زیبایی
صدای دوستم در گوشم پیچید که می گفت: مگر واجب است که این کار بکنی؟ هر چه
که خدا داده زیباست. همه از درد فرار می کنند، تو می خواهی خودت را دردمند
کنی؟ بادی به غبغبم انداختم و گفتم: وقتی مرا دیدی می فهمی چرا واجب بوده.
اصلا تو از روی حسادت این حرفها را می زنی. سرش را برگرداند و رفت و در حال
رفتن گفت: هرچه می خواهی بگو، دلم نمی آید رهایت کنم با این حال خودت می
دانی. من چند نفر را در فامیلمان دیده ام که این کار را کرده اند و
پشیمانند. یکی شان چند روز در کما بود...
ادامه نوشته
+ نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۰ ب.ظ توسط ***نازبانو***
|
زمستان نيز در اين برفِ بیپايان