزگارِ خط و نشان کشیدن سپاه سیاهی بود. از گوشه‌ای، ابرهه لشکر فیل‌سوارانش را به راه انداخته بود و در توهّم قدرت، خیال درهم کوفتن و از میان بردن خانه خدا را در سر می‌پروراند. آن سوتر امپراتوری‌های بزرگ در طمع جهان گشایی، مدام در جنگ وستیز به سر می‌بردند.
روزگاری بود که دل آدم‌ها، انگار از سنگ شده و نگاهشان با دوستی و مهربانی قهر کرده بود. آدم‌ها دچار تفرقه و پراکندگی بودند. قبیله‌ها با کوچک‌ترین اتفاقی از هم کینه‌ها به دل می‌گرفتند و به جان یکدیگر می‌افتادند. بیش از ۵۰۰ سال از تولد یکی از بزرگ‌ترین پیام‌آوران مهربانی گذشته بود.
انگار مردم دنیا داشتند خدا را و پیام‌آوران مهربانی‌های خدا را از یاد می‌بردند. خدا، نیاز زمین و زمینیان را به شناختن پروردگارشان، به دوستی و مهربانی او، به اخلاق و انسان‌دوستی می‌دید و آخرین رسول مهربانی‌هایش را، برای نجات دنیا از تاریکی و سیاهی نگه داشته بود. خدا تو را برای ‌آخرین نیازهای‌ بشر نگه‌داشته بود، برای روزها و سال‌ها و قرن‌هایی که آدم‌ها خیلی ‌به خودشان مغرور می‌شوند و بدجوری دچار تفرقه می‌شوند. خدا تو را برای آخرالزمان نگه داشته بود تا مهربانی‌ نمیرد و غرور بشر، باعث نشود به‌کل، خدا را فراموش کند.
خدا تو را به دنیا بخشید تا زندگی به نجات انسان، به عاقبت به‌خیری نوع بشر امیدوار و مطمئن بماند. خدا تو را بارها به دنیا می‌بخشد، تو را هر سال، در یک هفته، دو بار متولد می‌کند تا دست‌کم بخشی از جمعیت جهان در آن هفته به یاد تو، و شاد از تولد تو جدایی‌ها و تفرقه‌ها را از یاد ببرند و خوشحال از تولد تو خدا را شکر کنند و خوبی‌ها را تکثیر کنند.

تو فقط یک بار زندگی می کنی

بهترین دوست اون دوستیه که بتونی باهاش روی یک سکو ساکت بشینی و چیزی نگی و وقتی ازش دور میشی حس کنی بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی ما واقعا تا چیزی رو از دست ندیم قدرش رو نمی دونیم ولی در عین حال تا وقتی که چیزی رو دوباره به دست نیاریم نمی دونیم چی رو از دست دادیم اینکه تمام عشقت رو به کسی بدی تضمینی بر این نیست که او هم همین کار رو بکنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش ، فقط منتظر باش تا اینکه عشق آروم تو قلبش رشد کنه و اگه این طور نشد خوشحال باش که توی دل تو رشد کرده در عرض یک دقیقه میشه یک نفر رو خرد کرد در یک ساعت میشه یکی رو دوست داشت و در یک روز میشه عاشق شد ، ولی یک عمر طول می کشه تا کسی رو فراموش کرد دنبال نگاهها نرو چون می تونن گولت بزنن، دنبال دارایی نرو چون کم کم افول می کنه ، دنبال کسی باش که باعث بشه لبخند بزنی چون فقط با یک لبخند میشه یه روز تیره رو روشن کرد ، کسی رو پیدا کن که تو رو شاد کنه دقایقی تو زندگی هستن که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه که می خوای اونو از رویات بکشی بیرون و توی دنیای واقعی بغلش کنی رویایی رو ببین که می خوای ، جایی برو که دوست داری ، چیزی باش که می خوای باشی ، چون فقط یک جون داری و یک شانس برای اینکه هر چی دوست داری انجام بدی آرزو می کنم به اندازه ی کافی شادی داشته باشی تا خوش باشی ، به اندازه کافی بکوشی تا قوی باشی به اندازه کافی اندوه داشته باشی تا یک انسان باقی بمونی و به اندازه کافی امید تا خوشحال بمونی همیشه خودتو جای دیگران بذار اگر حس می کنی چیزی ناراحتت می کنه احتمالا دیگران رو هم آزار می ده شادترین افراد لزوما بهترین چیزها رو ندارن ، اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترین استفاده رو می برن شادی برای اونایی که گریه می کنن و یا صدمه می بینن زنده است ، برای اونایی که دنبالش می گردن و اونایی که امتحانش کردن ، چون فقط اینها هستن که اهمین دیگران رو تو زندگیشون می فهمن عشق با یک لبخند شروع میشه با یک بوسه رشد می کنه و با اشک تموم می شه ،‌ روشنترین آینده همیشه روی گذشته فراموش شده شکل می گیره ، نمیشه تا وقتی که دردها و رنجها رو دور نریختی توی زندگی به درستی پیش بری ، وقتی که به دنیا اومدی تو تنها کسی بودی که گریه می کردی و بقیه می خندیدن ، سعی کن یه جوری زندگی کنی وقتی رفتی تنها تو بخندی و بقیه گریه کنن

از زندگی لذت ببرید

شما هر قدر روحیه ای آرام داشته باشید، ممکن است در طول روز به دلیل های مختلف، آرامش خود را از دست بدهید و دچار نا آرامی شوید. نکته ای که باید به آن توجه کنید این است که ناآرامی و نگرانی نه تنها مشکلات را حل نمی کنند؛ بلکه از ادامه ی فعالیت صحیح نیز جلوگیری می کنند.
در اینجا به چند نمونه از روش های ساده و آسانی که می توانند نا آرامی و نگرانی ما را به خصوص در محیط کار کم کنند، اشاره می کنیم.آنها را به کار ببندید و از زندگی لذت ببرید. هنگامی که احساس نگرانی و دلهره ی شدید می کنید، از آن محیط دور شوید. کمی قدم بزنید، نفسی تازه کنید و فکر خود را از چیزهای نگران کننده دور کنید. بعد از چند دقیقه با فکری آزاد و تازه به محل کار برگردید و به ادامه ی فعالیت بپردازید.
اگر در ترافیک خیابان گرفتار شده اید، رادیو را روشن کنید و به موضوع دیگری غیر از ترافیک فکر کنید. اگر صدای اتومبیل های دیگر شما را آزار می دهد، پنجره های اتومبیل خود را ببندید. زمانی که به هر دلیلی دچار ناآرامی شدید از خودتان سؤال کنید که آیا آن موضوع این قدر اهمیت دارد که به خاطرش آرامش خود را از دست بدهید؟ واقعیت این است که بیشتر مسایل روزانه ی زندگی که سبب نگرانی و ناراحتی ما می شوند، خیلی مهم نیستند. به هنگام رو به رو شدن با مشکل ها به خصوص مشکل های جزیی، سخت نگیرید، پریشان نشوید و کنترل خود را از دست ندهید. این رفتار، پریشانی و نگرانی را از شما دور می کند.
نفس کشیدن در ایجاد آرامش نیز بسیار مفید است. هنگامی که احساس نگرانی و پریشانی می کنید، چند بار نفس عمیق بکشید. در این صورت به آرامش خواهید رسید.

از زندگی خود راضی هستم؟

از آنجا که همه‌ی زندگی در وجود آدمی شکل می‌گیرد، رضایت و آرامش را نیز نمی‌توان در بیرون جست‌وجو کرد و باید برای یافتن آن، به عمق وجود خویش مراجعه کرد.
من به عنوان کسی که روح و جسمم با هم به آشتی و تفاهم رسیده‌اند و هر یک در خدمت‌ دیگری است، هر صبح که چشم می‌گشایم و از خواب برمی‌خیزم، می‌بینم که هدیه‌ی زندگی را با احترام تمام، تقدیمم می‌کنند. هدیه‌ای که چون به آن می‌نگرم، جز آرامش و رضایت، جز انبساط خاطر و سلامت، چیزی در آن نمی‌بینم، آری، من از زندگی‌ام، راضی‌ام چرا که این هدیه را از دست خدای رحمان گرفته‌ام. من هرگز به انتظار دیگران نمی‌نشینم و وقت ارزشمند و گران‌بهای خود را صرف انتظار برای آمدن آنانی که شاید هرگز نیایند و شاید هرگز به نیازم پی‌نبرند، تلف نمی‌کنم.
لازم نیست نیمه‌ی مکمل کسی باشی یا کسی بیابد و نیمه‌ی ناتمام تو را کامل کند، زیرا ارتباطی این‌گونه و دیدگاه و نگرشی این‌چنین، از همان ابتدا محکوم به شکست است. همین که فکر ناقص بودن را به ضمیر ناخوآگاه خود راه می‌دهی، ناخودآگاه، ضعف، کمبود، احساس عدم شایستگی و عدم اعتماد به نفس را به خویش القا کرده‌ای.
شاید ابراز رضایت از خود، قدری خودخواهانه به نظر برسید چرا که از همان دوران کودکی به تک‌تک ما آموخته‌اند که همیشه باید متواضع و فروتن باشیم و ابراز وجود نکنیم. اما من خوب می‌دانم که تعریف کردن از خود اگر همراه با بلوف و خیال‌پردازی نباشد و صحبت از توانایی‌ها و استعدادهای خود اگر بدون هر گونه اغراق و تظاهر صورت پذیرد، سرشار از موج‌ها و پیام‌های مثبت است و قبل از آن که دیگران را هدف قرار دهد، به خود ما باز می‌گردد و بر اعتماد به نفس، خودباوری و خودشکوفایی ما می‌افزاید انسان‌های بزرگوار، دیگران را به خاطر آنچه هستند و آنچه کرده‌اند، می‌بخشند و به خودسازی و زیباسازی خویش می‌پردازند تا از رهگذر تغییری که در خود پدید می‌آورند، به دیگران نیز راه را نشان دهند که زندگی و شخصیت‌شان را متحول نمایند.
خواسته‌ها و آرزوها، یکی پس از دیگری از راه می‌رسند و هر کدام که برآورده می‌شوند، اعتبار خود را از دست داده و از چشم انسان می‌افتند و آرزویی بهتر و آرمانی شگفت‌تر، جایگزین آنها می‌گردد. کسی می‌تواند از زندگی خود راضی باشد که روح کمال‌طلب و روان فزون خواه خود را بشناسد و فکر نکند که چون آرزوهایش را پایانی نیست، پس فرد خودخواه و سیری‌ناپذیری‌ست و به این ترتیب، به شخصیت خود برچسب منفی بزند و استعداد درک حقیقت را در خود کور کند.
من از زندگی‌ام راضی‌ام. عشق می‌ورزم و به من عشق می‌ورزند. مهربانی می‌کنم و مهربانی به من روی می‌آورد. دست افتادگان را می‌گیرم و ایستادگان دست مرا می‌گیرند. زیبا می‌بینم و زیبایی در زندگی‌ام تجلی می‌یابد. مهر می‌ورزم و مهرورزان از راه می‌رسند می‌بخشم و مرا می‌بخشند و می‌خندم و دنیا به رویم لبخند می‌زند.
به‌راستی که زندگی، آنگاه به حد کمال می‌رسد و انسان، آن زمان احساس رضایت و خوشبختی می‌کند که احساس کند فرمانده‌ی یک زندگی است. در این دنیا، هیچ‌چیز مطلق نیست و هیچ‌کس نیز نمی‌تواند بی‌نقص باشد. همه‌ی بعدهای زندگی، رو به یگانگی دارند و همه‌ی ذره‌های وجود، به سوی وحدت پیش می‌روند. همه می‌روند تا به سرچشمه‌ی کمال بپیوندند و کامل شوند.
رضایت و نارضایتی، زاییده ی باورها و حاصل اندیشه‌های ماست، ناشی از برداشت و تفسیری‌ست که از رویدادهای زندگی داریم.
خاطره‌های سرکوب شده، عقده‌های فرو خفته، احساس گناه، احساس مقصر بودن و پذیرفتن نشدن و... همگی در عمق وجود ما خفته‌اند و هنگام برداشت‌ها و تعبیرهایی که از رخدادها داریم، سر برمی‌آورند و خود را نشان می‌دهند.
تنها تویی که می‌دانی شایسته‌ی عشق هستی و لیاقت زندگی کردن داری. تو اکنون همه‌چیز را متفاوت از گذشته می‌بینی، چرا که تحولی در رکن‌های وجودت به وقوع پیوسته و اینک نور حقیقت و معرفت بر ساحت وجودت، تابیدن گرفته است.

منبع : مجله شادکامی و موفقیت

همیشه خودت باش

اعتماد به نفس یعنی نگرش مثبت فرد در مورد توانایی های خود و استفاده عملی آنها در زندگی. کم رویی یکی از حالا ت هیجانی است که با ترس فرد از وضع موجود محیط همراه است. کم رویی از توجه شدید فرد به خود ناشی می شود و در پسران در ۱۵ سالگی به حد نهایی خود می رسد.
شخص کم رو در اجتماع و در مورد رابطه برقرار کردن با مردم احساس ناراحتی می کند و همواره از واقعیت ها گریزان است و دوری می کند. کم رویی باعث به تعویق افتادن فعالیت فرد در زمان حال و آینده نیز می شود.
از مهم ترین مسائل مطرح شده که در امر اعتماد به نفس فرزندان وجود دارد عبارتند از:

ادامه نوشته

شما حق دارید" نه " بگویید!

" حالا چند دقیقه دیگر بنشین، نترس، دیر نمی شه! " ، " قربون دستت این بچه ما را نگهدار تا ما از خرید برگردیم" ، " نمی شه! باید امشب به مهمونی بیای وگرنه دلخور می شم" ، " می بخشید، امشب خانم بچه ها هوس كردن برن گردش. قربونت اون ماشینتو یه دو ساعت بده ممنون می شم" و...
بدون شك همه ما بارها و بارها با مواردی این چنینی برخورد كرده ایم و چه بسا گاهی به دلیل عدم تمایل روحی و یا قرار داشتن در موقعیتی خاص، از ته دل آرزو كرده ایم كه ای كاش چنین چیزی از ما خواسته نمی شد. پاسخ شما در این گونه مواقع چیست؟ آیا جرأت می كنید با صراحت تمام " نه" بگویید؟ آیا وقتی در یك جمع قرار می گیرید، به خود اجازه می دهید نظراتی را كه با آن مخالف هستید رد كنید؟ یا اینكه مانند بسیاری افراد ، در رودربایستی گیر می كنید و برای رعایت قاعده " مردم داری" با كراهت ، اینگونه خواسته ها را اجابت می كنید؟

ادامه نوشته

به خود اعتماد کن


اعتماد به خود رفتاری است که به افراد اجازه می دهد عقاید مثبت و در عین حال منطقی درباره خود و موقعیت هایشان داشته باشند.
افرادی که دارای اعتماد به نفس هستند، به توانایی هایشان اعتماد دارند و بر این باورند که می توانند هر چه بخواهند انجام دهند زیرا انتظارات آن ها منطقی است و اگر گوشه ای از انتظاراتشان برآورده نشد، باز هم اعتماد به نفسشان را از دست نمی دهند.
افرادی که نسبت به خود مطمئن نیستند برای این که احساس خوبی داشته باشند، بی اندازه به تایید دیگران محتاج اند، از خطر کردن پرهیز می کنند زیرا از شکست خوردن می ترسند و به طور معمول انتظار ندارند که موفق شوند و اغلب خود را تحقیر می کنند.
● چگونه اعتماد به خود پرورش می یابد؟
عوامل بسیاری در پرورش اعتماد به خود مؤثر است. رفتار والدین به خصوص در سال های اولیه کودکی در این امر بسیار نقش دارد.
اگر والدین بیش از اندازه خرده گیر یا متوقع باشند، یا این که به شدت از کودک خود محافظت کنند به طوری که ترس و نداشتن شهامت جای اتکا به خود را بگیرد، بچه ها تصور خواهند کرد که بی لیاقت و بی کفایت هستند.
در مقابل، اگر والدین بچه ها را تشویق کنند که به خود اطمینان داشته باشند و وقتی بچه ها اشتباه کردند، آن ها را بپذیرند و دوست داشته باشند، حس اعتماد به خود در بچه ها پرورش می یابد.
جای تعجب است که کمبود اعتماد به خود لزوما به کمبود توانایی بستگی ندارد. اعتماد نداشتن به خود اغلب نتیجه تمرکز بسیار روی انتظارات یا معیارهای غیر منطقی دیگران، به ویژه والدین و جامعه است.
● چند روش برای پرورش اعتماد به خود
۱) تمرکز روی نقاط قوت: درباره هر کاری که انجام می دهید به خود اعتماد کنید.
با تمرکز کردن روی کاری که می توانید انجام دهید، خود را برای تلاش هایتان تحسین کنید و کمتر روی نتایج تأکید بورزید.
۲) ریسک کردن: با تجارب جدید به عنوان فرصت هایی برای یادگیری مواجه شوید، به جای این که به موقعیت هایی برای برنده یا بازنده شدن فکر کنید.
این عمل شما را با امکانات جدید آشنا می سازد و می تواند حس خویشتن پذیری شما را افزایش دهد.
انجام ندادن این کار همه امکانات را به فرصتی برای شکست تبدیل می کند و مانع رشد فردی می شود.
۳) صحبت کردن با خود: از صحبت کردن با خود به عنوان فرصتی برای مبارزه با گمان های زیان بار استفاده کنید.
به خود بگویید صبر کن و گمان های منطقی تری جانشین کنید.
برای مثال وقتی شما به شدت از خود انتظار پیشرفت دارید، به خود یادآوری کنید که قادر نیستید همه چیز را به طور کامل انجام دهید و فقط امکان این وجود دارد که سعی کنید بعضی کارها را انجام دهید.
این مسئله به شما کمک می کند که خود را قبول داشته باشید.

آیا من به "خود" قوی‌تر نیاز دارم؟

آیا من آدم خوبی هستم؟ آیا خودم را دوست دارم یا اینکه از خودم خیلی انتقاد می‌کنم؟

ادامه نوشته

۷ مانع موفقیت

۱) پشت گوش‌ اندازی
افرادی که علامت مزمن این "بـیـمـاری" در آنها دیده میشود، مایلند با این جملات توجیه کننده که " تمام کردنش کاری نخواهد داشت" و یا "نگران نباش، وقت برای انجام دادنش بسیار است"، کارها و وظایف‌شان را برای همیشه از سر خود باز کرده و به تعویق بیندازند.
ادامه نوشته

بخشش و گذشت

آیا می‌خواهی به خودت کمکی فوری برسانی؟ با دیگران بخشنده باش تا ببینی چه احساس بزرگی پیدا می‌کنی.
آیا با تو رفتار بدی شده است؟ دیگران را ببخش و ببین که با چه سرعتی از آن فکر منفی و مخرب خلاص می‌شوی.
آیا می‌خواهی امروز را به روزی واقعاً عالی تبدیل کنی؟ پس سعی کن امروز به پیشرفت دیگران کمک کنی.
تو برای بخشندگی به پول زیاد، وقت اضافی یا مهارت بالا نیاز نداری. برای بخشش صادقانه در هر موقعیت و در تمام روز فرصت وجود دارد.
با گذشت و بخشش، زندگی به سطح بالاتری از زیبائی صعود خواهد کرد. هر لحظه زندگی با بخشش، یک لحظه زندگی با شادی واقعی و بادوام خواهد بود.
این موهبت را به خودت عطا کن و از ارزش واقعی آن شگفت‌زده شو.

۱۰ دلیل برای نترسیدن از شکست


۱۰ دلیل برای نترسیدن از شکست۱) انسان جائز الخطاست موفقها هم اشتباه میکنند
۲)حقیقت پیروزی و شکست را پیران با تجربه و کودکان درک می کنند
۳) درون و کنار هر شکستی پیروزی وجود دارد
۴) چون شکست بی معنی است اگر در بینهایت هم ضرب شود باز هم بی معنی است
۵) قدرت بی منتها برای موفقیت در هرموجودی به ودیعه گذاشته شده است
۶) بر چسب خوب و بد به کارهای زندگی زدن منطقی نیست و آرامش در رسیدن به موفقیت الزامی است
۷) بر چسب زدن به انسانها منطقی نیست
۸) اشتباهات و ناگواری ها می تواند مرا به خدا نزدیک تر کند
۹) کامیابی و آرامش واقعی درونم متجلی است
۱۰) در ملکوت الهی شکست وجود ندارد

۱۰ راه برای آشتی با گذشته


۱۰ راه برای آشتی با گذشته
1) گذشته را دوباره قاب بگیرید.
به جای اینكه وقتی خاطره‌های كهنه به ذهنتان می‌آید، مثل همیشه رفتار كنید، دست نگه دارید، یك نفس عمیق بكشید و سعی كنید طور دیگری در مورد آنها فكر كنید.
۲) از قید و بند شرم خود را خلاص كنید. قول و قرارهایی كه با خودتان گذاشته‌اید را به یاد آورید و به خودتان اجازه بدهید كه آنها را زیر پا گذاشته و عهدتان را بشكنید. همیشه یادتان باشد، شرم یك دروغ است. شما شایسته عشق و احترام هستید.
۳) دردها را آزاد كنید. تحقیقات نشان می‌دهد كه بیماری در آن‌دسته از افرادی كه درد و رنج‌های گذشته خود را روی كاغذ می‌آورند، سریع‌تر بهبود می‌یابد و این افراد سیستم ایمنی قوی‌تری دارند.
۴) افسوس و پشیمانی را كنار بگذارید. از تكرار دوباره و دوباره جملاتی مثل، «اگر فقط... » و مثل این دست بردارید. از تجربیاتتان درس بگیرید و سعی كنید تا در آینده به طرزی متفاوت با قبل رفتار كنید.
۵) از تاسف به منفعت برسید. مهم نیست كه این درد و ناراحتی كی پیش آمده باشد، باید به خودتان اجازه بدهید كه آن احساسات را دوباره احساس كنید.
۶) پذیرش را تمرین كنید. سوگواری برای سرنوشت به شما كمك نمی‌كند كه گذشته‌تان را تغییر دهید. آرامش زمانی به سراغتان می‌آید كه قبول كنید چه بر شما گذشته است و با درك كامل از آن بگذرید.
۷) شكرگزار باشید. قدردانی و شكرگزاری حتی از پذیرش هم بهتر است.
۸) عادت عیبجویی و سرزنش را كنار بگذارید. سرزنش‌كردن و انتقاد كردن از اتفاقاتی كه در گذشته برایتان افتاده است به این معناست كه خود را برای آنچه سرتان آمده مسوول نمی‌دانید.
۹) به دنبال آرامش درونی باشید. مهم نیست كه گذشته‌تان چقدر مهیب و دردناك بوده باشد، همیشه می‌توانید محیطی آرام در درون خودتان پیدا كنید. اگر بتوانید به آن سرچشمه دست پیدا كنید، استرس را هم از خودتان دور خواهید كرد و فكرتان را برای راه حل‌های نو صاف می‌كنید.
۱۰) آینده‌ای رضایتبخش برای خود خلق كنید. یكی از بهترین راه‌های آشتی به گذشته، این است كه به همان آدمی تبدیل شوید كه همیشه می‌خواستید.

«شکلات» زندگی

راز و رمز شیرین زندگی کردن خیلی سخت نیست . فقط می بایست بدانیم چگونه زندگی کنیم.
آری مشکلات و ناکامی های مسیر زندگی، مواد خام شکلات زندگی هستند. زندگی ما همواره با مشکلات و سختی ها معنا پیدا می کند و ما آمده ایم تا مسائل زندگی را حل کنیم و لذت حل مسائل و مشکلات را بچشیم.
از مشکلات و رنج های زندگی نهراسیم و با اقتدار در میدان زندگی وارد شویم و اینگونه از مشکلات و ناکامی های مسیر بهترین «شکلات» زندگی مان را تهیه کنیم و از طعم آن لذت ببریم.
برای تهیه «شکلات» زندگی می باید به نکات مهم و دستورالعمل ذیل دقیقا توجه داشت تا طعم «شکلات» زندگی، دلچسب همه اطرافیانمان باشد :
▪ باور کنیم که بهترین تهیه کننده ایم
انسان هایی که فعالیت و امورشان را با نگرش و باورهای بسیار مثبت آغاز می کنند، دستاوردهای مثبتی به دست می آورند. آنها چون اعتقاد دارند که موفق می شوند، پس قطعا به پیروزی می رسند. انسان های برنده ابتدا در ذهن خود برنده می شوند و سپس این پیروزی و موفقیت را در صحنه ی زندگی نمایان می سازند. برندگان همیشه مثبت می اندیشند و از ناملایمات مسیر هراسی ندارند و با اعتقادی راسخ نگاهی متعالی به اطراف خود دارند. آری برای خلق یک زندگی عالی و مطلوب باید باور داشته باشیم که توانایی آفریدن زیباترین زندگی را داریم، سپس با این باور زیبا شیرین ترین لحظات را برای خود و اطرافیان مهیا سازیم.
▪ از کاه کوه نسازیم
برای تهیه شکلات زندگی باید تجربه کسب کنیم. بنابراین اگر عزممان را جزم کرده ایم تا زندگی شیرینی را رقم زنیم می بایست از اشتباهات گذشته اندوهگین نباشیم و ناکامی های گذشته را در ذهنمان مرور نکرده و بی جهت از کاه کوه نسازیم. انسان های موفق فقط از گذشته درس می گیرند و در زمان حال زندگی می کنند و همواره آینده ای زیبا را در ذهنشان ترسیم می نمایند. راز شاد زیستن، صبر و شکیبایی است. برای لذت بردن از زندگی می بایست برای اتفاقاتی که هنوز رخ نداده است، نگران نباشیم. دیل کارنگی، روانشناس بزرگ می گوید:« ۹۸درصد نگرانی های مردم برای چیزهایی است که هنوز اتفاق نیفتاده است.» پس بیاییم با توکل به خدای مهربان در فراز و نشیب های زندگی با صبر و حوصله به انتظار زیباترین و خوشمزه ترین لحظه های ناب زندگی باشیم و از اکنون لذت ببریم و از گذشته عبرت بگیریم و آینده ای زیبا را تصور نماییم.
▪ تدبیر و تفکر
زندگی با تدبیر وتفکر زیبا می شود. برای هر اقدامی فکر کنیم و افکارمان را بر روی برگه ای سفید بنویسیم و چندین بار تفکراتمان را مرور کنیم. انسان هایی می توانند لحظات شیرینی در زندگی شان خلق نمایند که زمانی آن لحظه را تصویر و برای آن تدبیر نموده باشند. تفکر راه های بی شماری را برای رسیدن به موفقیت در مسیر انسان قرار می دهد و انسان های هوشمند علاوه بر اینکه خود می اندیشند از تجارب و افکار انسان های دیگر نیز استفاده می کنند و میانبرهای رسیدن به موفقیت و زیبایی را کشف می نمایند. اندیشیدن انسان ها را رشد می دهد و آنها را از مسیرهای بحرانی به سلامت عبور می دهد و رازهای آرامش و نشاط را برای آنان به ارمغان می آورد. هر روز دقایقی را در خلوت برای اندیشیدن قرار دهیم و آنچه را که پس از تفکر و تدبیر و مشورت با انسان های صادق به دست می آوریم با اقتدار در صحنه زندگی جاری نماییم.
▪ منتظر خبرهای خوب باشیم
انتظار زیباترین مفهوم زندگی است. انسان هایی که در انتظار خوبی ها می نشینند، خوبی ها را به دست می آورند، چرا که انسان ها جذب کننده ی انتظاراتشان می باشند. قانونی در این عالم وجود دارد به نام قانون افزایش که این قانون بیان کننده ی این مفهوم است که هر چیزی را که حرفش را بیشتر بزنی و به آن بیشتر بیاندیشی برای تو محقق می شود. مواظب باشیم برای تحقق یک زندگی شیرین، منتظر تلخ کامی ها و شکست ها نباشیم و هر روز صبح که از خواب بیدار می شویم پس از یک مناجات عارفانه، منتظر خیر و برکت های بیکران در زندگی باشیم.
همواره سعی کنیم با دوربین ذهن مان، زیبایی ها را ببینیم و صحنه های جذاب زندگی را شکار کنیم. از مهربانی ها و عطوفت ها بگوییم و همواره شاکر خدای مهربان باشیم تا برکات و نعمات الهی برای ما گسترده شود.
▪ توکل به خدا
قرآن مجید می فرماید: «به درستی اوست که می خنداند و می گریاند.» انسان هایی که با یک ارتباط عاشقانه و عارفانه با توکل به خالق هستی در مسیر زندگی تلاش می نمایند همواره مورد حمایت حضرت حق تعالی قرار می گیرند و به آرامشی عمیق دست می یابند.
ساختن یک زندگی ایده آل بدون خدا ممکن نیست و انسان هایی که به دنبال شیرینی و حلاوت در زندگی می گردند می بایست خدا را در متن زندگی شان جاری نمایند و هر تفکر و اقدامی را بر مبنای اطاعت او قرار دهند تا شادی و نشاط حقیقی نصیب شان شود.
خداوند به انسان هایی که او را اطاعت می کنند و یاری می رسانند وعده ی یاری و حمایت داده است و فرموده که: «به درستی خداوندحمایت کننده ی انسان هایی است که به او ایمان آورده اند.» یادمان باشد هر چقدر برای تهیه شکلات زندگی دقت و تلاش کنیم، طعم این شکلات خوشمزه تر می شود و اعضای خانواده مان از آن لذت بیشتری می برند.

«من» بهتر

غاز هر فصل فرصتی است برای بازنگری و مراقبت بیشتر از خود، حال هشت نکته ساده را برای بهتر شدن روزهای زندگی توصیه می کنیم.
▪ یک بشقاب پر از خوراکی های خوب
خوردن روزانه یک بشقاب میوه یا انواع سبزیهای خام، آنتی اکسیدانهای مفید را برای مبارزه با سرطان به ارمغان می آورد. در ضمن فیبر مورد نیاز بدن هم تأمین شده و وزنتان هم کنترل می شود.
* چرت بزنید تا پیروز شوید
طی روز حتماً یک چرت کوتاه بزنید با کاهش استرس و خواب کوتاه روزانه احتمال خطر حمله قلبی کم می شود.
▪ مراقب نور خورشید باشید
اگر چه در زمستان اغلب روزها ابری است، ولی حتماً از کرم ضد آفتاب و مرطوب کننده استفاده کنید. قدیمی ها عقیده داشتند: «رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون» پس اگر دوست دارید چهره ای سالم داشته باشید پوست خود را پاک و نرم و شفاف نگه دارید.
▪ افزایش حس خوشبینی
مهم نیست که چه چیزی باعث خنده می شود. بهترین تمرین و ورزش مخصوص ماهیچه های شکم و اندام داخلی، همین خنده است، چون خنده باعث آزاد شدن سروتونین و دوپامین می شود که افزاینده حس «خوب بودن» و «خوشبینی» است.
خنده همانند پادزهری برای معالجه دردهای مزمن عمل می کند و باعث می شود تا افراد سریع تر بهبود یابند.
▪ آشتی با رنگها
روح خود را با اضافه کردن رنگها شادمان کنید به این منظور می توانید اتاق خود را به رنگ زرد درخشان یا حتی سبز روشن درآورید و در روزهای ابری به محیط خانه نور بیشتری ببخشید و در نتیجه محیط زندگیتان را دوست داشته باشید.
▪ استرس کمتر، شادی بیشتر
استرس داشتن و باقی ماندن در آن کم کم منجر به انواع و اقسام مشکلات مانند بی خوابی، سردرد و فقدان انرژی می شود. پس به خود مسلط باشید. به دنبال چیزی بگردید که به شما آرامش ببخشد و حتماً آن را انجام دهید.
▪ ورزش سه بار در هفته
با انجام ورزش روزانه و قوی کردن بدن، به استحکام تراکم استخوانها، قدرت ماهیچه ها و تناسب اندام کمک کنید. حداقل ۱۵ تا ۲۰ دقیقه ورزش سه بار در هفته را در برنامه زندگی تان قرار دهید. از دستگاه های ورزشی هم می توانید کمک بگیرید.
▪ یک تصمیم گیرنده موفق باشید
این کار بستگی به خود شما دارد. این شما هستید که می دانید چه چیزی باعث شادی یا اندوه شما می شود. زندگی خود را به سمتی هدایت کنید که به جای اینکه دیگران برای شما تصمیم گیرنده باشند، خود شما بتوانید انتخاب کنید. چارجوبها را بشکنید، آینده را از روی هدف بسازید، نه از روی پیش فرض ها!

از دلبستگی به اشیاء دل بکنید


یک شب ـ وقتی که هنوز در خانه بزرگمان زندگی می‌کردیم ـ آتش‌سوزی عظیمی به محله ما سرایت کرد و ناچار شدیم خانه را ترک کنیم.
درست پیش از ترک خانه، نگاهی به این سو و آن سو انداختیم و دریافتیم که تا چه اندازه اشیائی را گرد آورده بودیم که می‌توانستیم بی‌ آنها سر کنیم.
منظور این نیست که اگر همه اموال ما نابود می‌شد، هیچ مسأله‌ئی پیش نمی‌آمد. مراد این نیز نیست که بگویم دلمان برای بعضی از آن اشیاء تنگ نمی‌شد. اما به نقطه‌ئی رسیده بودیم که اگر آن اشیاء می‌بودند می‌توانستیم از وجودشان محفوظ شویم. اما اگر از بین می‌‌رفتند نیز صدمه نمی‌دیدیم. و این برای ما گامی مؤثر به سوی رهائی بود.
البته خانه ما در آتش‌سوزی نسوخت. اما آن روز برای ما درس ارزشمندی به‌همراه داشت که ـ نه تنها به خلاص شدن از اشیائی که واقعاً نمی‌خواستیم و نهایتاً به ساده‌سازی زندگی‌مان انجامید ـ بلکه به رهائی از دلبستگی به اشیاء و رسیدن به سطح ژرفی از خرسندی درون هدایتمان کرد.
به دور و بر خانه‌تان نگاهی بیندازید و مجسم کنید که نیم ساعت فرصت دارید تا خانه‌تان را تخلیه کنید. و تنها اسبابی که می‌‌توانید بردارید چیزهائی است که بتوانید در صندوق عقب اتومبیل‌تان بگذارید. چه چیزهائی را با خود بر می‌داشتید؟ اگر قرار بود دوباره این کار را تکرار کنید، این‌بار چه چیزهائی را بر می‌داشتید؟
لازم نیست صبر کنیم تا طبیعت مداخله کند. می‌توانیم مسئولیت زندگی‌مان را به‌عهده بگیریم و هم اکنون آغاز کنیم. همین امروز خودمان را از شر چیزهائی ـ دست کم از دلبستگی‌ به چیزهائی ـ که میان ما و آرامش خاطرمان می‌ایستند خلاص کنیم.
وقتی به این نقطه می‌رسید، می‌بینید برای خوشبختی به چه چیزهای اندکی احتیاج داریم.