نام شعر: گاهی شاعر: کاظم وکیلی(کهکشان)
شبیه برگ قالی مي شوی گاهي
غرور دست مالی مي شوی گاهي!
چه ميدانی از این احساس ...کم حرفی!
سکوت خشک و خالی مي شوی گاهي
بیا باور کنيم از عشق بیزاری!
-م ُمجنون خیالی مي شوی گاهي!
ميان بد وَ بدترها تو محکومي
به اینکه خوب و عالی مي شوی گاهي!
و گاهي در پس فکرم تو نوحی با
هزار و چند سالی ...مي شوی گاهي
به زیبایی هَنگیدن تو مي مانی!
سوال بی سوالی مي شوی گاهي
ًٌٍِّ.
.
خدای من شدی بانو ، عجب رسمي
خدایا لاابالی مي شوی گاهي! ...
غرور دست مالی مي شوی گاهي!
چه ميدانی از این احساس ...کم حرفی!
سکوت خشک و خالی مي شوی گاهي
بیا باور کنيم از عشق بیزاری!
-م ُمجنون خیالی مي شوی گاهي!
ميان بد وَ بدترها تو محکومي
به اینکه خوب و عالی مي شوی گاهي!
و گاهي در پس فکرم تو نوحی با
هزار و چند سالی ...مي شوی گاهي
به زیبایی هَنگیدن تو مي مانی!
سوال بی سوالی مي شوی گاهي
ًٌٍِّ.
.
خدای من شدی بانو ، عجب رسمي
خدایا لاابالی مي شوی گاهي! ...
+ نوشته شده در شنبه دهم دی ۱۳۹۰ ساعت ۲ ب.ظ توسط ***نازبانو***
|
زمستان نيز در اين برفِ بیپايان